روحانیت بهروایت ایرانیکا: شیخ محمدتقی بافقی
ترجمهی اختصاصی مدخل شیخ محمدتقی بافقی در دایرهالمعارف ایرانیکا، نوشتهی حامد الگار

اشاره.
آنچه در پی میآید ترجمهی اختصاصی مدخل شیخ محمدتقی بافقی در دایرهالمعارف ایرانیکا، نوشتهی حامد الگار است. انتشار این مطلب صرفاً جهت آشنایی با جدیدترین پژوهشهای تاریخی صورت میگیرد.
***
بافقی، آیتالله محمدتقی (1946-1876 / 1365-1292)، یک عالم دینی بود که با مخالفت صریحاش با رضاشاهِ پهلوی شناخته میشود. حاج محمدباقر در یک خانوادهی تاجر در شهر کوچک بافق در نزدیکی یزد بهدنیا آمد، و تحصیلات دینیاش را در چهارده سالگی، هنگامی که برای فراگیری فقه و اصول نزد حاج میرزا سید علی لبخندقی به یزد رفت آغاز کرد. چهارده سال پس از آن، او به نجف رفت و تحصیل فقه و اصول را نزد استادانی مانند آخوند محمدکاظم خراسانی و آخوند محمدکاظم یزدی پی گرفت، همچنانکه حدیث را نزد محدث بزرگ، حاج میرزا حسین نوری آموخت. پس از هفده سال اقامت در نجف، و پیش از بازگشتناش به ایران در 1336/1917 یا 1337/1918، او برای فراگیریِ اخلاق نزد حاج سید احمد موسوی کربلایی به کربلا رفت. [با بازگشت به ایران،] او در قم، محلهی باغ پنبه اقامت گزید و با همکاری شیخ ابوالقاسم کبیر و آیتالله فیض، کوششهایی را در راستای احیای حوزهی قم ترتیب داد.
این تلاشها در سال 1340/1922 نتیجه داد، هنگامی که شیخ عبدالکریم حائری به قم آمد، و توسط عدهای از علما -به ریاست بافقی- متقاعد شد که آنجا بماند و خود را وقف احیای حوزه کند. [سپس،] بافقی یکی از دستیاران ارشد حائری، با مسئولیتی ویژه در تأمین پوشاک برای تعداد روزافزونی از طلاب گردید. بهعلاوه، او مدیریت ساخت سه مسجد جدید را بهعهده گرفت و گاه، خود نیز در کار ساخت و ساز شرکت میکرد. نیز، او با فعالیت پرانرژی در مورد امر به معروف و نهی از منکر، حضور خود را در قم نمایان ساخت؛ او -مثلاً- میتوانست که از آرایشگران قم تعهد بگیرد که ریش کسی را نتراشند. (بیریشبودن به نحو سنتی مذموم تلقی میشود، خصوصاً نزد طلاب و روحانیون.) در مقطعی، دولت کوشید تا اینگونه فعالیتهای بافقی و سایر "علما" را محدود سازد، اما هنگامی که با پاسخِ خشمگیانهی بافقی و مقایسهی رضاشاه با فرعون از سوی او مواجه شد، عقبنشینی کرد. گفته میشود که او به اینگونه محدودیتهای شفاهی اکتفا نمیکرد، و چندین بار به شاه نامه نوشت و درخواست کرد که او سیاستهایی که علما آن را با اسلام ناسازگار میدیدند را تغییر دهد.
درگیری بین بافقی و رضاشاه در سال 1928/1346، زمانی که گروهی از زنان دربار بدون حجاب برای مشاهدهی مراسم نوروز به حرم در قم آمدند رخ داد. بافقی، که در آن زمان در حال موعظه در حیاط حرم بود و از حضورِ آنان آگاه شده بود، به این زنان پیام فرستاد که حضور آنان با این وضعیت در حرم را مورد اعتراض قرار میداد و خواستار خروج آنان شد. خبرهای این واقعه به تهران تلگراف شد، و رضاشاه بلافاصله، به همراه یک واحد زرهی به فرماندهی تیمورتاش، وزیر دربار به قم آمد. حرم محاصره شد، و تیمورتاش، با چکمه وارد حرم شد، تا بافقی را از منبر پایین کشیده، او را دستگیر نماید. رضا شاه شخصاً او را پایمال کرد و مورد توهین قرار داد، و او را به زندانی در تهران فرستادند. پس از چند ماه، او آزاد شد، اما وادار به اقامت در حرمِ شاه عبدالعظیم در جنوب تهران گردید؛ با اینحال، او توانست در سال 1353 / 36-1935 به مشهد سفر کند.
بافقی با برکناری رضاشاه در سال 1941 آزادی خود را دوباره به دست آورد، و به زودی به قم بازگشت و نقشی اساسی در جلوگیری از افتتاح یک مشروبفروشی در قم ایفا کرد. او، از قم برای اقامتی یازده ماهه عازم شهرهای زیارتیِ عراق شد، اما سالهای پایانی عمرش را در شاه عبدالعظیم گذراند. او در 12 جمادیالاولی 1365، 3 آگوست 1946 درگذشت و در قم، در کنار شیخ عبدالکریم حائری به خاک سپرده شد.
واکنش خشمآلود بافقی نسبت به حضور زنانِ بیحجاب در حرم در قم در سال 1928 توسط برخی، عامل بهتأخیرافتادنِ هشت سالهی [سیاست] کشف حجاب بوده است. به طور کلی، بیباکی او در مقابله با رضاشاه تأثیر قابل توجهی بر حوزهی قم گذاشت؛ چنانکه آیتالله خمینی، در درسهای اخلاقاش در قم در دههی 1930، بافقی را به عنوان نمونهای برای پیروی معرفی کرد.
همرسانی
مطالب مرتبط
جدیدترین مطالب
15 دیماه در گذر تاریخ








نظر شما