مروری بر کتاب «نظریهی تاریخ شفاهی»، نوشتهی لین آبرامز

مطلب زیر به معرفی کتاب نظریهی تاریخ شفاهی، نوشتهی لین آبرامز اختصاص دارد؛ مشخصات انگلیسی کتاب از این قرار است:
Lynn Abrams, Oral History Theory
لازم بهذکر است ترجمهی فارسی این کتاب به ترجمهی علی فتحلی آشتیانی توسط انتشارات سوره مهر منتشر شده است؛ معرفی حاضر مبتنی بر ویراست دوم اصل انگلیسی کتاب است.
****
«منابع شفاهی فقط به ما نمیگویند مردم چه کردهاند؛ بلکه به ما میگویند که میخواستند چه بکنند، گمان میکردند چه میکنند، و اکنون فکر میکنند چه کردهاند.»
دربارهٔ نویسنده
لین آبرامز (Lynn Abrams) تاریخنگار و استاد تاریخ مدرن در دانشگاه گلاسگو (اسکاتلند) است. وی در زمینهٔ تاریخ زنان و تاریخ شفاهی تخصص دارد و از چهرههای علمی برجسته در این حوزهها بهشمار میرود. آبرامز در سالهای فعالیت خود چندین کتاب و مقالهٔ مهم منتشر کرده است. از جمله آثار او میتوان به The Making of Modern Woman: Europe 1789–1918 (منتشرشده در ۲۰۰۲) اشاره کرد که به بررسی تاریخ زنان در اروپا میپردازد، و نیز کتاب Myth and Materiality in a Woman’s World: Shetland 1800–2000 (منتشرشده در ۲۰۰۵) که پژوهشی اجتماعی-تاریخی دربارهٔ زنان در جزایر شتلند است. آبرامز بین سالهای ۲۰۱۰ تا ۲۰۱۶ سردبیر مشترک مجلهٔ علمی Gender & History بوده و در نهادهای علمی مرتبط با تاریخ زنان و تاریخ شفاهی نقش فعالی داشته است. اعتبار علمی او با انتخاب به عضویت «آکادمی بریتانیا» (FBA) در سال ۲۰۱۸ تأیید شده است. چنین پیشینهای نشاندهندهٔ تخصص و صلاحیت آبرامز در نگارش اثری نظری دربارهٔ تاریخ شفاهی است.
دربارهٔ کتاب Oral History Theory
کتاب Oral History Theory (بهمعنای «نظریهٔ تاریخ شفاهی») تألیف لین آبرامز، یکی از آثار مرجع و مهم در زمینهٔ تاریخ شفاهی محسوب میشود. چاپ نخست این کتاب در سال ۲۰۱۰ منتشر شد و بهدلیل استقبال گسترده و پیشرفتهای این حوزه، چاپ دوم آن در سال ۲۰۱۶ عرضه گردید. آبرامز در این اثر کوشیده است یک بررسی جامع و نظاممند از مفاهیم نظری تاریخ شفاهی ارائه دهد. کتاب به زبان انگلیسی نوشته شده و توسط انتشارات روتلج منتشر شده است. نسخهٔ دوم کتاب شامل ۹ فصل در ۲۵۲ صفحه است.
هدف اصلی کتاب تأمل بر مبانی نظری مصاحبههای تاریخ شفاهی و تبیین پیوند میان عمل و نظریه در این حوزه است. آبرامز با رویکردی آکادمیک اما روان، تجربهٔ عملی تاریخ شفاهی (انجام مصاحبه با شاهدان و روایتگران گذشته) را با نظریههای علوم اجتماعی و انسانی پیوند میدهد. او خاطرنشان میکند که تاریخ شفاهی صرفاً یک روش گردآوری خاطرات نیست، بلکه یک «رویداد ارتباطی» است که در آن معنا، تفسیر و ذهنیت را باید همپای اطلاعات و دادههای خام تاریخی در نظر گرفت. به بیان دیگر، انجام مصاحبهٔ تاریخ شفاهی خود مستلزم اندیشهٔ نظری است و از دل همین فرایند عملی، نوآوریهای نظری سر برمیآورَد. آبرامز چنین استدلال میکند که برای فهم عمیق روایتهای شفاهی، تاریخنگار شفاهی باید به این بپردازد که یک روایت چگونه و چرا بیان میشود و برای راوی چه معنایی دارد – نه فقط اینکه «چه اتفاقی افتاد».
