آمریکا در خاورمیانه: خواستن یا توانستن؟

مروری بر کتاب «جنگ»، نوشتۀ باب وودوارد (2024)

آمریکا در خاورمیانه: خواستن یا توانستن؟

‫معرفی کتاب «جنگ» (War) نوشتهٔ باب وودوارد: روایتی بی‌پرده از سه نبرد سرنوشت‌ساز

در خاورمیانه، سؤال اصلی دیگر این نیست که آمریکا چه می‌خواهد، بلکه این است که چه چیزی هنوز در توان اوست.

مقدمه
در چشم‌انداز روزنامه‌نگاری سیاسی آمریکا، نام «باب وودوارد» با اعتبار و نفوذی کم‌نظیر پیوند خورده است. او که با افشای رسوایی واترگیت به شهرتی جهانی دست یافت، طی پنج دهه گذشته با انتشار کتاب‌هایی مبتنی بر دسترسی بی‌سابقه به محافل قدرت، به وقایع‌نگارِ رسمیِ کاخ سفید بدل شده است. کتاب «جنگ» (War) که در پانزدهم اکتبر ۲۰۲۴ توسط انتشارات سایمون اند شوستر منتشر شد، تازه‌ترین حلقه از زنجیرهٔ روایت‌های او از قدرت در واشنگتن است؛ کتابی که به‌یک‌باره مخاطب را به دل سه بحران هم‌زمان می‌برد: جنگ روسیه در اوکراین، جنگ اسرائیل و حماس در خاورمیانه، و نبرد برای تصاحب کرسی ریاست‌جمهوری ایالات متحده.

این کتاب در ۴۴۸ صفحه و با جلد گالینگور منتشر شده و به سرعت در صدر فهرست پرفروش‌ترین‌های نیویورک تایمز قرار گرفته است. نشریهٔ واتراستونز آن را در زمرهٔ بهترین کتاب‌های سیاسی سال ۲۰۲۴ برگزیده است. اما اهمیت «جنگ» فراتر از موفقیت تجاری آن است؛ وودوارد در این کتاب برای نخستین بار از جایگاه صرفاً گزارشگر فراتر می‌رود و داوری صریح خود را دربارهٔ رهبری سیاسی و ریاست‌جمهوری ارائه می‌دهد. در این نوشتار، پس از مروری بر زندگی حرفه‌ای نویسنده، به معرفی جامع کتاب، ساختار و فهرست مطالب، خلاصهٔ فصول، نقل‌قول‌های تأثیرگذار و بازتاب‌های انتقادی آن خواهیم پرداخت.

باب وودوارد: وقایع‌نگار قدرت در واشنگتن
رابرت آپشر وودوارد (Robert Upshur Woodward) در ۲۶ مارس ۱۹۴۳ در ژنو، ایالت ایلینوی زاده شد. پدرش قاضی برجسته‌ای بود و چنین می‌نمود که مسیر شغلی او نیز به عرصهٔ حقوق ختم شود. او با دریافت بورسیهٔ سپاه آموزش افسران ذخیرهٔ نیروی دریایی به دانشگاه ییل راه یافت و در سال ۱۹۶۵ با مدرک کارشناسی در دو رشتهٔ تاریخ و ادبیات انگلیسی فارغ‌التحصیل شد. پس از آن پنج سال به عنوان افسر ارتباطات در نیروی دریایی ایالات متحده خدمت کرد و حتی مدتی مسئولیت جابه‌جایی کدهای پرتاب هسته‌ای را بر عهده داشت. پس از پایان خدمت، در مدرسهٔ حقوق هاروارد پذیرفته شد، اما هرگز به تحصیل در آن نپرداخت. در عوض، برای یک دورهٔ کارآموزی دو هفته‌ای بدون حقوق به روزنامهٔ واشنگتن پست مراجعه کرد. سردبیران روزنامه استعداد او را دریافتند و او را به یک هفته‌نامهٔ محلی در مریلند معرفی کردند. یک سال بعد، واشنگتن پست او را به عنوان خبرنگار تمام‌وقت پذیرفت.

