واکاوی تاریخی تکیه دولت و تأثیرش بر شبیه‌خوانی قم

گزارشی از نشست 599 بنیاد قم‌پژوهی با همکاری مرکز اسناد انقلاب اسلامی قم

واکاوی تاریخی تکیه دولت و تأثیرش بر شبیه‌خوانی قم

اشاره

نشست ۵۹۹ بنیاد قم‌پژوهی با همکاری «مرکز اسناد انقلاب اسلامی قم» در ادامه سلسله نشست‌های پژوهشی این بنیاد عصر سه‌شنبه ۱۴۰۵/۳/۲۶ در سالن جلسات مرکز اسناد قم برگزار شد. این نشست به بررسی یکی از موضوع‌های مهم در حوزه تاریخ فرهنگ آیینی ایران، یعنی «تأثیر تکیه دولت بر شبیه‌خوانی قم» اختصاص داشت.

در این برنامه، استاد رضا کوچک‌زاده ــ کارگردان و پژوهش‌گر هنرهای نمایشی ــ به‌عنوان سخنران حضور داشت و به طرح دیدگاه‌ها و یافته‌های پژوهشی خویش درباره تاریخ تعزیه و معماری آیینی و نسبت آن با سنت‌های عزاداری در قم پرداخت. برگزاری این نشست در فضایی هم‌زمان با ایام سوگواری حضرت اباعبدالله ‌الحسین (ع) انجام شد؛ ایامی که در فرهنگ شیعی ایران همواره با آیین‌های متنوع سوگواری و شکل‌های گوناگون عزاداری همراه بوده است. از این ‌رو، در آغاز جلسه ضمن گرامی‌داشت این ایام، به جایگاه تاریخی و فرهنگی آیین‌های سوگ حسینی در جامعه ایرانی اشاره شد و تأکید گردید که بسیاری از این آیین‌ها در طول قرن‌ها به صورت سنت‌های نمایشی و آیینیِ مردمی تداوم یافته‌اند. این میان، شبیه‌خوانی یکی از برجسته‌ترین جلوه‌های هنر آیینی در ایران به شمار می‌رود؛ هنری که در آن روایت واقعه عاشورا و دیگر رخدادهای تاریخ اسلام در قالبی نمایشی و مبتنی بر خوانش نسخه‌هایی منظوم اجرا می‌شود. تعزیه علاوه بر جنبه مذهبی و سوگواری، از منظر تاریخ هنرهای نمایشی نیز اهمیتی فراوان دارد و بسیاری از پژوهش‌گران آن را یکی از مهم‌ترین شکل‌های بومی و ریشه‌دار نمایش در فرهنگ ایرانی دانسته‌اند.

در آغاز نشست همچنین به این نکته اشاره شد که تاریخ تعزیه در ایران تنها به یک شهر یا منطقه محدود نیست، بلکه در پیوند با شبکه‌ای از مراکز مذهبی و فرهنگی شکل گرفته است. در این میان، شهرهایی مانند تهران و قم هر یک در دوره‌هایی نقشی مهم در گسترش و تحول این هنر آیینی داشته‌اند. به‌ویژه در دوره قاجار با شکل‌گیری فضاهای خاص اجرای تعزیه همانند تکیه دولت در تهران، شیوه‌هایی تازه‌ در اجرای شبیه‌خوانی پدید آمد که بر دیگر مناطق نیز تأثیر گذاشت. از همین منظر، موضوع نشست ۵۹۹ بنیاد قم‌پژوهی کوشید تا با نگاهی پژوهشی، نسبت میان تکیه دولت و سنت شبیه‌خوانی در شهر قم را بررسی کند. سخنران در آغاز سخنانش یادآور شد که برای پاسخ به چنین پرسشی، لازم است هم به تاریخ معماری تکیه دولت و هم به تحول نسخه‌ها و شیوه‌های اجرایی شبیه‌خوانی توجه شود. بدین ترتیب، مقدمه نشست زمینه‌ای برای ورود به بحث اصلی فراهم کرد؛ بحثی که در ادامه جلسه با بررسی تاریخچه تکیه دولت، نقد برخی روایت‌های رایج و افسانه‌وار درباره آن و نیز واکاوی ارتباط آن با سنت شبیه‌خوانی قم دنبال شد.

۱. تکیه دولت: فراتر از یک نماد معماری

استاد کوچک‌زاده سخنانش را با یادآوری بیتی از حافظ آغاز کرد؛ «داشتم دلقی و صد عیب مرا می‌پوشید/ خرقه رهن می و مطرب شد و زنّار بماند!». این کارگردان در آغاز سخن‌رانی، تکیه دولت را نه صرفاً یک بنای معماری، بلکه یکی از مهم‌ترین نمادهای فرهنگی و آیینی تهران در دوره قاجار دانست. به گفته او، در نیمه دوم قرن سیزدهم هجری و به‌ویژه در دوران پادشاهی ناصرالدین‌شاه، این بنا به یکی از شناخته‌شده‌ترین نشانه‌های شهر تهران تبدیل شده بود؛ به‌گونه‌ای که بسیاری از جهان‌گردان و دیپلمات‌ها و ناظران خارجی که به ایران سفر می‌کردند، در گزارش‌ها و خاطرات خویش از تکیه دولت به‌عنوان یکی از مهم‌ترین جلوه‌های حیات اجتماعی و مذهبی و فرهنگی پایتخت یاد کرده‌اند.

