«تمدن یعنی این»؟

‫معرفی کتاب «روزی، همه همیشه مخالف این بوده‌اند» اثر عُمَر العقاد

«تمدن یعنی این»؟

‫«وقتی به اندازهٔ کافی از ماجرا فاصله بگیریم، همه به‌درستی از این که اجازه داده شد چنین اتفاقی بیفتد، بهت‌زده خواهند شد. اما در حال حاضر، بسیار امن‌تر است که نگاهت را بدزدی، سرت را پایین بیندازی و هرازگاهی تعادل جامعهٔ مؤدب را بررسی کنی تا ببینی آیا هنوز برای گفتن آنچه وجدان هرگز در آن تردیدی نداشت زیادی پُردردسر نیست.»

‫درآمد: دربارۀ نویسنده
عُمَر العقاد (Omar El Akkad) نویسنده و روزنامه‌نگار مصری ـ کانادایی ـ آمریکایی، از چهره‌های شاخص ادبیات معاصر انگلیسی‌زبان به‌شمار می‌رود که با تلفیق تجربۀ روزنامه‌نگاری میدانی و روایت‌پردازی ادبی، صدایی متمایز در ادبیات سیاسی ـ اجتماعی سال‌های اخیر یافته است. او در سال ۱۹۸۲ میلادی در قاهره متولد شد و دوران کودکی و نوجوانی خود را در دوحۀ قطر گذراند. در شانزده‌سالگی همراه خانواده‌اش به کانادا مهاجرت کرد و این تجربۀ مهاجرت و زندگی در میان فرهنگ‌ها، بن‌مایۀ بسیاری از آثار او را شکل داد. العقاد تحصیلات دانشگاهی خود را در رشتۀ علوم کامپیوتر در دانشگاه کوئینز کانادا به پایان رساند، اما خیلی زود به روزنامه‌نگاری روی آورد و به‌مدت یک دهه به‌عنوان گزارشگر روزنامۀ گلوب اند میل (The Globe and Mail) کانادا فعالیت کرد.

حرفۀ روزنامه‌نگاری العقاد او را به خط مقدم بسیاری از مهم‌ترین رویدادهای جهان در دو دهۀ اخیر کشاند: از جنگ افغانستان و دادگاه‌های نظامی خلیج گوانتانامو گرفته تا انقلاب بهار عربی در مصر و جنبش «جان سیاهان مهم است» در فرگسنِ میزوری. این تجربۀ زیسته از دل بحران‌ها و درگیری‌های جهانی، بعدها به شالودۀ اصلی آثار داستانی و غیرداستانی او تبدیل شد.

نخستین رمان العقاد با عنوان «جنگ آمریکایی» (American War) در سال ۲۰۱۷ منتشر شد و با استقبال گستردۀ منتقدان روبه‌رو گشت. این رمان که روایتی آینده‌نگرانه از جنگ داخلی دوم آمریکا در اواخر قرن بیست‌ویکم است، به فهرست نهایی جوایز معتبری راه یافت و بی‌بی‌سی آن را یکی از «صد رمانی که جهان ما را شکل می‌دهند» نامید. دومین رمان او، «چه بهشت غریبی» (What Strange Paradise) در سال ۲۰۲۱ منتشر شد و برندۀ جایزۀ معتبر اسکوشیابانک گیلر (Scotiabank Giller Prize) گردید؛ رمانی که از دریچۀ نگاه یک کودک به بحران جهانی پناهندگان می‌نگرد.