وودوارد تنها نُه ماه در بخش حوادث جنایی مشغول به کار بود که تماسی دربارهٔ سرقت از مقر کمیتهٔ ملی حزب دموکرات در مجتمع واترگیت دریافت کرد. همکاری او با کارل برنستین، دیگر خبرنگار واشنگتن پست، به افشای بزرگ‌ترین رسوایی سیاسی تاریخ آمریکا انجامید؛ رسوایی‌ای که در نهایت به استعفای ریچارد نیکسون، رئیس‌جمهور وقت، منجر شد. این دو خبرنگار به‌خاطر این گزارش‌ها جایزهٔ پولیتزر خدمات عمومی را در سال ۱۹۷۳ از آن خود کردند. جین رابرتز، سردبیر پیشین نیویورک تایمز، کار وودوارد و برنستین را «شاید بزرگ‌ترین تلاش گزارشگری تمام دوران» توصیف کرده است. کتاب «همهٔ مردان رئیس‌جمهور» (۱۹۷۴) که روایت آن دو از ماجرای واترگیت بود، در صدر فهرست پرفروش‌ترین کتاب‌ها قرار گرفت و اقتباس سینمایی آن در سال ۱۹۷۶ با بازی رابرت ردفورد نیز به موفقیتی بزرگ بدل شد.

وودوارد در سال ۲۰۰۲ نیز به‌عنوان گزارشگر ارشد پوشش حملات ۱۱ سپتامبر، دومین جایزهٔ پولیتزر را برای واشنگتن پست به ارمغان آورد. او از سال ۱۹۷۴ تاکنون ۲۱ کتاب در زمینهٔ سیاست و مسائل جاری آمریکا نوشته است که ۱۴ عنوان از آن‌ها در صدر فهرست پرفروش‌ترین کتاب‌ها قرار گرفته‌اند. آثار او عمدتاً روایت‌های پشت‌پرده از دولت‌های مختلف آمریکا هستند: از جمله «جنگ بوش» (۲۰۰۲)، «نقشهٔ حمله» (۲۰۰۴)، «وضعیت انکار» (۲۰۰۶)، و «جنگ درون» (۲۰۰۸) که روایت‌های مبسوطی از ریاست‌جمهوری جرج دبلیو بوش و پاسخ به حملات ۱۱ سپتامبر به دست می‌دهند. کتاب‌های «اوباما و جنگ‌هایش» (۲۰۱۰)، «ترس: ترامپ در کاخ سفید» (۲۰۱۸) و «خشم» (۲۰۲۰) نیز از دیگر عناوین شاخص او به شمار می‌روند.

شیوهٔ کاری وودوارد همواره بر پایهٔ دسترسی مستقیم و بی‌واسطه به منابع درون قدرت استوار بوده است. او با ضبط و ثبت صدها ساعت مصاحبهٔ محرمانه، گردآوری اسناد داخلی، و پیگیری مستمر جزئیات، تصویری زنده و نفس‌به‌نفس از فرایند تصمیم‌گیری در بالاترین سطوح حکومت به دست می‌دهد. سبک او را «روزنامه‌نگاری دسترسی» نامیده‌اند؛ شیوه‌ای که در آن دسترسی گسترده به مقامات ارشد، مادهٔ خام روایت را فراهم می‌کند. منتقدان گاه او را به اتکای بیش از حد به روایت منابع متهم کرده‌اند، اما نمی‌توان انکار کرد که روش او اطلاعاتی را آشکار می‌سازد که از هیچ مسیر دیگری قابل حصول نیست.

معرفی کتاب «جنگ»
«جنگ» تازه‌ترین اثر وودوارد، گزارشی است صمیمی و فراگیر از یکی از پرآشوب‌ترین دوران‌ها در سیاست ریاست‌جمهوری و تاریخ آمریکا. عنوان کتاب هوشمندانه سه معنا را هم‌زمان در خود جای می‌دهد: نخست، جنگ فیزیکی و نظامی روسیه علیه اوکراین؛ دوم، جنگ در خاورمیانه میان اسرائیل و گروه‌های فلسطینی و حزب‌الله لبنان؛ و سوم، نبرد سیاسی داخلی برای تصاحب ریاست‌جمهوری آمریکا. این سه جنگ به‌گونه‌ای درهم‌تنیده روایت می‌شوند که خواننده به‌روشنی درمی‌یابد چگونه بحران‌های بین‌المللی بر سرنوشت انتخابات داخلی اثر می‌گذارند و بالعکس.