او توضیح داد که پیش از آن که در تهران سازه‌هایی چون برج آزادی یا برج میلاد به‌عنوان نمادهای شهری شناخته شوند، تکیه دولت در واقع شاخص‌ترین بنایی بود که چهره فرهنگی و آیینی شهر را بیش از نیم سده نمایندگی می‌کرد. این بنا نه‌تنها از نظر مقیاس معماری و ساختار فضایی قابل توجه بود، بلکه به دلیل کارکرد خاص خود ــ میزبانی از آیین‌های باشکوه شبیه‌خوانی و سوگ‌واری محرم ــ در حافظه جمعی مردم تهران و حتی در نگاه ناظران خارجی جایگاهی ویژه یافته بود.

کوچک‌زاده در ادامه تأکید کرد که اهمیت تکیه دولت تنها به معماری آن محدود نمی‌شود. به باور او، این بنا در واقع محور اصلی تنها نمایش جهان اسلام به شمار می‌رفت؛ فضایی که در آن آیین‌های سوگ حسینی با شکوهی کم‌نظیر برگزار می‌شد و هزاران نفر از طبقات مختلف جامعه ــ از شاه و درباریان گرفته تا مردم عادی ــ در آن حضور می‌یافتند. از این منظر، تکیه دولت را می‌توان نمونه‌ای برجسته از پیوند میان قدرت سیاسی، جامعه، آیین مذهبی و هنر نمایشی در ایران دوره قاجار دانست.

با این حال، سخنران یادآور شد که با گذشت زمان و به‌ویژه پس از ویرانی تکیه دولت، بسیاری از روایت‌هایی که درباره این بنا در حافظه عمومی شکل گرفته‌اند، با افسانه‌ها و برداشت‌های نادقیق درآمیخته‌اند. به گفته او، امروزه در برخی نوشته‌ها و روایت‌های شفاهی، داده‌هایی درباره محل دقیق بنا، شیوه ساخت، الهام‌های معماری یا علت تخریب آن نقل می‌شود که با اسناد و رویدادهای تاریخی، نقشه‌های قدیمی و شواهد تصویری موجود هم‌خوانی ندارد.

این پژوهش‌گر هنرهای نمایشی یادآور شد که یکی از وظایف پژوهش‌گران تاریخ معماری و هنرهای نمایشی، بازخوانی دقیق منابع و اسناد تاریخی برای تفکیک واقعیت از روایت‌های برساخته است. او توضیح داد که در سال‌های نزدیک، بررسی عکس‌های قدیمی، نقشه‌های دوره قاجار و اسناد تاریخی و بازخوانی روایت گردش‌گران ناایرانی، تصویری روشن‌تر از جایگاه حقیقی تکیه دولت در بافت شهر تهران به دست داده و نیاز به بازنگری بسیاری از تصورات رایج را ضروری کرده است.

نویسنده‌ی کتاب «فهرست توصیفی شبیه‌نامه‌های دوره‌ی قاجار» افزود، فهم درست تکیه دولت تنها زمانی ممکن است که این بنا را در بستر تاریخی و فرهنگی زمان خود بررسی کنیم؛ یعنی آن را نه صرفاً به‌عنوان یک سازه‌ی معماری، بلکه به‌عنوان مرکزی فرهنگی برای اجرای آیین‌های مذهبی، گسترش سنت‌های نمایشی و بازتاب ساختار اجتماعی و سیاسی جامعه قاجاری در نظر گیریم. از همین رو، بررسی تکیه دولت می‌تواند دریچه‌ای مهم برای شناخت بهتر تاریخ شبیه‌خوانی و نمایش ایرانی، تحولات فرهنگ سوگواری و نیز پیوند میان فضاهای معماری و هنرهای آیینی در ایران باشد.

۲. نقد و بررسی افسانه‌های تاریخی تکیه دولت

بخش قابل توجهی از سخنان استاد در این نشست به بازنگری در روایت‌های رایج و تصحیح برخی برداشت‌های نادرست درباره تکیه دولت اختصاص داشت. او تأکید کرد که در طول دهه‌های گذشته، بسیاری از داده‌های مربوط به این بنا بدون مراجعه دقیق به اسناد و نقشه‌ها و تصاویر تاریخی در کتاب‌ها و نوشته‌ها تکرار شده و به‌تدریج به شکل «افسانه‌های تاریخی» درآمده است. در همین راستا، او به چند نمونه از مشهورترین این روایت‌های نادرست اشاره کرد که اینک چون داده‌ای مستند پذرفته شده‌اند؛ از جمله، افسانه مربوط به جای دقیق تکیه دولت، وام‌گیری معماری آن از نمونه‌های اروپایی، کهنه‌گرایی نمایش‌های آن و…