با این‌حال، نخستین اثر غیرداستانی العقاد با عنوان «روزی، همه همیشه مخالف این بوده‌اند» (One Day, Everyone Will Have Always Been Against This) که در فوریۀ ۲۰۲۵ توسط انتشارات آلفرد اِی. ناپف (Alfred A. Knopf) منتشر شد، شخصی‌ترین، بی‌پرده‌ترین و آسیب‌پذیرترین اثر او تا به امروز محسوب می‌شود. این کتاب که برندۀ جایزۀ ملی کتاب آمریکا در بخش غیرداستانی در سال ۲۰۲۵ شد، در واقع ثمرۀ مواجهۀ مستقیم نویسنده با یکی از تلخ‌ترین فصول تاریخ معاصر، یعنی بمباران غزه در اکتبر ۲۰۲۳ و پس از آن است.

معرفی کلی کتاب
«روزی، همه همیشه مخالف این بوده‌اند» اثری است در ۱۸۷ صفحه که از ده جستار درهم‌تنیده تشکیل شده است. عنوان کتاب برگرفته از توییتی است که العقاد در ۲۵ اکتبر ۲۰۲۳، تنها سه هفته پس از آغاز بمباران غزه، منتشر کرد. او در آن توییت نوشت: «روزی، وقتی امن باشد، وقتی هزینۀ شخصی برای نامیدن هرچیز به اسم واقعی‌اش وجود نداشته باشد، وقتی دیگر برای پاسخ‌خواهی از کسی دیر شده باشد، همه همیشه مخالف این بوده‌اند.» این توییت بیش از ده میلیون بار دیده شد و به نوعی جرقه‌ای برای نگارش این کتاب گردید.

کتاب در ظاهر واکنشی است به فاجعۀ انسانی در غزه، اما در باطن، کیفرخواستی است علیه ریاکاری و استانداردهای دوگانۀ غرب لیبرال. العقاد در این اثر، همزمان هم حملهٔ حماس به شهروندان اسرائیلی و هم پاسخ نظامی اسرائیل را محکوم می‌کند، اما تأکید می‌کند که کتابش «گزارشی از آن کشتار نیست»، بلکه «شهادتی است بر چیزی که برای یک نسل کامل، نه فقط از اعراب یا مسلمانان یا مردم رنگین‌پوست، بلکه برای تمام انسان‌ها از همه جای جهان، در این فصل از دهشت کاملاً قابل‌پیشگیری، اساساً تغییر کرد».

ناشر کتاب آن را «نامۀ جداییِ دل‌شکسته با غرب» توصیف کرده است. این توصیف چندان هم اغراق‌آمیز نیست: العقاد، به‌عنوان مهاجری که روزگاری به غرب به‌عنوان سرزمین آزادی و عدالت برای همه باور داشت، اکنون پس از دو دهه گزارش‌گری از جنگ با ترور، تغییرات اقلیمی، اعتراضات جنبش جان سیاهان مهم است و اکنون تماشای کشتار بی‌امان در غزه، به این نتیجه رسیده است که بسیاری از وعده‌های غرب دروغی بیش نیستند. او استدلال می‌کند که همواره گروه‌هایی از انسان‌ها وجود داشته‌اند که غرب هرگز قصد نداشته است با آن‌ها به‌عنوان انسان‌های کامل رفتار کند ـ نه فقط اعراب، مسلمانان یا مهاجران، بلکه هرکسی که بیرون از مرزهای امتیاز قرار گیرد.

ساختار کتاب و بررسی فصل‌ها
کتاب از ده جستار تشکیل شده که هر یک همچون قطعۀ یک پازل، وجهِ متفاوتی از استدلال کلی العقاد را پیش می‌برد. این ساختار جستارگونه به نویسنده امکان داده است تا با چرخش آزادانه از خاطرات شخصی به تحلیل سیاسی، از تأملات فلسفی به گزارش‌گری میدانی، تصویری چندلایه از بحران اخلاقی غرب ترسیم کند. عناوین فصل‌ها به ترتیب عبارت‌اند از: Departure (عزیمت)، Witness (شاهد)، Values (ارزش‌ها)، Language (زبان)، Resistance (مقاومت)، Craft (صناعت)، Lesser Evils (شرِّ کمتر)، Fear (ترس)، Leavetaking (وداع) و Arrival (ورود). این عناوین خود به‌تنهایی مسیری را ترسیم می‌کنند: از عزیمت و گسست از باورهای پیشین تا ورود به مرحله‌ای تازه از آگاهی.