ساختار کلی کتاب بر محور موضوعات کلیدی در تاریخ شفاهی بنا شده است. هر فصل به یکی از جنبههای مهم نظری تاریخ شفاهی اختصاص دارد و ضمن مرور ادبیات نظری مربوط، با ذکر نمونههای واقعی از مطالعات تاریخ شفاهی در کشورهای گوناگون، مباحث را روشن میکند. آبرامز در مقدمهٔ چاپ دوم اشاره میکند که از زمان چاپ نخست کتاب، تحولات تازهای – مانند گسترش ثبت و انتشار دیجیتال تاریخ شفاهی و افزایش پروژههای مشارکتی در این حوزه – پدید آمده است. به همین دلیل، در ویرایش جدید افزونبر بهروزرسانی مطالب، فصلی کاملاً جدید به موضوع «تروما و اخلاقیات» اختصاص یافته است که بهطور ویژه به تاریخ شفاهی روایات مصیبتبار و بحرانها و ملاحظات اخلاقی در این زمینه میپردازد. همچنین یک پیشگفتار تازه، خواننده را با گرایشهای نوین در تاریخ شفاهی آشنا میسازد. کتاب دارای یک واژهنامهٔ اصطلاحات تخصصی و راهنمای منابع برای مطالعهٔ بیشتر نیز هست که ارزش آن را بهعنوان یک مرجع آموزشی افزایش میدهد. شایان ذکر است که جهت تکمیل مباحث کتاب، یک وبسایت همراه نیز توسط ناشر ارائه شده است که در آن مطالعات موردی، فایلهای صوتی مصاحبهها و منابع تکمیلی دیگر در دسترس خوانندگان و مدرسان قرار گرفته است.

ساختار و محتوای کتاب
کتاب حاضر شامل یک مقدمه و نه فصل به شرح زیر است:
-
فصل اول – مقدمه: از عمل به نظریه. این فصل نقش دیباچه را ایفا کرده و ابتدا مفاهیم پایه را تعریف میکند: تاریخ شفاهی چیست و چه تمایزی با سایر روشهای گردآوری اطلاعات تاریخی دارد. آبرامز تاریخچهٔ شکلگیری و تکامل تاریخ شفاهی را به اختصار مرور کرده و نشان میدهد که چگونه از یک فعالیت تجربی در میانهٔ قرن بیستم (با پیشگامانی نظیر آلن نوینز در آمریکا) به یک حوزهٔ پژوهشی با پشتوانهٔ نظری تبدیل شده است. وی تأکید میکند که عمل تاریخ شفاهی (مصاحبه و ضبط روایتهای شخصی از گذشته) از تفسیر نظری آن جداییناپذیر است. در این فصل همچنین به برخی چالشهای عملی مصاحبههای تاریخ شفاهی اشاره میشود (مانند چگونگی انتخاب مصاحبهشوندگان، روشهای ضبط و پیادهسازی مصاحبهها) و این که مواجهه با این چالشها خود مستلزم بهرهگیری از نظریهها و دیدگاههای میانرشتهای است.
-
فصل دوم – ویژگیهای خاص تاریخ شفاهی. در این فصل، آبرامز به بررسی مختصات منحصربهفرد تاریخ شفاهی به عنوان یک منبع تاریخی میپردازد. وی توضیح میدهد که روایتهای شفاهی چه تفاوتهایی با اسناد مکتوب یا سایر منابع تاریخی دارند. برای مثال، تاریخ شفاهی بر شفاهی بودن روایت تأکید دارد؛ نحوهٔ بیان، لحن صدا، لهجه و سکوتها همگی جزئی از منبع شفاهی هستند و در تفسیر آن نقش دارند. حافظهٔ انسانی، با تمام قابلیتها و کاستیهایش، بنیان اطلاعات تاریخ شفاهی است و این امر تاریخ شفاهی را به حوزهای سیّال و گاه مناقشهبرانگیز تبدیل میکند. آبرامز اشاره میکند که تاریخ شفاهی به دلیل اتکا به حافظه و تعامل گفتاری، واجد نوعی پویایی و «ناتمامبودن» است؛ روایت شفاهی همراه با گذشت زمان و در گفتگو میان راوی و مصاحبهگر شکل میگیرد و ممکن است در هر بازگویی تازه اندکی دگرگون شود. این فصل همچنین به این موضوع میپردازد که تاریخ شفاهی چگونه مرزهای رشتههای گوناگون را درنوردیده و بهعنوان یک روش، در انسانشناسی، جامعهشناسی، مطالعات روانشناسی و حتی حقوق (مثلاً در شهادتهای مربوط به دادگاههای جنایات جنگی) کاربرد یافته است. در واقع، تاریخ شفاهی یک روش میانرشتهای با انعطافپذیری بالا است و آبرامز این «چندوجهی» بودن را از ویژگیهای خاص آن برمیشمارد.