 

افسانه جای تکیه دولت در بافت شهر تهران

یکی از باورهای نادرست که در بسیاری از نوشته‌های تاریخی و حتی برخی پژوهش‌ها دیده می‌شود، مربوط به محل دقیق بنای تکیه دولت در تهران دوره قاجار است. به گفته این کارگردان، این اشتباه تا حد زیادی ناشی از نحوه مشاهده بنا از سوی ناظران و نبود آگاهی به مختصات جغرافیایی و همچنین تغییرات بافت شهری در سال‌های بعد بوده است. تکیه دولت در محدوده جنوبی مجموعه کاخ گلستان قرار داشت و در نزدیکی ساختمان خورشید (شمس‌العماره) واقع شده بود. همین هم‌جواری و بلندی نزدیک این دو ساختمان، سبب شد بسیاری از گزارشگران که از دور و از زاویه‌های گوناگون این مجموعه را مشاهده می‌کردند، این دو را کنار هم ببینند. در نتیجه در برخی منابع، جای آن «کنار شمس‌العماره» آمده است.

نویسنده‌ی کتاب‌های «فهرست شبیه‌نامه‌های پراکنده» و «فهرست شبیه‌نامه‌های ملک» برای روشن شدن این موضوع به نخستین نقشه‌ی تاریخی تهران مربوط به سال ۱۲۷۵ قمری اشاره کرد و توضیح داد که این نقشه‌ها یکی از مهم‌ترین اسناد برای شناخت جایگاه بناهای مهم شهر در دوره قاجار به شمار می‌آیند. علاوه بر این، او به عکس‌های هوایی اولیه تهران که از بالن تهیه شده بود اشاره کرد؛ تصاویری که به دلیل ثبت چشم‌اندازی گسترده از بافت شهر، امکان تعیین دقیق موقعیت بناها را فراهم می‌کنند. با بررسی این منابع، مشخص می‌شود که محل تکیه دولت دقیقاً در کدام بخش از مجموعه سلطنتی قرار داشته و چگونه با دیگر بناهای مهم آن، از جمله شمس‌العماره و بخش‌های مختلف ارگ سلطنتی، دارالفنون، بازار و مسجد شاه ارتباط فضایی داشته است. بر اساس این اسناد، بسیاری از گفته‌هایی که در برخی کتاب‌ها درباره جای تکیه دولت آمده، نادرست است.

در ادامه این بحث، کوچک‌زاده به موضوع تکیه دولت قدیم تهران نیز اشاره کرد؛ بنایی که پیش از ساخت تکیه دولت نامی در نزدیکی همان محدوده ولی در ضلع غربی ارگ بود و به تکیه حاج میرزا آقاسی یا صدر اعظم شهرت داشت. او توضیح داد که پس از ساخت تکیه دولت جدید، این تکیه قدیمی کارکرد خود را از دست داد و به‌تدریج به فضایی با کاربری متفاوت تبدیل شد. طبق اسناد تاریخی، این مکان بعدها به «مخزن ملبوس نظام» تغییر کاربری داد؛ یعنی محلی برای نگهداری پوشاک و تجهیزات نظامی. همین تغییر کاربری نیز در برخی منابع باعث خلط میان تکیه دولت قدیم و تکیه دولت نامی شده و به پیچیده‌تر شدن روایت‌های تاریخی انجامیده است.

 

افسانه تأثیر معماری اروپایی

دومین روایت مشهور اما بحث‌برانگیز درباره تکیه دولت، این ادعاست که ناصرالدین‌شاه پس از سفر به اروپا و مشاهده تماشاخانه‌های غربی، تصمیم به ساخت بنایی مشابه در تهران گرفت. در برخی نوشته‌ها حتی گفته شده است که این بنا با الهام از تالارهایی مانند رویال آلبرت هال لندن یا آمفی‌تئاتر ورونا طراحی شده است. پژوهش‌گر هنرهای نمایشی در این نشست با بررسی دقیق اسناد و پلان‌های معماری، این روایت را نقد کرد و نشان داد که چنین برداشتی از چند جهت قابل تردید است؛ نخستین نکته به تفاوت در فرم معماری مربوط می‌شود. به گفته او، تکیه دولت از نظر پلان کلی، ساختاری کاملاً دایره‌ای داشته است؛ در حالی که بسیاری از تالارهای نمایشی اروپایی که در این مقایسه‌ها ذکر می‌شوند، دارای فرم بیضی‌شکل هستند. افزون بر این، در بیشتر تماشاخانه‌های غربی، صحنه در یک سمت بنا قرار دارد و تماشاگران در برابر آن می‌نشینند؛ اما در تکیه دولت، صحنه اجرا در مرکز قرار داشت و تماشاگران به صورت گرداگرد صحنه در طبقات مختلف می‌نشستند.