کتاب با یک مقدمهٔ کوتاه آغاز می‌شود که در آن وودوارد دیدگاه خود را دربارهٔ اهمیت لحظهٔ تاریخی کنونی تشریح می‌کند. ساختار کتاب به صورت روایت خطی از وقایع طراحی شده است، اما نه یک روایت خشک و تاریخی؛ بلکه روایتی که با گفت‌وگوهای مستقیم، بازسازی جلسات محرمانه، و نقل قول‌های دست‌اول از حاضران در اتاق‌های تصمیم‌گیری شکل می‌گیرد. وودوارد در این کتاب نیز از روش همیشگی خود بهره می‌برد: مصاحبه با ده‌ها مقام ارشد کنونی و پیشین، بررسی اسناد طبقه‌بندی‌شده، و بازسازی دقیق گفت‌وگوها.

آنچه «جنگ» را از آثار پیشین وودوارد متمایز می‌کند، داوری صریح او در پایان کتاب است. وودوارد که طی پنج دهه همواره از اظهار نظر مستقیم پرهیز کرده و نقش گزارشگر محض را ایفا نموده، در این کتاب بی‌پروا نتیجه می‌گیرد که «دونالد ترامپ نه‌تنها فرد نامناسبی برای ریاست‌جمهوری است، بلکه برای رهبری کشور صلاحیت ندارد». در مقابل، او بایدن و تیمش را «نمونه‌ای از رهبری استوار و هدفمند» توصیف می‌کند. او در مصاحبه‌ای دربارهٔ این تغییر رویکرد گفت: «فکر می‌کنم در این مورد، چون توانستم جزئیات کافی دربارهٔ توالی وقایع به دست آورم، تقریباً یک وظیفه بود که به مردم بگویم: بله، این نظر من است».

فهرست مطالب و ساختار کتاب
کتاب «جنگ» از یک پیش‌گفتار (Prologue)، سه بخش اصلی و یک موخره (Epilogue) تشکیل شده است. ساختار سه‌بخشی کتاب بازتابی از مفهوم سه‌گانهٔ «جنگ» در عنوان آن است: بحران اوکراین، بحران خاورمیانه، و بحران سیاسی داخلی آمریکا. با این حال، این بخش‌ها کاملاً از یکدیگر منفک نیستند و وودوارد ماهرانه میان آن‌ها پیوند می‌زند.

بخش نخست کتاب به بحران اوکراین و رویارویی بایدن با ولادیمیر پوتین اختصاص دارد. این بخش روایتگر ماه‌های منتهی به حملهٔ فوریهٔ ۲۰۲۲ روسیه است و سپس به مدیریت جنگ توسط دولت بایدن در طول سال‌های ۲۰۲۲ و ۲۰۲۳ می‌پردازد. وودوارد در این بخش از هشدارهای اطلاعاتی دقیق آمریکا پرده برمی‌دارد که از ماه‌ها پیش نسبت به نیات پوتین آگاهی داشتند، اما با بی‌اعتنایی یا ناباوری برخی متحدان مواجه شدند.

بخش دوم کتاب به بحران خاورمیانه از حملهٔ غافلگیرکنندهٔ ۷ اکتبر ۲۰۲۳ حماس به اسرائیل تا پیامدهای آن در طول سال ۲۰۲۴ می‌پردازد. این بخش شامل روایت سفرهای فشردهٔ آنتونی بلینکن، وزیر امور خارجه، به پایتخت‌های عربی و گفت‌وگوهای پرتنش بایدن با نتانیاهو است.

بخش سوم کتاب بر نبرد سیاسی داخلی آمریکا متمرکز است: رقابت میان بایدن و ترامپ، و سپس ورود کامالا هریس به عرصه. این بخش همچنین حاوی افشاگری‌های مهم دربارهٔ روابط پنهانی ترامپ با پوتین پس از ترک کاخ سفید است.

موخرهٔ کتاب جایگاه ویژه‌ای دارد، زیرا وودوارد در آن برای نخستین بار از موضع یک گزارشگر صرف فراتر رفته و داوری شخصی خود را دربارهٔ شخصیت‌های محوری کتاب ارائه می‌دهد.

مرور فصول و محتوای کتاب
بخش نخست: اوکراین و رویارویی با پوتین
بخش نخست کتاب با توصیف وضعیت وخیم در مرزهای اوکراین در اواخر سال ۲۰۲۱ آغاز می‌شود. وودوارد نشان می‌دهد که جامعهٔ اطلاعاتی ایالات متحده چگونه با دقت کم‌نظیری تحرکات نظامی روسیه را زیر نظر داشت. او با استناد به اسناد و مصاحبه‌های متعدد روایت می‌کند که سازمان‌های اطلاعاتی آمریکا ماه‌ها پیش از حمله، از برنامه‌های روسیه برای تهاجم تمام‌عیار به اوکراین پرده برداشته بودند. با این حال، به نوشتهٔ وودوارد، ولودیمیر زلنسکی، رئیس‌جمهور اوکراین، حتی زمانی که کامالا هریس شخصاً در کنفرانس امنیتی مونیخ این اطلاعات را به او ارائه کرد، از پذیرش آن‌ها سر باز زد.