فصل یکم: عزیمت (Departure)
فصل نخست کتاب با روایت شخصی عزیمت و مهاجرت نویسنده و خانواده‌اش از مصر آغاز می‌شود. العقاد در این فصل تصویری از نخستین تجربه‌های خود به‌عنوان مهاجری که به غرب چشم دوخته بود ترسیم می‌کند: نسلی که به گفتۀ او «به فرانسوی‌ها و بریتانیایی‌ها نگاه می‌کردند و فکر می‌کردند: تمدن یعنی این». او از پدرش می‌گوید که همچون بسیاری از هم‌نسلی‌هایش، غرب را مهد آزادی و عدالت می‌پنداشت. این فصل بن‌مایۀ اصلی کتاب را پایه‌ریزی می‌کند: تضاد میان وعدۀ غرب و واقعیت آن. العقاد از همان ابتدا خواننده را با پرسش بنیادین کتاب روبه‌رو می‌کند: اگر غرب واقعاً به ارزش‌هایی که تبلیغ می‌کند پایبند نیست، آن‌گاه زندگی در آن به چه معناست؟

فصل دوم: شاهد (Witness)
در این فصل، العقاد به تجربۀ خود به‌عنوان شاهد مستقیم فجایع می‌پردازد. او از روزهایی می‌نویسد که صبح‌ها از خواب بیدار می‌شد و «شواهد بدترین کارهایی را که انسان‌ها می‌توانند با یکدیگر انجام دهند» مرور می‌کرد. این فصل به‌ویژه بر مفهوم «شهادت دادن» متمرکز است: هم به معنای حقوقی آن (حضور در دادگاه‌های گوانتانامو) و هم به معنای اخلاقی آن (تماشای نسل‌کشی‌ای که به‌طور زنده پخش می‌شود). العقاد در این فصل به توصیف نحوۀ عملکرد «ماشین» امپراتوری آمریکا می‌پردازد؛ ماشینی که فقط برای گروهی منتخب از انسان‌ها کار می‌کند. او نقل می‌کند که چگونه سربازان در افغانستان از کشته‌شدگان افغان «به‌عنوان ابزاری برای انتقال جدیت موقعیت بدون برهم‌زدن روایت غالب» یاد می‌کردند.

فصل سوم: ارزش‌ها (Values)
فصل سوم به بررسی مفهوم ارزش‌های لیبرال غربی می‌پردازد. العقاد در این فصل استدلال می‌کند که ارزش‌هایی چون آزادی بیان، برابری و حقوق بشر، همواره به‌طور گزینشی اعمال شده‌اند. او با مرور تاریخی نشان می‌دهد که چگونه این ارزش‌ها برای برخی گروه‌ها هرگز به‌طور کامل محقق نشده‌اند. به‌گفتۀ او، «شکاف‌های عمیق و زشتی» در بنیان جهانِ به‌اصطلاح آزاد وجود دارد که زمانی فکر می‌کرد قابل‌ترمیم‌اند، اما اکتبر ۲۰۲۳ همه چیز را تغییر داد. این فصل به‌ویژه به این موضوع می‌پردازد که چگونه نظام‌های قدرت، ارزش‌ها را به‌ابزاری برای حفظ سلطه تبدیل کرده‌اند.