نکته دوم به تفاوت در کارکرد فضا بازمی‌گردد. آن تالارهای اروپایی عمدتاً برای اجرای اپرا، موسیقی یا نمایش‌های صحنه‌ای طراحی شده بودند که در آن‌ها جهت‌گیری دید تماشاگران به سوی یک صحنه ثابت و کمابیش یک‌سویه است. اما تکیه دولت برای اجرای تعزیه طراحی شده بود؛ نمایشی آیینی که در آن حرکت بازیگران در فضای مرکزی و تعامل مستقیم آنان با فضاهای جانبی و تماشاگران اهمیت دارد. بنابراین ساختار فضایی بنا باید به گونه‌ای طراحی می‌شد که امکان مشاهده اجرا از همه جهات فراهم باشد.

نمونه‌های مشابه معماری دایره‌ای: در پاسخ به پرسش‌هایی درباره فرم دایره‌ای تکیه دولت، کوچک‌زاده به نمونه‌هایی از معماری بومی ایران اشاره کرد که نشان می‌داد این فرم، وام‌گرفته از تماشاخانه‌های اروپایی نبود. نمونه‌هایی همانند پلان دایره‌ای یک حمام در قزوین، برخی یخچال‌های سنتی، زورخانه‌ها و کاروان‌سراهای صفوی با پلان دایره‌ای یا چندضلعی منظم، شواهدی بر سابقه فرم دایره‌ای در معماری ایرانی بودند. همچنین سردر بازار تهران در دوره قاجار (سبزه‌میدان، روبه‌روی بانک ملی کنونی) به عنوان نمونه‌ای از موتیف‌های تکرارشونده در معماری تکیه دولت دیده می‌شد.

در ادامه، کوچک‌زاده به نقد افسانه دیگر پرداخت؛ ناتوانی معمار در برپایی سقف و بهره‌گیری ناچار از چادر برای پوشاندن بنا. در سنت‌های آیینی مرتبط با سوگواری عاشورا، مفهوم خیمه و خیمه‌گاه جایگاهی ویژه دارد و یادآور خانه‌های گه‌گاهی کوچ‌نشینان و در شکل نمادین، اردوگاه و خیمه‌های امام حسین(ع) و یاران او در واقعه کربلاست. از این منظر، پوشش چادری تکیه دولت را می‌توان نوعی بازآفرینی نمادین خیمه‌گاه عاشورا در مقیاسی شهری دانست؛ عنصری که به فضای آیینی مجلس تعزیه معنا و هویت مذهبی بیشتری می‌بخشید و به تماشاگر یادآور می‌شد همه‌ی ما زیر خیمه‌ی امام قرار داریم.

از نظر کارکردی نیز این چادر می‌توانست نقشی مهم در تنظیم نور و سایه و جلوگیری از آفتاب و باران در فضای مرکزی داشته باشد و در عین حال امکان جمع‌آوری یا تغییر آن در شرایط مختلف را فراهم کند. بنابراین سقف چادری نه‌تنها نشانه ضعف معماری نبود، بلکه ترکیبی از کارکرد عملی و معناشناسی آیینی را در خود جای داده بود.

 

ظرفیت تماشاگران و مقیاس بنای تکیه دولت

موضوع دیگری که در این بخش به آن توجه شد، گنجایش و مقیاس واقعی تکیه دولت بود. کارگردان نمایش‌های «تابستان» و «می‌خواستم اسب باشم» با اشاره به پژوهش‌ها و بازسازی‌ سه‌بعدی و مجازی خویش از این بنا، توضیح داد که تعیین دقیق ظرفیت آن همواره محل بحث میان پژوهش‌گران بوده است. بر اساس بررسی‌های انجام‌شده و مدل‌سازی‌ سه‌بعدی(۳D) به‌ویژه مطالعاتی که با مشارکت برخی متخصصان شهرسازی و میراث فرهنگی از جمله دکتر اسکندر مختاری انجام شده، تخمین زده می‌شود که تکیه دولت می‌توانسته بیست هزار تماشاگر را در خود جای دهد. این جمعیت شامل افرادی بود که در طبقات مختلف نشسته بودند و همچنین کسانی که در فضای مرکزی و راه‌روها یا پیرامون آن به صورت ایستاده حضور داشتند؛ همین‌طور کسانی که به‌عنوان ظرفیت افزوده بر بام تکیه می‌نشستند و اجراگرانی که بر سکو جای می‌گرفتند. با در نظر گرفتن تراکم جمعیت در ایام خاص، ظرفیت این بنا نزدیک به بیست هزار تن تخمین زده شده است. از این رو گفته محمدحسن اعتمادالسلطنه از گنجایش بیست‌هزار تن نادرست و اغراق‌آمیز نبوده است. چنین ظرفیتی برای بنایی در تهران دوره ناصری ــ با جمعیت نزدیک به ۱۱۰ هزار تن ــ بسی چشم‌گیر و ویژه شمرده می‌شود و نشان می‌دهد که تکیه دولت در زمان خود بزرگ‌ترین فضای نمایشی و آیینی ایران محسوب می‌شده است و شوربختانه تا کنون هم بزرگ‌ترین تماشاخانه‌ بی‌مانند ایران مانده است و پس از آن چنین بنایی ساخته نشده.