یکی از نقل‌قول‌های محوری این بخش از زبان فیونا هیل، کارشناس نامدار مسائل روسیه، بیان می‌شود که در تحلیل نیات پوتین می‌گوید: «پوتین در حال بررسی و محک زدن است... او می‌خواهد شما اوکراین را پای میز مذاکره واگذار کنید. اساساً، حمایت غرب از اوکراین را رها کنید تا روسیه بتواند کنترل آن را به دست گیرد».

وودوارد همچنین به نگرانی‌های عمیق آمریکا دربارهٔ احتمال استفادهٔ روسیه از تسلیحات هسته‌ای تاکتیکی می‌پردازد. او گزارش می‌دهد که تا سپتامبر ۲۰۲۲، ارزیابی‌های اطلاعاتی آمریکا احتمال استفادهٔ پوتین از این تسلیحات را از ۵ درصد به ۱۰ درصد و سپس به ۵۰ درصد افزایش داده بودند. این اطلاعات بیانگر وخامت بی‌سابقهٔ بحران و نزدیک شدن جهان به لبهٔ پرتگاهی هسته‌ای بود.

بخش نخست همچنین به تنش‌های درونی تیم بایدن دربارهٔ میزان و نوع کمک‌های نظامی به اوکراین می‌پردازد. وودوارد بحث‌های داغ میان مشاوران را بازسازی می‌کند: از یک سو فشار برای ارسال تسلیحات پیشرفته‌تر و از سوی دیگر نگرانی از تشدید تنش با روسیه و خطر گسترش جنگ.

نکتهٔ قابل توجه در این بخش، نقل‌قولی از مشاور امنیت ملی جیک سالیوان است که با استناد به اصل «تفنگ چخوف» در نمایشنامه‌نویسی هشدار می‌دهد: «اگر یک تپانچه در پردهٔ اول یک نمایش به‌طور آشکار ظاهر شود، دلیلی دارد و سرانجام در نقطه‌ای شلیک خواهد شد». این استعارهٔ ادبی هوشمندانه، ناگزیر بودن درگیری را با توجه به استقرار نیروهای روسیه در مرز اوکراین گوشزد می‌کرد.

بخش دوم: خاورمیانه و بحران غزه
بخش دوم کتاب با توصیف صبحگاه هفتم اکتبر ۲۰۲۳ آغاز می‌شود. وودوارد با جزئیات نفس‌گیری روایت می‌کند که چگونه ران درمر، نزدیک‌ترین مشاور بنیامین نتانیاهو، در خانه‌اش در اورشلیم با هشدارهای پی‌درپی تلفن همراه خود از خواب پرید. پیام‌ها از حملهٔ موشکی گستردهٔ حماس با بیش از ۳۰۰۰ موشک حکایت داشتند. درمر در روز سبت (روز استراحت یهودیان) سریعاً راهی تل‌آویو شد تا با نتانیاهو دیدار کند.

این بخش حاوی افشاگری‌های مهمی دربارهٔ رایزنی‌های محرمانهٔ بلینکن با رهبران عرب است. به نوشتهٔ وودوارد، صبح پنجشنبه ۱۲ اکتبر ۲۰۲۳، هواپیمای بلینکن در اسرائیل فرود آمد. او مستقیماً به اتاق جنگ رفت و به نتانیاهو گفت: «ما به سه چیز نیاز داریم: مهمات، مهمات و مهمات. ما با شما می‌ایستیم، با شما می‌ایستیم، با شما می‌ایستیم». وقتی بلینکن دربارهٔ وضعیت غیرنظامیان در غزه پرسید، نتانیاهو پاسخ داد: «ما همهٔ آن‌ها را از غزه به سمت مصر بیرون خواهیم کرد».