-
فصل سوم – خود (Self). محور بحث در فصل سوم «فردیت و هویت شخصی در تاریخ شفاهی» است. آبرامز توضیح میدهد که مصاحبهٔ تاریخ شفاهی صرفاً گردآوری دادههای بیرونی نیست، بلکه هر روایت شفاهی بازتابی از «خود» راوی است. روایتکنندگان در ضمن تعریف کردن خاطراتشان، در واقع در حال بازسازی و ارائهٔ هویت خویش هستند. این فصل به نظریهها و دیدگاههایی میپردازد که نقش «خودِ روایتگر» را در فرایند بهیادآوری و روایت تحلیل میکنند. برای نمونه، آبرامز اشاره میکند که روایتکنندگان بسته به تجربهها و ارزشهای شخصی خود، انتخاب میکنند که کدام بخش از زندگیشان را بیان و برجسته کنند. بنابراین مصاحبههای تاریخ شفاهی میتوانند منبعی برای مطالعهٔ ساخت هویت فردی و تحولات آن در بستر زمان باشند. آبرامز همچنین از منظر روانشناختی بررسی میکند که چگونه بازگویی خاطرات میتواند جنبهای درمانی برای راوی داشته باشد و احساس هویت وی را تقویت کند. فصل سوم با مثالهایی از مصاحبههایی که در آن زنان و مردان دربارهٔ زندگی خود صحبت کردهاند، نشان میدهد که چگونه احساسات، باورها و بازاندیشیهای فرد نسبت به گذشته در متن روایت شفاهی حضور دارد.
-
فصل چهارم – ذهنیت و میانذهنیت (Subjectivity and Intersubjectivity). موضوع این فصل پیچیدگیهای ذهنی بودن خاطرات و نقش متقابل مصاحبهگر و مصاحبهشونده در خلق یک روایت تاریخی است. آبرامز خاطرنشان میکند که هر روایت شفاهی ذاتاً ذهنی است؛ به این معنا که آنچه بیان میشود از صافی ادراک و حافظهٔ راوی گذشته و تحت تأثیر تجربهها و دیدگاههای شخصی او قرار دارد. اما علاوه بر ذهنیت فردی، میانذهنیت یا تعامل ذهنهای مصاحبهگر و مصاحبهشونده نیز در شکلگیری روایت دخیل است. در یک مصاحبهٔ تاریخ شفاهی، دو نفر (با پیشزمینهها، انتظارات و شاید نابرابریهای قدرت متفاوت) در خلق یک منبع تاریخی مشارکت میکنند. فصل چهارم با اتکا به نظریات علوم اجتماعی (نظیر جامعهشناسی دانش و روانشناسی اجتماعی) توضیح میدهد که چگونه فرایند مصاحبه یک فرایند گفتگو است که طی آن معنا بهصورت مشترک ساخته میشود. برای مثال، ممکن است مصاحبهگر با پرسشهای خود جهت گفتگو را شکل دهد یا واکنشهای او (تأیید، تعجب، سکوت و ...) بر شیوهٔ روایت تأثیر گذارد. آبرامز مفهوم «قدرت روایتگری» را در این فصل مطرح میکند و این ایده را بررسی میکند که تاریخنگار شفاهی باید حضور و تأثیر خود را بهعنوان بخشی از منبع به رسمیت بشناسد. در مجموع، این فصل بر اهمیت آگاهی از سوگیریها و پویایی تعامل در مصاحبهها تأکید دارد و روشهایی را پیشنهاد میکند که پژوهشگر بتواند دادههای ذهنی را با دقت علمی بیشتری تفسیر کند.
