‫دو مجتهده در گذار تاریخ: نصرت امین و زهره صفاتی و مسئلۀ مرجعیت دینی زنان در ایران سدۀ بیستم

‫دو مجتهده در گذار تاریخ: نصرت امین و زهره صفاتی و مسئلۀ مرجعیت دینی زنان در ایران سدۀ بیستم

‫مقدمه
در تاریخ اندیشۀ اسلامی، حضور زنان در عرصۀ نقل و روایت حدیث، به‌ویژه میان سده‌های دهم تا شانزدهم میلادی، به‌تدریج موضوع پژوهش‌های معتبری شده است. با این حال، نقش زنان در تولید دانش دینی – نه صرفاً انتقال آن – تا حد زیادی ناشناخته باقی مانده است. در ایران معاصر، دست‌کم صد زن، که بیشتر آنها دختران یا همسران عالمان سرشناس بودند، به درجۀ اجتهاد رسیده‌اند؛ اما حضور این مجتهدان زن در ادبیات تخصصی، محدود به اشاراتی کوتاه به نام و خاستگاهشان بوده و تحلیل آثار و سهم فکری آنان هنوز در آغاز راه است.

مقاله‌ی «زندگی دو مجتهده: مرجعیت دینی زن در ایران سدۀ بیستم» به قلم میریام کونکلر (دانشگاه پرینستون) و رُجا فضائلی (کالج ترینیتی، دوبلین) تلاشی است برای پر کردن این خلأ. نویسندگان با مقایسۀ دو شخصیت برجسته – نصرت‌السادات امین (۱۲۶۵–۱۳۶۲ شمسی) و زهره صفاتی(زادۀ ۱۳۲۷) – نشان می‌دهند که چگونه بستر سیاسی، نقش «ابتکار فردی»، «دعوت مردان» و «مداخلۀ دولت» در شکل‌گیری و تداوم مرجعیت دینی زنان نقش داشته است.

چارچوب نظری و مسئلۀ پژوهش
پرسش اصلی مقاله این است: تحت چه عواملی زنان در ایران معاصر توانسته‌اند به مقام اجتهاد و مرجعیت دینی دست یابند، و چه موانعی بر سر راه آنان بوده است؟ نویسندگان برای پاسخ، از چارچوب سه‌وجهی «ابتکار فردی – دعوت مردان – مداخلۀ دولت» استفاده می‌کنند که در این مجموعه‌مقاله ("زنان، رهبری و مساجد") به‌کار رفته است.

هر دو مجتهده در شرایطی زیسته‌اند که نظام سیاسی به‌شدت بر آموزش و دین نظارت داشته است: نصرت امین دوران قاجار، انقلاب مشروطه، حکومت پهلوی و انقلاب اسلامی را تجربه کرد، در حالی که زهره صفاتی کار خود را در دوران پهلوی آغاز کرد و سپس در جمهوری اسلامی به فعالیت پرداخت. این تفاوت زمینه‌ای، امکان مقایسۀ دو وضعیت متضاد را فراهم می‌کند: گذر از سکولاریزاسیون آموزشی به اسلام‌سازی نظام حقوقی. 

نصرت امین (۱۳۶۲–۱۲۶۵): از مکتب‌خانه تا مکتب فاطمه
نصرت امین در اصفهان زاده شد. تحصیلات دینی خود را از مکتب‌خانه آغاز کرد و در پانزده‌سالگی ازدواج نمود، اما به تشویق پدر (بازرگانی اصفهانی) و با حمایت مالی او، تحصیلات عالی خود را در فقه، اصول، فلسفه و عرفان نزد استادانی چون آیت‌الله میر سید علی نجف‌آبادی ادامه داد. مهم‌ترین اثر او در آغاز فعالیتش، «الأربعین الهاشمیة» (مجموعه‌ای از چهل حدیث با احکام فقهی) بود که در دهۀ ۱۳۱۰ منتشر شد و در نجف اشرف با استقبال روبه‌رو گشت. سپس «جامع الشتات» را نگاشت. این دو کتاب سبب شد که در دهۀ ۱۳۱۰ شمسی، از سوی چند تن از مراجع، اجازۀ اجتهاد و روایت دریافت کند.

نصرت امین در طول زندگی خود، افزون بر تألیف آثاری در اخلاق، عرفان و تفسیر (از جمله تفسیر پانزده‌جلدی «مخزن العرفان»)، به شاگردان خود – اعم از زن و مرد – اجازۀ روایت می‌داد. از جمله کسانی که از او اجازه گرفتند، آیت‌الله سید شهاب‌الدین مرعشی نجفی و زینت‌السادات هُمایونی (مهم‌ترین شاگرد زن او) بودند.