سفر بلینکن به پایتخت‌های عربی یکی از جذاب‌ترین بخش‌های کتاب است. به نوشتهٔ وودوارد، ملک عبدالله دوم، پادشاه اردن، در دیدار با بلینکن گفت: «ما به اسرائیل هشدار دادیم حماس همان اخوان‌المسلمین است و اسرائیل باید حماس را شکست دهد، اما من نمی‌توانم این را علناً بگویم». امیر قطر نیز به بلینکن گفت که سران حماس در دوحه از قبل چیزی دربارهٔ حملات ۷ اکتبر نمی‌دانستند و این امکان وجود دارد که یحیی سنوار این کار را به‌تنهایی انجام داده باشد. در بحرین نیز بلینکن همان سخنان را شنید که در اردن شنیده بود. اما شاید صریح‌ترین اظهارنظر از سوی فیصل بن فرحان، وزیر امور خارجهٔ عربستان سعودی، بیان شد: «اسرائیل نباید به حماس اعتماد می‌کرد و نتانیاهو بارها در این باره به ما هشدار داده است... ما نگران پیامدهای امنیتی کاری هستیم که اسرائیل در غزه انجام می‌دهد. آنچه بعد از حماس می‌آید ممکن است بدتر باشد، کما اینکه داعش پس از القاعده آمد و بدتر از آن است». هنگامی که بلینکن دربارهٔ حمایت عربستان از بازسازی غزه پس از جنگ پرسید، پاسخ وزیر امور خارجه صریح بود: «ما حتی یک دلار هم برای پاکسازی خرابکاری‌های نتانیاهو نخواهیم پرداخت».

وودوارد در این بخش تصویری بی‌سابقه از تنش‌های خصوصی میان بایدن و نتانیاهو به دست می‌دهد. به نوشتهٔ او، بایدن در محافل خصوصی بارها نتانیاهو را «یک بیشعور متقلب» و «آدم بدی» خطاب کرده است. در یکی از تماس‌های تلفنی، بایدن از نتانیاهو می‌پرسد: «استراتژی‌ات چیست، مرد؟». نتانیاهو پاسخ می‌دهد که اسرائیل باید وارد رفح شود، و بایدن می‌گوید: «بی‌بی، تو هیچ استراتژی‌ای نداری». پس از حملهٔ هوایی اسرائیل به بیروت در ۳۰ ژوئیه که منجر به شهادت فؤاد شکر، شد، وودوارد می‌نویسد که بایدن سر نتانیاهو فریاد کشید: «بی‌بی، این دیگه چه کوفتی بود؟».

یکی از نقل‌قول‌های برجستهٔ کتاب در این بخش از زبان یکی از مقامات کاخ سفید بیان می‌شود که سیاست بایدن را چنین توصیف می‌کند: «سیاست بایدن طرفدار اسرائیل است، اما نه لزوماً طرفدار نتانیاهو». وودوارد همچنین به تنش‌های نتانیاهو با کامالا هریس می‌پردازد. پس از دیداری که سفیر اسرائیل آن را «صمیمانه» توصیف کرد، هریس در اظهارات عمومی گفت: «من در برابر رنج مردم غزه سکوت نخواهم کرد». به نوشتهٔ وودوارد، نتانیاهو از این اظهارات «به شدت خشمگین» شد.

یکی از ویژگی‌های بارز این بخش، نشان‌دادن گره‌خوردن جنگ خاورمیانه با محاسبات انتخاباتی در آمریکاست. وودوارد جزئیات جلساتی را روایت می‌کند که در آن‌ها مشاوران انتخاباتی هشدار می‌دهند هر تصمیم دربارهٔ اسرائیل و فلسطین، به‌سرعت در فضای شبکه‌های اجتماعی و در میان رأی‌دهندگان کلیدی (به‌ویژه جوانان و رأی‌دهندگان مسلمان در ایالت‌های چرخشی) بازتاب خواهد یافت. در این بخش، می‌توان انتظار نوعی جملهٔ اثرگذار از زبان یکی از مشاوران را داشت که مضمون آن، به‌قول منتقدان، چنین است: ما در دو جبهه می‌جنگیم: یکی در غزه و یکی در شبکه‌های اجتماعی؛ و هیچ‌کدام را کامل کنترل نمی‌کنیم. این جمله، اگرچه نقل مستقیم از متن کتاب نیست، اما به‌خوبی روح تحلیلی وودوارد را در این بخش بازتاب می‌دهد؛ او نشان می‌دهد که چگونه جنگی در منطقه‌ای دیگر، ناگهان به «مسئلهٔ هویت» در سیاست داخلی آمریکا بدل می‌شود.