-
فصل پنجم – حافظه (Memory). یکی از بنیادیترین مفاهیم در تاریخ شفاهی حافظهٔ انسانی است و این فصل به جنبههای نظری حافظه و بهیادآوری اختصاص دارد. آبرامز مبانی پژوهشهای حافظه را مرور میکند تا نشان دهد چگونه خاطرات فردی شکل میگیرند، دستخوش فراموشی یا تحریف میشوند، و چگونه در قالب روایت بیان میگردند. او به این نکته میپردازد که حافظه صرفاً انبار اطلاعات گذشته نیست؛ بلکه یک فرایند پویا است که در زمان حال و تحت تأثیر شرایط کنونی فرد بازسازی میشود. به تعبیر دیگر، مردم گذشته را آنگونه به یاد میآورند که از دیدگاه امروز خود معنادار باشد. این موضوع توضیح میدهد که چرا دو نفر از یک واقعهٔ مشترک، خاطرات و روایتهای کاملاً متفاوتی ارائه میکنند. آبرامز در این فصل مفاهیمی چون حافظهٔ فردی و حافظهٔ جمعی را مطرح میکند. برای مثال، به کارهای موریس هالبواکس در زمینهٔ حافظهٔ جمعی اشاره شده یا تحقیقات انجامشده دربارهٔ خاطرهٔ نسلها از رویدادهای بزرگ تاریخی (مانند جنگها) که نشان میدهند خاطرات فرد با روایتهای جمعی و فرهنگی درهمتنیده است. فصل پنجم همچنین به محدودیتهای حافظه (مثل فراموشی، اشتباهات ناخواسته یا حتی خلق خاطرات کاذب) میپردازد و بحث میکند که تاریخنگار شفاهی چگونه میتواند با تکیه بر نظریههایی دربارهٔ حافظه، از این محدودیتها آگاه باشد و به جای رد اعتبار روایتهای ناقص یا متناقض، از آنها برای فهم نحوهٔ معناسازی گذشته توسط افراد بهره ببرد.

-
فصل ششم – روایت (Narrative). در این فصل تمرکز بر روایتشناسی و ساختار داستانی خاطرات شفاهی است. آبرامز یادآور میشود که هنگامی که افراد گذشتهٔ خود را بازگو میکنند، در واقع در حال داستانپردازی دربارهٔ زندگیشان هستند. این روایتها از الگوها و ساختارهای روایی تبعیت میکنند؛ برای مثال اغلب دارای آغاز، نقطهٔ اوج و پایان هستند یا پیرنگهایی مانند «سفر زندگی» یا «چیرگی بر مصائب» در آنها دیده میشود. فصل ششم به نظریههای روایت (از جمله نظریات ادبی و شفاهی) استناد میکند تا نشان دهد چگونه میتوان مصاحبههای تاریخ شفاهی را همچون یک متن روایتشده تحلیل کرد. مباحثی چون زاویهٔ دید راوی، ترتیب زمانی و گسستهای آن، شرح وقایع کلیدی زندگی و شیوهٔ گفتن داستان در این فصل مطرح میشود. آبرامز توضیح میدهد که گاه در روایتهای شفاهی، ترتیب زمانی رویدادها جابهجا میشود یا راوی بر اساس اهمیت عاطفی خاطراتشان، آنها را بازآرایی میکند. همچنین ممکن است عناصر تخیل یا افسانهپردازی وارد روایتهای شخصی شوند؛ نه به قصد فریب، بلکه به عنوان بخشی از تلاش راوی برای معنا دادن به تجربیات زندگی. این فصل نمونههایی از مصاحبهها را تحلیل میکند که چگونه یک خاطرهٔ شخصی میتواند در قالب یک روایت منسجم شکل بگیرد یا برعکس، چگونه برخی روایتها پارهپاره و پراکنده باقی میمانند و چه معنایی میتوان از این شکل روایت استنباط کرد. نتیجهٔ کلی این فصل آن است که ساختار و شیوهٔ روایت بخش جداییناپذیر از خود خاطره است و برای فهم تاریخ شفاهی، باید به چگونگی روایت شدن خاطرات به همان اندازهٔ محتوای آنها توجه کرد.