در سال ۱۳۴۴، در اصفهان دبیرستان دخترانه امین و مکتب فاطمه (نخستین مدرسۀ علمیه ویژه زنان در ایران) را تأسیس کرد. این اقدام، در دورهای انجام شد که حکومت شاه با «سپاه دانش» و «سپاه دین» در صدد جایگزینی مدارس دینی با آموزش سکولار بود و زنان عملاً از تحصیلات حوزوی سطح بالا محروم بودند. مکتب فاطمه حوالی ۶۰۰ تا ۱۰۰۰ دانش‌آموز داشت و تا سال‌های پس از انقلاب نیز به فعالیت ادامه داد.

نکتۀ قابل توجه آن است که نصرت امین در دوران حیات، اغلب آثار خود را با نام مستعار «یک بانوی ایرانی» یا «محمدعلی امین نصرت» منتشر می‌کرد – شاید به دلیل ملاحظات خانوادگی یا اجتماعی.  او سی سال از شوهرش بیشتر زنده ماند و آرامگاهش در تخت فولاد اصفهان، زیارتگاه علاقه‌مندان است.

زهره صفاتی(زادۀ ۱۳۲۷): از مکتب توحید تا جامعۀ الزهرا
زهره صفاتی در آبادان زاده شد و فضای پیش از انقلاب آن شهر را «سکولار» توصیف می‌کند. او در مصاحبه‌ای می‌گوید که خواندن مصاحبه‌ای با نصرت امین در مجلۀ «نور دانش» او را به راه تحصیل علوم دینی کشاند. در سال ۱۳۴۵ وارد مرکز علوم اسلامی آبادان شد و سپس در ۱۳۴۹ همراه چهار همکلاسی دیگر برای ادامۀ تحصیل به قم رفت. در آنجا استادانی چون آیت‌الله مشکینی، شهیدی و حقی فقه و اصول تدریس می‌کردند – اما از پشت پرده.

از آنجا که عالمان قم تمایل چندانی به تدریس برای زنان نداشتند، صفاتی و دوستانش خود دست به کار شدند و «مکتب توحید» را در ۱۳۵۳ تأسیس کردند. این مدرسه که بعدها مبنای تشکیل «جامعۀ الزهرا» پس از انقلاب شد، با استقبال صدها زن، به‌ویژه دختران خانواده‌های روحانی، روبه‌رو گردید.

صفاتی پس از انقلاب اسلامی، سال‌ها در جامعۀ الزهرا به تدریس درس خارج (بالاترین سطح حوزوی) پرداخت، اما در میانه‌ی دهۀ ۱۳۷۰ که شورای عالی حوزه به دستور رهبری، برنامه‌ی درسی این مؤسسه را ساده‌سازی کرد و هدف آن را «تبلیغ» به جای «اجتهاد» قرار داد، صفاتی از آنجا خارج شد و از آن پس تنها به تدریس خصوصی برای تربیت مجتهده‌ها ادامه داد. امروز او یکی از معدود مجتهدان زنی است که همچنان در قم به تدریس سطوح عالی اشتغال دارد.

آثار او شامل «پژوهشی فقهی پیرامون سن تکلیف» ، «زیارت در پرتو ولایت» و «نوآوری‌های فقهی در احکام بانوان» است. صفاتی از آیت‌الله لطف‌الله صافی گلپایگانی و دیگران اجازۀ روایت و اجتهاد دریافت کرده و خود به بیش از چهل عالم مرد اجازۀ روایت داده است.

دیدگاه‌های فکری و سیاسی
نصرت امین در مصاحبۀ ۱۳۵۰

در مصاحبه‌ای که شش سال پس از تأسیس مکتب فاطمه با او انجام شده، امین به صراحت می‌گوید: «به هیچ وجه نمی‌توان گفت که مردان به طور کلی از زنان بهترند؛ زنانی چون فاطمه (س)، خدیجه (س) و مریم (س) از بسیاری از مردان برتر بوده‌اند.» او تفاوت زن و مرد را در «ضعفی در فصل خصومات» (ناتوانی در داوری دعاوی) و «توجه بیشتر به زیور و خودآرایی» می‌داند اما تأکید می‌کند اینها احکامی کلی و مشروط هستند و زنان ممتازی از این قاعدۀ عام بیرونند. جالب آنکه او با استناد به برابری زن و مرد در عبادات، نتیجه می‌گیرد که در حقوق اجتماعی – از جمله کسب، کار، کشاورزی، تدریس، یادگیری و حتی دفاع در برابر دشمن – زن و مرد برابرند. با این حال، به دلیل حفظ نظم عمومی و پرهیز از فتنه، معتقد است زنان نباید در خارج از خانواده داور دعاوی شوند.

زهره صفاتی و نقد سیاست‌های جمهوری اسلامی
صفاتی در مواضع خود صریح‌تر از امین است. او در مصاحبه‌ای در تیر ۱۳۸۷ گفت: «در شرایط کنونی، مشارکت زنان در برخی عرصه‌ها غیرممکن شده و این با آموزه‌های امام خمینی فاصله دارد.» او به یاد می‌آورد که امام خمینی در اعزام سفیران به شوروی سابق، یک زن را نیز همراه کرد و در تدوین قانون اساسی، مخالفتی با حضور زنان ندید.  صفاتی معتقد است سیاست‌های امروز جمهوری اسلامی، بازتاب اندیشۀ رهبری ( آیت‌الله خامنه‌ای) نیست، بلکه ناشی از عدم اجرای صحیح خواست اوست.