استاد کوچک‌زاده در جمع‌بندی این بخش تأکید کرد که تکیه دولت را نه‌تنها باید یک بنای مذهبی، بلکه نخستین مجتمع فرهنگی دارای بزرگ‌ترین صحنه‌ی نمایش در جهان اسلام دانست؛ فضایی که در آن معماری، مهندسی سازه، آیین مذهبی و هنرهای نمایشی به شکلی کم‌نظیر در کنار یکدیگر قرار گرفته بودند.

کارگردان نمایش‌های «راشومون» و «جهان انزوا» در ادامه به استدلال زمانی نیز اشاره کرد. بر اساس اسناد تاریخی، ساخت تکیه دولت (از دستور شاه تا آماده شدن سازه) در فاصله سال‌های ۱۲۸۵ تا ۱۲۹۰ قمری و طی حدود پنج سال انجام شد. در حالی که نخستین سفر ناصرالدین‌شاه به اروپا در سال ۱۲۹۰ قمری صورت گرفت. این هم‌زمانی نشان می‌دهد که بنای تکیه دولت پیش از مشاهده تماشاخانه‌های اروپایی از سوی شاه شکل گرفته بود. بنابراین نمی‌توان آن را نتیجه تأثیر آن سفر دانست. همین‌طور در برخی اسناد درباری نیز دستورهای صریح ناصرالدین‌شاه به معیرالممالک درباره ساخت این بنا دیده می‌شود. در این اسناد به‌روشنی از ضرورت ایجاد فضایی برای برگزاری مجالس تعزیه سخن گفته شده و هیچ اشاره‌ای به ساخت تماشاخانه‌ای به سبک اپرا یا تئاتر غربی دیده نمی‌شود. همین نکته نشان می‌دهد که هدف اصلی از ساخت تکیه دولت، پاسخ‌گویی به نیازهای آیینی و مذهبی جامعه آن زمان و گسترش تماشاگران علاقه‌مند به تعزیه بوده است. در مجموع، نسبت دادن معماری تکیه دولت به الگوهای غربی بیش از آن که مبتنی بر سند باشد، حاصل برداشت‌های سطحی و قیاس‌های ظاهری است. به باور او، برای فهم دقیق این بنا باید آن را در چارچوب سنت‌های معماری و آیینی ایران بررسی کرد؛ سنت‌هایی که پیش از آن نیز نمونه‌هایی از فضاهای مدور و گرداگرد را در خود داشته‌اند و می‌توانستند زمینه‌ای برای شکل‌گیری چنین بنایی فراهم کنند؛ بناهایی چون کاروان‌سراها، یخ‌چال‌های سنتی و بازارها و گرم‌آبه‌ها.

 

 تحلیل انتقادی نقاشی کمال‌الملک

کوچک‌زاده در نگرشی پژوهشی، نقاشی مشهور کمال‌الملک از تکیه دولت را زیر ذره‌بین برد. وی با تأکید بر این که این نقاشی «سند» تاریخی نیست، بلکه یک نقاشی «خیال‌سازی ایرانی» است، که می‌توان آن را در ادامه سنت نقاشی قهوه‌خانه‌ای یا خیالی‌سازی ایران دانست، استدلال کرد؛ زاویه‌دید کمال‌الملک در نقاشی، با واقعیت فیزیکی بنا ــ از منظر شاه‌نشین ــ مطابقت ندارد. او برای خلق اثر، چندین رویداد ناهم‌زمان را در کنار هم تصویر کرده است که در واقعیت همزمان نبوده‌اند مثل کرنا نواختن گروهی بر بام تکیه و نواختن ساز از سوی گروه پرشمار موزیک نظام و اجرای تعزیه در یک لحظه که به دلیل مزاحمت صداها ناممکن بوده است. حذف منبر سنگی ۲۰ پله‌ای و دگرگونی برخی جزئیات فیزیکی در نقاشی کمال‌الملک به منظور زیبایی‌شناختی و در سبک خیالی‌سازی صورت گرفته است.

معماری و مهندسی بنا

در بخشی دیگر از این نشست، سخنران به بررسی ویژگی‌های معماری و مهندسی تکیه دولت پرداخت و تلاش کرد تصویری دقیق‌تر از شیوه ساخت و کارکرد فضایی این بنا ارائه دهد. او بیان کرد که تکیه دولت صرفاً یک بنای آیینی ساده نبود بلکه از نظر طراحی و سازمان فضایی و مهندسی سازه، یکی از پیچیده‌ترین بناهای شهری تهران در دوره قاجار به شمار می‌رفت؛ بنایی که برای میزبانی از جمعیت انبوه و اجرای آیین‌های نمایشی بزرگ ــ بدون امکانات مدرن تقویت صدا ــ طراحی شده بود.