-
فصل هفتم – اجرا (Performance). فصل هفتم مفهوم «اجرای روایت» را در تاریخ شفاهی مورد بحث قرار میدهد. آبرامز استدلال میکند که مصاحبهٔ تاریخ شفاهی فقط انتقال محتوا نیست، بلکه یک اجرا و نمایش زنده از سوی راوی است. هر روایت شفاهی در یک بافت خاص (زمان و مکان مصاحبه، حضور مصاحبهگر، و شاید مخاطبان دیگر) بیان میشود و شیوهٔ بیان روایت میتواند متأثر از این بافت باشد. آبرامز برای روشنتر کردن این موضوع از مفاهیم مطالعات نمایش و مردمشناسی زبان کمک میگیرد. او توضیح میدهد که یک راوی هنگام بازگویی خاطرات ممکن است از حرکات دست، تغییرات آهنگ صدا، مکثها و تأکیدهای خاص بهره بگیرد که همگی به منزلهٔ عناصر اجرایی روایت هستند. حتی لهجه و گویش راوی بخشی از هویت و پیام روایت را شکل میدهد. این فصل با ارائهٔ نمونههایی نشان میدهد که چگونه نحوهٔ ادای روایت میتواند بر تفسیر ما از آن تأثیر بگذارد. برای مثال، آبرامز تجربهٔ خود را در مصاحبه با فردی با گویش محلی شدید شرح میدهد و مقایسه میکند که پیادهسازی لفظبهلفظ آن گویش (توسط یک فرد بومی) چگونه تصویری زندهتر و غنیتر از متن روایت به دست میدهد، در مقایسه با پیادهسازی استانداردشدهای که ممکن است بسیاری از ظرایف لحن را از دست بدهد. پیام کلی فصل هفتم تأکید بر این است که تاریخنگاران شفاهی باید به جنبههای نمایشی و غیرکلامی روایتها توجه نشان دهند. این جنبهها بخشی از معنای روایت را حمل میکنند و نباید صرفاً به متن مکتوب مصاحبه اکتفا کرد.
-
فصل هشتم – قدرت و توانمندسازی (Power and Empowerment). این فصل به مباحث قدرت در فرایند تاریخ شفاهی و ظرفیت آن برای توانمندسازی افراد و گروهها میپردازد. آبرامز در ابتدا به تحلیل روابط قدرت در مصاحبهٔ تاریخ شفاهی میپردازد: مصاحبهگر و مصاحبهشونده در یک تعامل انسانی قرار دارند که میتواند متأثر از نابرابریهای اجتماعی باشد (برای مثال از نظر جنسیت، طبقه، تحصیلات یا قدرت سیاسی). پرسشهای مهمی در این زمینه مطرح میشود، از جمله اینکه چه کسی روایت را کنترل میکند؟ مصاحبهگر تا چه حد حق دارد مسیر گفتگو را هدایت کند یا روایت را پس از ضبط ویرایش نماید؟ و بالعکس، مصاحبهشونده چگونه میتواند روایت خود را حتی در چارچوب سوالات مصاحبهگر پیش ببرد. آبرامز مفهوم «اشتراک در اقتدار روایت» (shared authority) را مطرح میکند که توسط تاریخنگار شفاهی مایکل فریش پیشنهاد شده است؛ به این معنا که خروجی یک مصاحبهٔ تاریخ شفاهی محصول مشترک راوی و پژوهشگر است و اعتبار دادن به صدای راوی اصلی بخشی از رویکرد اخلاقی کار است. سپس در ادامهٔ فصل، بحث توانمندسازی مطرح میشود: تاریخ شفاهی اغلب بهعنوان ابزاری برای بازگرداندن صدا به گروههای بهحاشیهراندهشده بهکار رفته است. برای مثال، ثبت خاطرات زنان، کارگران، اقلیتها یا بازماندگان وقایع تلخ تاریخی میتواند به دیدهشدن و ماندگاری روایتهای آنان در تاریخ کمک کند. آبرامز نمونههایی از پروژههای تاریخ شفاهی را ذکر میکند که در خدمت عدالت اجتماعی بودهاند؛ از جمله کمیسیونهای حقیقتیاب (مثل کمیسیون حقیقت و آشتی آفریقای جنوبی) که در آنها صدای قربانیان و شاهدان فجایع ثبت و شنیده شد. این فصل همچنین به مخاطرات احتمالی میپردازد: مثلاً سوءاستفادهٔ تبلیغاتی از تاریخ شفاهی یا ایجاد توقعات نابجا در میان مصاحبهشوندگان. در مجموع، فصل هشتم تأکید دارد که تاریخ شفاهی عرصهای است که در آن قدرت باید آگاهانه مدیریت شود تا به توانمندسازی واقعی منجر گردد؛ بدین معنا که شأن و خودمختاری راویان حفظ شود و روایتشان به طور منصفانه در تاریخ ثبت گردد.