فصل چهارم: زبان (Language)
یکی از قوی‌ترین فصل‌های کتاب، فصل چهارم است که به تحلیل زبان و قدرت می‌پردازد. العقاد در این فصل نشان می‌دهد که چگونه زبان به‌ابزاری برای مشروعیت‌بخشی به خشونت و سرپوش‌گذاشتن بر جنایات تبدیل می‌شود. او تفاوت میان «مهاجر» و «اکسپت» ( expat) را بررسی می‌کند: «اکسپت‌ها سفیدپوست‌اند، مهاجران رنگین‌پوست». این فصل همچنین به واژگانی می‌پردازد که در گفتمان رسانه‌ای غرب برای توصیف خشونت علیه غیرغربی‌ها به‌کار می‌رود و این‌که چگونه این زبان، خشونت را عادی‌سازی می‌کند. تحلیل او از نحوۀ چارچوب‌بندی روایت‌ها در فیلم‌های جنگی آمریکایی، که در آن تیرانداز سفیدپوست همیشه قهرمان داستان است و نه انسانی که در آن‌سوی مگسک تفنگ، زندگی‌اش در خطر است، از تأمل‌برانگیزترین بخش‌های کتاب است.

فصل پنجم: مقاومت (Resistance)
در این فصل، العقاد به اشکال مختلف مقاومت در برابر بی‌عدالتی و نسل‌کشی می‌پردازد. یکی از مفاهیم کلیدی که در این فصل معرفی می‌شود «مقاومت منفی» (negative resistance) است: کنشِ صرفاً کنارکشیدن یا امتناع از مشارکت در نظام‌هایی که جنایات را ممکن می‌سازند. او نحوۀ کنارآمدن خود با نسل‌کشی جاری در غزه را چنین توصیف می‌کند: پناه‌بردن به گوشه‌ای آرام در منطقۀ جنگلی پشت خانه‌اش در پورتلند، اورگن. او اشاره می‌کند که اولویت‌هایش تغییر کرده‌اند: دغدغه‌های روزمره‌ای چون مالیات و ضرب‌الاجل‌ها اکنون در مقایسه با فاجعۀ انسانی در حال وقوع، بی‌اهمیت به‌نظر می‌رسند.

فصل ششم: صناعت (Craft)
این فصل تأملی است در باب حرفۀ نویسندگی و روزنامه‌نگاری و مسئولیت اخلاقی نویسنده در زمانۀ بحران. العقاد نقل می‌کند که چگونه به‌عنوان روزنامه‌نگاری جوان به او گفته می‌شد که بخشی از وظیفه‌اش «تسکین رنج‌دیدگان و رنج‌دادن به آسوده‌خاطران» است. او در این فصل از چالش‌های نوشتن در زمانی می‌گوید که «تنها چیزی که می‌توانست روی کاغذ بیاورد» همان موضوع غزه بود. این فصل همچنین تأملی است در رابطۀ میان ادبیات داستانی و غیرداستانی و این‌که چرا العقاد برای بیان این حقیقت خاص، قالب جستار غیرداستانی را برگزیده است.

فصل هفتم: شرِّ کمتر (Lesser Evils)
العقاد در این فصل به نقد منطق «شرِّ کمتر» در سیاست آمریکا می‌پردازد. او استدلال می‌کند که تمایل لیبرال‌های آمریکایی به رأی‌دادن به «شرِّ کمتر» باعث شده است تا معیارها به «پایین‌ترین حد ممکن» سقوط کنند. او معتقد است که هم جمهوری‌خواهان و هم دموکرات‌ها در این وضعیت مسئول‌اند. این فصل به‌ویژه به این موضوع می‌پردازد که چگونه نظام‌های سیاسی غربی، با ایجاد دوگانه‌های ظاهری، انتخاب‌های واقعی را از شهروندان سلب می‌کنند و هم‌زمان، ماشین جنگی را بدون توجه به اینکه کدام حزب در قدرت است، به‌پیش می‌رانند.