سازه چوبی سقف و شیوه مهندسی بنا

یکی از ویژگی‌های مهم تکیه دولت، بهره‌گیری گسترده از سازه‌های چوبی در ساختار سقف طبقه‌ها و سقف حیاط مرکزی بنا بود. کوچک‌زاده توضیح داد که در ساخت این بنا ــ برخلاف بسیاری از سازه‌های بزرگ شهری پسین ــ از فلز به‌عنوان عنصر اصلی استفاده نشده بود و بخش عمده سازه با استفاده از چوب‌های خمیده و قطعات چوبی بزرگ و خشت شکل گرفته بود. تنها عناصر فلزی مورد استفاده، میخ‌های بزرگ آهنی بودند که برای اتصال اجزای چوبی سقف به کار می‌رفتند.

به گفته او، ساختار سقفی بنا از هشت تیر چوبی نیم‌دایره‌ای تشکیل می‌شد که همچون قوس‌هایی بزرگ در بالای فضای مرکزی قرار می‌گرفتند. این چوب‌ها به‌صورت مهندسی‌شده به یکدیگر متصل بودند و شبکه‌ای سازه‌ای ایجاد می‌کردند که امکان پوشش دهانه وسیع فضای مرکزی تکیه را فراهم می‌ساخت. چنین شیوه‌ای از ساخت، نشان‌دهنده آشنایی معماران ایرانی با تکنیک‌های پیشرفته نجاری و مهندسی چوب بود؛ مهارتی که در بسیاری از بناهای سنتی ایران، از سقف‌های چوبی خانه‌ها گرفته تا برخی سازه‌های آیینی و کاروان‌سراها دیده می‌شود. این سازه علاوه بر ایجاد استحکام لازم، امکان باز و بسته شدن فضای بالایی تکیه را نیز فراهم می‌کرد؛ موضوعی که با توجه به کارکرد آیینی بنا و برگزاری مراسم در فصل‌های گوناگون سال مهم بود.

 

محمدباقر معین‌البکا و نقش او در تکامل شبیه‌نامه‌ها

در ادامه، استاد به نقش محمدباقر معین‌البکا و عموی او اشاره کرد؛ افرادی که در به‌روز کردن، گسترش مجلس‌ها و فاخر ساختن نسخه‌های تعزیه و سپس افزودن و گسترش شگردهای اجرایی، نقشی مهم داشته‌اند. به گفته او، این دو استاد شبیه‌نامه‌های جدید می‌نوشتند، متن‌های قدیمی را ویرایش می‌کردند، «مجالس غریب» را وارد فضای تعزیه می‌کردند و شگردهای اجرایی تازه به مجالس می‌افزودند.

سرنوشت تکیه دولت و تحول تعزیه در ایران

در ادامه نشست ۵۹۹ بنیاد قم‌پژوهی، سخن استاد کوچک‌زاده از بحث درباره معماری و افسانه‌های پیرامون تکیه دولت فراتر رفت و به سرنوشت تاریخی این بنا، ویژگی‌های شبیه‌خوانی تکیه دولت، کارویژه‌های معین‌البکا و نوآوری‌هایش در متن و اجرای شبیه، کارکردهای بعدی آن، روند تخریب، کاوش‌های میراث فرهنگی و سرانجام، نسبت آن با شبیه‌خوانی قم رسید. این بخش از سخنرانی اهمیتی ویژه داشت؛ زیرا نشان می‌داد تکیه دولت تنها یک بنای معماری یا صحنه‌ای برای اجرای تعزیه نبود، بلکه در دوره‌های گونه‌گون تاریخ معاصر ایران نقش‌های هنری و اجتماعی و حتی سیاسی متفاوت بر عهده گرفته است.

پژوهشگر و نگارنده‌ی کتاب «رضای‌نامه» توضیح داد که تکیه دولت در دوره قاجار نه فقط محل برگزاری مجالس تعزیه، بلکه یکی از مهم‌ترین مراکز تجمع عمومی و بهره‌گیری از بسیاری «اولین‌ها» در پایتخت به شمار می‌رفت؛ از آن جمله، کهن‌ترین آگهی دیواری هنری ایران برای تکیه دولت طراحی شده است و بهره‌گیری از چراغ الکتریکی برای نخستین‌بار در اینا بنای ایرانی روشن شد. این بنا به سبب ظرفیت بالایش و قرار گرفتن در مجموعه ارگ سلطنتی، به‌تدریج به فضایی تبدیل شد که در آن برخی رویدادهای مهم سیاسی و اجتماعی نیز رخ می‌داد. برای نمونه، پس از ترور ناصرالدین‌شاه، پیکر او برای یک سال در ایوان تکیه دولت قرار داده شد تا تشریفات سوگواری انجام گیرد و سپس به مزارش در عتبات منتقل گردد. همچنین برای مظفرالدین‌شاه نیز همین ماجرا پیش آمده است و گفته می‌شود که پیکر او نیز برای مدتی در همین محل به امانت نگهداری شد تا سپس برای خاک‌سپاری به عتبات منتقل شود.