-
فصل نهم – تروما و اخلاقیات (Trauma and Ethics). فصل پایانی کتاب، که در ویرایش دوم افزوده شده است، به طور خاص به چالشهای تاریخ شفاهی بحرانها و صدمات روحی میپردازد. آبرامز این حوزه را «تاریخ شفاهی بحران» مینامد و مواردی نظیر مصاحبه با بازماندگان جنگ، نسلکشی، حملات تروریستی، فجایع طبیعی یا قربانیان آزار و خشونت را در نظر دارد. روایت کردن اینگونه تجربیات دردناک، هم برای راوی و هم برای پژوهشگر، وضعیتی حساس و پُرمخاطره ایجاد میکند. در این فصل، ابتدا به تأثیرات روانشناختی تروما بر حافظه و روایت پرداخته میشود – برای مثال، اینکه فرد آسیبدیده ممکن است برخی جزئیات را به طور ناخودآگاه سرکوب کند یا روایتش گسسته و همراه با سکوتها و اضطراب باشد. آبرامز از نظریات رواندرمانی و مطالعات تروما بهره میگیرد (برای نمونه به مفاهیم روانکاوی دربارهٔ بیان تروما) تا نشان دهد که مصاحبهکننده باید با چنین آگاهیهایی قدم به این عرصه بگذارد. در ادامهٔ فصل، به مسائل اخلاقی پرداخته میشود که هنگام کار با روایتهای تروما مطرح میگردد. آبرامز تأکید میکند که در تاریخ شفاهی (بهویژه با افراد آسیبدیده) رعایت اصول اخلاق پژوهش کاملاً حیاتی است. از جمله این اصول میتوان به رضایت آگاهانهٔ مصاحبهشونده، محرمانه نگهداشتن هویت یا جزئیات در صورت لزوم، آمادهسازی مصاحبهگر برای مواجهه با تکانههای عاطفی شدید، و پیشبینی حمایتهای روانی پس از مصاحبه اشاره کرد. وی یادآور میشود که «اعتماد» پایهٔ اصلی این مصاحبهها است و پژوهشگر موظف است امنیت روانی راوی را در اولویت قرار دهد. فصل نهم ضمن بیان این ملاحظات، نشان میدهد که تاریخ شفاهی تروما چگونه در سالهای اخیر رشد زیادی داشته و بهنوعی یک زیرشاخهٔ تخصصی را شکل داده است؛ بهطوریکه امروز پروژههای بسیاری در سراسر جهان به ضبط خاطرات آسیبدیدگان وقایع تلخ میپردازند و از رهگذر آن هم درک تاریخی از این رخدادها افزایش مییابد و هم در مواردی به التیام فردی و اجتماعی کمک میشود.
علاوه بر فصول اصلی، کتاب شامل بخشی برای یادداشتها (ارجاعات و توضیحات تکمیلی هر فصل)، واژهنامهٔ اصطلاحات تخصصی تاریخ شفاهی (که تعریف کوتاه مفاهیم کلیدی را ارائه میدهد)، راهنمای مطالعهٔ بیشتر (که منابع مهم برای پیگیری هر مبحث را معرفی میکند) و نمایه (Index) است. این اجزا نشان میدهند که کتاب با دقت یک منبع دانشگاهی تدوین شده و برای استفاده به عنوان کتاب درسی یا مرجع پژوهشی کاملاً مناسب است.