فصل هشتم: ترس (Fear)
فصل هشتم به بررسی نقش ترس در حفظ وضعیت موجود می‌پردازد. العقاد تحلیل می‌کند که چگونه ترس ـ از دست‌دادن شغل، از طرد اجتماعی، از برچسب‌خوردن ـ موجب سکوت بسیاری از روشنفکران، هنرمندان و روزنامه‌نگاران غربی در برابر فجایع غزه شده است. او به مواردی اشاره می‌کند که در آن‌ها افرادی که علیه کشتار غزه صحبت کردند، به‌ویژه در آلمان، نمایش‌هایشان لغو و در برخی موارد شغل خود را از دست دادند. این فصل پرسش دشواری را مطرح می‌کند: بهای اخلاقی سکوت چیست و چه کسانی حاضر به پرداخت هزینۀ سخن‌گفتن‌اند؟

فصل نهم: وداع (Leavetaking)
فصل نهم که می‌توان آن را نقطۀ اوج عاطفی کتاب دانست، با تأملی بر عمل «خودسوزی» آرون بوشنِل، سرباز آمریکایی که در فوریۀ ۲۰۲۴ در برابر سفارت اسرائیل در واشنگتن دی‌سی خود را به آتش کشید، به مفهوم مقاومت منفی عمق می‌بخشد. العقاد واکنش رسانه‌ها به عمل بوشنِل را با پوشش محترمانه‌ای که به خودسوزی محمد بوعزیزی در تونس (که جرقهٔ بهار عربی را زد) داده شد مقایسه می‌کند و نشان می‌دهد که چگونه ساختارهای قدرت برای مواجهه با «مقاومت منفی» ـ وقتی کسی صرفاً از مشارکت سر باز می‌زند ـ تقلا می‌کنند. این فصل همچنین روایت‌گر احساس بی‌گانگی العقاد در مراسم اهدای جوایز ادبی در لس‌آنجلس است؛ جایی که او نمی‌توانست نقاب فرهنگی‌ای را که پیش‌تر به او امکان می‌داد در جامعۀ غربی حل شود، بر چهره نگه دارد.

فصل دهم: ورود (Arrival)
فصل پایانی کتاب، همان‌گونه که از عنوانش پیداست، به مفهوم «رسیدن» می‌پردازد. اما این «ورود» ورود به یک مکان فیزیکی نیست، بلکه ورود به مرحله‌ای جدید از آگاهی است. العقاد در این فصل به نوعی به پرسش اصلی کتاب پاسخ می‌دهد: پس از این همه، چه باید کرد؟ او نه راه‌حلی قطعی ارائه می‌دهد و نه نوید پایانی خوش؛ بلکه کتاب را با فراخوانی به «امکان‌اندیشی» در زمانۀ کشتار به پایان می‌برد. او از خواننده می‌خواهد که به‌عنوان یک شهروند، به‌عنوان یک پدر یا مادر، راهی برای «تراشیدن حسی از امکان» در این زمانۀ ویرانگر بیابد. این پایان‌بندی کتاب را از یک بیانیۀ سیاسی صرف فراتر می‌برد و آن را به تأملی عمیقاً انسانی بدل می‌کند.

افتخارات و جوایز
«روزی، همه همیشه مخالف این بوده‌اند» یکی از پرافتخارترین آثار غیرداستانی سال ۲۰۲۵ بوده است. این کتاب برندۀ جایزۀ ملی کتاب آمریکا (National Book Award) در بخش غیرداستانی در هفتادوششمین دورۀ این جوایز شد. همچنین به فهرست نهایی جایزۀ حلقهٔ منتقدان ملی کتاب (National Book Critics Circle Award) در بخش نقد، جایزۀ هیلاری وستون (Hilary Weston Writers‘ Trust Prize) در بخش غیرداستانی راه یافت و در فهرست بلند جایزۀ اندرو کارنگی (Andrew Carnegie Medal) برای تعالی در非داستانی قرار گرفت. کتاب همچنین در فهرست پرفروش‌های نیویورک تایمز و به‌عنوان «کتاب برجستۀ سال ۲۰۲۵» از سوی نیویورک تایمز برگزیده شد.