بخش سوم: نبرد برای ریاست‌جمهوری آمریکا
بخش سوم کتاب به نبرد سیاسی داخلی در ایالات متحده اختصاص دارد. وودوارد در این بخش به مقایسهٔ ریاست‌جمهوری دونالد ترامپ و جو بایدن می‌پردازد و نتیجه‌گیری می‌کند که ترامپ «از ریچارد نیکسون هم بدتر» است. این داوری از زبان روزنامه‌نگاری که خود در سرنگونی نیکسون نقشی تاریخی ایفا کرد، وزنی ویژه دارد.

افشاگری‌های این بخش تکان‌دهنده است: ترامپ در اوج پاندمی کرونا، هنگامی که بسیاری از ایالت‌های آمریکا با کمبود شدید کیت‌های تشخیص کووید-۱۹ مواجه بودند، مخفیانه دستگاه‌های تست را برای ولادیمیر پوتین ارسال کرد. به نوشتهٔ وودوارد، پوتین به ترامپ گفت: «به کسی نگو». ترامپ پاسخ داد: «برام مهم نیست». پوتین اصرار کرد: «نه، به کسی نگو».

وودوارد همچنین فاش می‌کند که ترامپ پس از پایان دورهٔ ریاست‌جمهوری‌اش، از طریق هفت تماس خصوصی به روابط خود با پوتین ادامه داده است. این اطلاعات پرسش‌های جدی دربارهٔ ماهیت رابطهٔ رئیس‌جمهور سابق آمریکا با رهبر یک قدرت متخاصم ایجاد می‌کند.

در سوی دیگر میدان، وودوارد تصویری عمدتاً مثبت از رهبری بایدن در عرصهٔ سیاست خارجی ارائه می‌دهد. او مدیریت هم‌زمان دو بحران بین‌المللی بزرگ را ستایش می‌کند و بر اساس ارزیابی خود نتیجه می‌گیرد که بایدن و تیمش «در تاریخ به‌عنوان نمونه‌ای از رهبری استوار و هدفمند مطالعه خواهند شد». با این حال، وودوارد کاملاً یک‌جانبه به قاضی نمی‌رود؛ او همچنین به نقل از بایدن می‌نویسد که رئیس‌جمهور، الحاق کریمه توسط روسیه در سال ۲۰۱۴ را ناشی از «مدیریت نادرست باراک اوباما» می‌داند.

یکی از نقل‌قول‌های آغازین کتاب که از زبان ترامپ بیان می‌شود، نگرش عمل‌گرایانه و تا حدی بدبینانهٔ او به زندگی را آشکار می‌کند: «هر کسی که بگوید ده سال دیگر کجاست، یک احمق است. دنیا تغییر می‌کند. [...] بنابراین واقعاً باید با موج‌ها همراه شد و پیش‌بینی کردن بیش از حدِ آینده کار اشتباهی است». وودوارد این جمله را به‌عنوان پنجره‌ای به ذهنیت غیرقابل‌پیش‌بینی و معامله‌گرانهٔ ترامپ به کار می‌گیرد.

***

«War» اثر باب وودوارد (۲۰۲۴) کتابی است دربارهٔ سه جنگ درهم‌تنیده: جنگ در اوکراین، جنگ در خاورمیانه و جنگ بر سر رهبری و حقیقت در داخل آمریکا. وودوارد، با تکیه بر سنت دیرینهٔ خود در دسترسی به «اتاق‌های بسته» و گفت‌وگو با چهره‌های اصلی قدرت، تلاش می‌کند لحظات تصمیم‌گیری را از درون نشان دهد؛ لحظاتی که در آن‌ها، وزنِ ژئوپلیتیک، اخلاق، افکار عمومی و محاسبات انتخاباتی به‌شدت به هم گره می‌خورند.

کتاب، همان‌گونه که نقدها نشان داده‌اند، از حیث دسترسی و جزئیات، منبعی چشمگیر است و از حیث انسجام روایی، گاه دچار چندپارگی و سرگردانی میان محورهای مختلف. با این همه، «War» را می‌توان یکی از مهم‌ترین متون روزنامه‌نگاری سیاسی دربارهٔ دوران بایدن و کارزار انتخاباتی ۲۰۲۴ دانست؛ متنی که هرچند حکم آخر را دربارهٔ این دوره صادر نمی‌کند، اما طرح مسئله‌ای جدی را پیش رو می‌گذارد:

آیا نظام سیاسی آمریکا، در بحبوحهٔ جنگ‌های خارجی و جنگ روایی داخلی، هنوز توانایی تولید رهبری مؤثر و پایدار را دارد؟


هم‌رسانی

مطالب مرتبط
نظر شما