جایگاه و ارزیابی کتاب
کتاب نظریهٔ تاریخ شفاهی تألیف لین آبرامز از زمان انتشار، جایگاه ویژهای در میان آثار مربوط به تاریخ شفاهی پیدا کرده است. این کتاب بهعنوان اولین اثر جامع که بهطور یکپارچه به تبیین نظری تاریخ شفاهی پرداخته شناخته میشود. پیش از انتشار این کتاب، مباحث نظری تاریخ شفاهی بیشتر بهصورت پراکنده در مقالهها و فصلهای کتابهای گوناگون مطرح شده بود یا در حاشیهٔ مطالعات موردی قرار داشت. آبرامز با گردآوری و سازماندهی این مباحث در قالب یک جلد کتاب، خلائی را در ادبیات این رشته پُر کرد. به همین دلیل، بسیاری از استادان و پژوهشگران تاریخ شفاهی، کتاب او را به عنوان منبعی پایه برای دانشجویان توصیه میکنند. امروزه در دورههای آموزشی تاریخ شفاهی در دانشگاههای مختلف، از این کتاب به عنوان متن درسی یا کمکدرسی استفاده میشود.
واکنش منتقدان و متخصصان نیز نسبت به این اثر بسیار مثبت بوده است. برای نمونه، اندرو فلین (Andrew Flinn) استاد دانشگاه کالج لندن، در بررسی خود تأکید کرده است که چاپ نخست کتاب آبرامز توانست به شکلی بیسابقه یک چشمانداز کلی و منسجم از نظریههای تاریخ شفاهی ارائه دهد و بنابراین «خواندن آن برای تمامی دانشجویان، پژوهشگران و حتی مصاحبهگران تاریخ شفاهی ضروری است». او خاطرنشان کرده که چاپ دوم کتاب – با افزودن مباحث جدید دربارهٔ تروما، اخلاق و فناوریهای دیجیتال – گام را فراتر نهاده و خود را با دغدغههای نوین این حوزه همگام کرده است. همچنین رونالد ج. گرل (Ronald J. Grele)، تاریخنگار شفاهی برجسته و از سردبیران پیشین مجلهٔ Oral History Review، دربارهٔ این کتاب نوشته است که آبرامز در آن «تمامی مباحث و نگرانیهای فعلی ما در تاریخ شفاهی را ترسیم میکند و در عین حال که گسترهٔ وسیعی از کارهای گذشته و حال را در بر میگیرد و راهنمایی مفید در باب نظریههای میانهبرد در اختیار میگذارد، برای خوانندهٔ درگیر و علاقهمند فضایی باقی میگذارد تا فراتر از حدود کتاب به کاوش بپردازد.» چنین ارزیابی مثبتی از سوی فردی مانند گرل نشاندهندهٔ اعتبار علمی بالای اثر آبرامز است.
در مجموع، نظریهٔ تاریخ شفاهی تألیف لین آبرامز را میتوان کتابی علمی، ساختارمند و روزآمد دانست که به شکلی قابل فهم، پلی میان تجربیات میدانی تاریخ شفاهی و نظریههای آکادمیک برقرار میکند. نثر کتاب رسمی و دقیق است و در عین حال به دور از دشواری غیرضروری؛ به گونهای که هم برای پژوهشگران باتجربه مفید است و هم برای دانشجویان و تازهکاران جذاب و آموزنده. ترکیب مباحث نظری با نمونههای عملی از پروژههای تاریخ شفاهی در فرهنگها و موضوعات مختلف، به کتاب غنای ویژهای بخشیده است. آبرامز نه تنها به خواننده میآموزد که چگونه به مصاحبهٔ تاریخ شفاهی به چشم یک منبع تاریخی بنگرد، بلکه او را ترغیب میکند که دربارهٔ معنا و فرایند شکلگیری آن منبع نیز بیندیشد. این اثر به دلیل جامعیت، سازماندهی سنجیده و توجه به آخرین تحولات رشته، امروز به یکی از آثار کلاسیک و مرجع در حوزهٔ تاریخ شفاهی بدل شده است. برای هر کسی که میخواهد درکی عمیقتر از مبانی نظری و روششناختی تاریخ شفاهی به دست آورد، کتاب آبرامز یک راهنمای ارزشمند و معتبر خواهد بود.
همرسانی
مطالب مرتبط
جدیدترین مطالب
15 دیماه در گذر تاریخ








نظر شما