او در پاسخ به این پرسش که آیا زن می‌تواند رئیس‌جمهور شود، می‌گوید: «انتخاب ما اسلام است و در اسلام، زن بودن مانع ریاست‌جمهوری نیست.» همچنین به صراحت اعلام می‌کند که هیچ منع فقهی و کلامی معتبری برای زن بودن در مقام مرجع تقلید وجود ندارد، هرچند که تحقق آن نیازمند سال‌ها تحصیل و تألیف است.

نقش مشاوره‌ای صفاتی در قانون سن ازدواج (۱۳۸۱)
بارزترین نمونه از به‌کارگیری اقتدار دینی یک زن در سطح سیاستگذاری، مشاورۀ صفاتی به مجمع تشخیص مصلحت نظام در مورد سن ازدواج بود. مجلس ششم (با اکثریت اصلاح‌طلب) لایحه‌ای را تصویب کرده بود که سن ازدواج را مطابق با کنوانسیون حقوق کودک به هجده سال افزایش می‌داد. شورای نگهبان آن را رد کرد و مجمع تشخیص، از صفاتی – به عنوان یک مجتهده – نظر خواست. صفاتی در پاسخ میان سن تکلیف (نه سال برای دختران) و سن ازدواج تفاوت قائل شد و با استناد به روایات و آمارهای بلوغ جسمی در ایران و جهان، حداقل سن ازدواج را سیزده سال برای دختران و پانزده سال برای پسران پیشنهاد کرد. قانون نهایی مصوب ۱۳۸۱ نیز همین ارقام را پذیرفت. 

تحلیل مقایسه‌ای و یافته‌های اصلی
نویسندگان مقاله بر اساس سه عامل «ابتکار فردی»، «دعوت مردان» و «مداخلۀ دولت» به این نتیجه می‌رسند:

۱. ابتکار فردی در هر دو مورد، قوی‌ترین عامل بوده است. هر دو زن خود استادان خود را پیدا کردند، دست به تألیف زدند و مدارس دینی تأسیس نمودند، بی‌آنکه منتظر حمایت ساختاری باشند.

۲. دعوت مردان نقش تسهیل‌کننده داشت: پدر نصرت امین هزینۀ تحصیل او را تأمین کرد؛ شوهرش مانعی ایجاد نکرد؛ عالمان بزرگی چون حائری یزدی و بروجردی او را تأیید کردند. در مورد صفاتی نیز پدر و مادر دین‌دارش از او حمایت کردند و شوهرش – که خود یک مجتهد بود – به او اجازۀ اجتهاد داد.

نتیجه‌گیری: سهم مقاله در دانش تاریخی
مقاله‌ی کونکلر و فضائلی یکی از معدود پژوهش‌هایی است که زندگی، آثار و مرجعیت دینی دو نسل از مجتهدان زن ایرانی را در قالبی روش‌مند و مقایسه‌ای تحلیل می‌کند. مهم‌ترین دستاورد آن نشان دادن این پارادوکس است: در حالی که از لحاظ نظری، اجتهاد زنان امری پذیرفته‌شده در تشیع است، اما نهادهای سیاسی و آموزشی – چه در دوران سکولاریزاسیون پهلوی و چه در دوران اسلام‌سازی پس از انقلاب – به طور نظام‌مند از تربیت و به‌کارگیری مجتهدان زن جلوگیری کرده‌اند.

نقطه قوت مقاله، تکیه بر منابع دست اول (از جمله مصاحبه‌ها و اجازات منتشرنشده) و ارائه‌ی نمایی روشن از تناقض میان ابتکار فردی و موانع ساختاری است. کاستی آن، کم‌توجهی به تحلیل محتوای عمیق آثار فقهی این دو مجتهده و نیز غفلت از مقایسه با مجتهدان زن در جهان سنی (مانند مصر یا اندونزی) است – اما همین نقص، خود دعوتی است برای تحقیقات آینده.

این مقاله برای هر پژوهشگر تاریخ معاصر ایران، جامعه‌شناسی دین و مطالعات زنان در جهان اسلام، خواندنیِ ضروری است و تصویری بی‌پیرایه از دشواری‌های راه زنی می‌دهد که می‌خواست هم مؤمن بماند و هم مجتهد.

*** 

انتشار مطلب بالا صرفاً جهت آشنایی با تازه‌ترین پژوهش‌ها درباره‌ی حوزه و روحانیت صورت می‌گیرد و به‌معنای موافقت با تمامی مندرجات آن نیست.


هم‌رسانی

مطالب مرتبط
نظر شما