به گفته او، در سال‌های بعد و به‌ویژه در دوره سلطنت محمدعلی‌شاه قاجار نیز همچنان مجالس تعزیه در این بنای با شکوه برگزار می‌شد و جمعیتی گسترده‌ در آن حضور می‌یافتند؛ چنان که گزارش‌هایی از درگذشت برخی تماشاگران زیر پاهای فیل تعزیه در دست است. با این حال، تحولات سیاسی کشور در سال‌های پس از انقلاب مشروطه و خلع محمدعلی‌شاه سبب شد از کارکرد اصلی این بنا کاسته شود. در این دوره، تکیه دولت وقف شد تا از ویرانی احتمالی آن بر اثر انقلاب مشروطه جلوگیری شود.

در سال‌های بعد، با تغییر ساختار سیاسی کشور و تحول در شیوه‌های برگزاری آیین‌های همگانی، تکیه دولت به‌تدریج بخشی از کارکرد آیینی خود را از دست داد و به فضاهایی با کاربردهای متفاوت بدل شد. کوچک‌زاده افزود در آغاز دوره‌ی پهلوی از این بنا ــ پس از مرمت ــ برای برگزاری نخستین نمایشگاه‌ «امتعه‌ی وطنی» استفاده شد و سپس مدتی نیز نیروهای قزاق در آن مستقر شدند. همچنین در دوره‌ی پهلوی نخست، کمیسیون مربوط به نظام اجباری در همین‌جا شکل گرفت.

در ادامه، کوچک‌زاده به یکی از روایت‌های مشهور درباره نابودی این بنا پرداخت.

 

افسانه بانک ملی و تخریب تکیه دولت

یکی از مهم‌ترین بخش‌های سخنان استاد کوچک‌زاده، ردّ یک روایت مشهور اما نادرست درباره نابودی تکیه دولت بود. او توضیح داد که برخلاف آنچه در برخی روایت‌ها آمده ــ و شوربختانه این روایت نادرست از کتابی به کتاب‌های دیگر منتقل شده است بی‌آن‌که درستی آن بررسی شود ــ رضاخان تکیه دولت را برای ساخت بانک ملی خراب نکرد. به گفته او، این روایت از نظر زمانی با اسناد موجود سازگار نیست؛ زیرا ساخت بانک ملی در سال ۱۳۲۳ خورشیدی آغاز شد اما ویرانی تکیه دولت در سال ۱۳۲۷ رخ داد. بنابراین، از نظر تاریخی، این ادعا که برای ساخت بانک ملی، تکیه دولت خراب شد، با واقعیت هم‌خوانی ندارد. سخنران تأکید کرد که چنین روایت‌هایی بیشتر حاصل ساده‌سازی یا افسانه‌پردازی‌های بعدی‌اند تا تحلیل مبتنی بر سند.

 

دلیل‌های راستین ویرانی تکیه دولت

کوچک‌زاده در ادامه سخنانش به یکی از مهم‌ترین پرسش‌های تاریخی درباره این بنا پرداخت؛ چرا تکیه دولت از میان رفت؟ او تأکید کرد که در روایت‌های رایج معمولاً تخریب این بنا به یک تصمیم سیاسی ناگهانی نسبت داده می‌شود، در حالی که بررسی دقیق‌تر اسناد و شرایط تاریخی نشان می‌دهد که نابودی تکیه دولت نتیجه مجموعه‌ای از عوامل تدریجی و فرساینده بوده است؛ عواملی که در طول سال‌ها به تضعیف بنا انجامید و سرانجام زمینه نابودی آن را فراهم کرد. نخستین عامل، کاهش کارکرد اصلی بنا در سال‌های پایانی عمر آن بود. تکیه دولت از اساس برای برگزاری مجالس شبیه‌خوانی و آیین‌های بزرگ سوگواری طراحی شده بود و حیات آن با رونق این مراسم پیوند داشت. ولی با تغییرات اجتماعی و فرهنگی در دهه‌های پایانی دوره قاجار و از دست رفتن حامیان درباری شبیه‌خوانی و سپس آغاز دوره پهلوی، برگزاری بسیاری از آیین‌های مذهبی همانند شبیه‌خوانی محدود شد. در نتیجه، شبیه‌خوانی با شکوه و گستردگی گذشته کمتر در این مکان برگزار می‌شد و تکیه دولت به‌تدریج بخشی مهم از کارویژه‌اش را از دست داد. همین کاهش کاربری سبب شد تا کمتر به نگهداری و مرمت بنا توجه شود.

عامل دوم به آسیب دیدن قنات شاهی مربوط می‌شد که از زیر محدوده ارگ سلطنتی عبور می‌کرد. این قنات یکی از عناصر مهم شبکه آب‌رسانی قدیم تهران بود که در سال‌های پس از دوره‌ مظفری دچار اختلال و خرابی شد. آسیب دیدن لوله‌های سفالین انحراف آب این قنات از زمین تکیه، باعث شد آب به بخش‌های زیرزمینی تکیه دولت نفوذ کند و به مرور زمان وارد سردابه‌ها و پی‌های بنا شود. نفوذ آب تأثیری مستقیم بر نابودی استحکام سازه گذاشت و موجب شد بخش‌هایی از پی ساختمان دچار ضعف و فرسایش شود. گزارش‌های تاریخی نیز نشان می‌دهد که در سال‌های پایانی، تکیه دولت با مشکلاتی در استحکام سازه روبه‌رو بوده است؛ طوری که به بنای نزدیک آن ــ کاخ سفید (ابیض) ــ هم آسیب‌هایی کم‌تر وارد آمد.