تحسین منتقدان و چهره‌های سرشناس
کتاب با استقبال گستردۀ منتقدان و چهره‌های فرهنگی روبه‌رو شده است. نیویورک تایمز آن را «خاطرات ـ بیانیه‌ای نیروبخش» (a bracing memoir and manifesto) توصیف کرده است. تامی اورنج (Tommy Orange)، نویسندۀ پرفروش کتاب «ستارگان سرگردان»، دربارۀ کتاب گفته است: «نمی‌توانم به قطعۀ نوشتاری مهم‌تری برای خواندن در حال حاضر فکر کنم. در این کتاب امید یافتم، و کمکی، برای روبه‌روشدن با آنچه جهان اکنون هست و هرآنچه دیگر نیست. خواهش می‌کنم این کتاب را بخوانید. قول می‌دهم پشیمان نخواهید شد».

نائومی کلاین (Naomi Klein)، نویسنده و فعال سرشناس، این کتاب را «منحصربه‌فرد و فوریتاً ضروری» خوانده و ریچارد فلاناگان (Richard Flanagan)، برندۀ جایزۀ بوکر، آن را «زوزۀ دل عصر ما» توصیف کرده است: «در تقلا برای یافتن واژگانی دقیق‌تر هستم که خشم درنده و گسست‌آفرین این کتاب را بازگو کند، همان‌گونه که می‌کوشد توصیف‌ناپذیر را توصیف کند و جهانی را که هرروز ناپیوسته‌تر می‌شود، پیوسته سازد». دوآ لیپا (Dua Lipa)، خوانندۀ مشهور، نیز از این کتاب به‌عنوان «خواندنی قدرتمند، ناراحت‌کننده اما تأمل‌برانگیز» یاد کرده است. برایان انو (Brian Eno) آن را «کتابی حیرت‌انگیز، تکان‌دهنده، زیبا و ضروری» خوانده و دیوید اولوسوگا (David Olusoga) گفته است: «شما را ترغیب می‌کنم که کتاب شگفت‌انگیز عمر العقاد را بخوانید».

روزنامۀ گاردین (The Guardian) کتاب را «قدرتمند» توصیف کرده و نوشته است که العقاد در آن «تناقضات اخلاقی غرب را می‌کاود و می‌پرسد ارزش‌های لیبرال در برابر محوِ وحشیانه و پایدار زندگی انسان‌ها چه معنایی دارند». نشریۀ پورتلند ریویو (Portland Review) نیز کتاب را «آمیزۀ قدرتمند و تأثیرگذاری از جستار شخصی و تفسیر سیاسی بی‌پرده» دانسته و آن را با آثار غیرداستانی تا-نهیسی کوتس (Ta-Nehisi Coates) مقایسه کرده است.

جمع‌بندی
«روزی، همه همیشه مخالف این بوده‌اند» فراتر از یک کتاب دربارۀ غزه، تأملی است بنیادین در باب وعده‌های محقق‌نشدۀ مدرنیته و لیبرالیسم غربی. العقاد با تلفیق تجربۀ شخصی، تحلیل سیاسی و نثر شاعرانه، اثری آفریده است که همزمان هم زخم‌خورده و خشمگین است و هم عمیقاً انسانی. او در این کتاب به ما یادآوری می‌کند که ادبیات ـ در ناب‌ترین شکل خود ـ همان است که ایشی‌گورو گفته است: «کسی می‌گوید تجربۀ من این است؛ می‌توانی صدایم را بشنوی؟ آیا برای تو هم همین‌طور است؟». این کتاب نه فقط برای کسانی که در پی فهم بحران‌های جهان معاصرند، بلکه برای هر خواننده‌ای که به مسئلۀ عدالت، حقیقت و انسانیت می‌اندیشد، اثری ضروری و ماندگار است.


هم‌رسانی

مطالب مرتبط
نظر شما