در کنار این عوامل طبیعی و سازه‌ای، مداخله‌های انسانی نیز در روند ویرانی بنا نقش داشتند. این کارگردان اشاره کرد که در دوره‌ای که بنا کارکرد پیشین خود را از دست داده بود و نظارت منظمی بر آن نبود، بخشی از مصالح آن رفته‌رفته از سوی همسایه‌ها جدا و برده شد. این مصالح که شامل خشت‌های بزرگ پخته‌شده، قطعات تزئینی و برخی عناصر ساختمانی بود، برای بهره‌گیری در ساخت‌وسازهای دیگر ایشان به کار می‌رفت.

سرانجام، تحولات شهری و ملاحظات امنیتی نیز در سرنوشت این بنا بی‌تأثیر نبود. با گسترش نهادهای اداری و مالی در مرکز تهران، ساختمان‌هایی مانند بانک ملی در مجاورت این محدوده ساخته شدند و به‌آرامی اهمیت کاربری‌های جدید در این منطقه افزایش یافت. در چنین شرایطی، وجود بنایی فرسوده و نیمه‌متروک در نزدیکی مراکز مهم اداری می‌توانست مشکلاتی از نظر امنیتی و شهری ایجاد کند. به همین دلیل، مجموعه‌ای از این عوامل در نهایت به تصمیم برای برچیدن بقایای تکیه دولت انجامید. نامه‌نگاری بانک ملی برای خرید تکیه دولت ــ برای بهره‌گیری به‌عنوان انبار اشیای وام قرضه ــ در سالیانی منتهی به ۱۳۲۷ هم نشان می‌دهد که بانک ملی پیش از فروریختن تکیه پدیدار شده است. با ویرانی کامل تکیه دولت در سال‌های بعد اما تلاش‌هایی برای شناسایی بقایای آن و گردآوری داده‌های معماری بنا صورت گرفت.

 

کاوش‌های میراث فرهنگی و کشف دوباره پلان تکیه

در ادامه، استاد به کاوش‌هایی اشاره کرد که از سوی سازمان میراث فرهنگی و با سرپرستی استاد شیرازی با همکاری محسن صانعی‌فرد و اسکندر مختاری به سال ۱۳۷۷ انجام شد. او توضیح داد که این کاوش‌ها با مجوزی محدود آغاز و سپس برای چند روز دیگر تمدید شد. نتیجه این حفاری‌ها بسیار مهم بود؛ زیرا برای نخستین‌بار، بخش‌هایی از پی‌ها و پلان اصلی تکیه دولت از دل خاک باغچه پشت بانک ملی بیرون آمد و روشن شد که بخش عمده زمینی که امروز در اختیار بانک ملی قرار دارد، خودِ تکیه نبوده و فقط بخشی از محدوده اطراف آن را شامل می‌شده است. در جریان این کاوش‌ها همچنین بیش از سه هزار قطعه کاشی از بقایای تزئینات بنا در ترانشه‌های محدود کشف شد که داده‌هایی ارزشمند درباره آرایه‌های معماری تکیه دولت ــ از جمله سال پایان کاشی‌کاری را ــ در اختیار پژوهش‌گران قرار داد.

۳٫ تأثیر قم بر تکیه دولت

پیش از پرداختن به بخش پایانی، کوچک‌زاده به زمینه‌های پیوند تاریخی قم با تکیه دولت و سنت شبیه‌خوانی اشاره داشت. او توضیح داد که شکل‌گیری و گسترش تعزیه در ایران تنها نتیجه حمایت دربار قاجار نبود، بلکه ریشه‌های فقهی و فرهنگی عمیق‌تری داشت.

 

نقش میرزای قمی و فتوای فقهی در مشروعیت تعزیه

یکی از محورهای مهم این بخش، اشاره به فتوای میرزا ابوالقاسم گیلانی، معروف به میرزای قمی بود؛ فقیهی که کوچک‌زاده از او به عنوان یکی از چهره‌های اثرگذار در پشتوانه فقهی تعزیه و شبیه‌خوانی یاد کرد. او گفت تکیه دولت نیز تا حدی وام‌دار همین نگاه فقهی است؛ زیرا این فتوا به تعزیه ــ در کنار جایگاه آیینی و عاطفی‌اش ــ نوعی مشروعیت دینی بخشید و راه را برای تداوم و گسترش آن هموار کرد. میرزای قمی تنها یک فقیه معمولی نبود، بلکه عالم و شاعر و اندیشمندی روشن‌نگر در زمانه‌ خویش به شمار می‌رفت که دیوانش بیش از ۵۰۰۰ بیت شعرهای سروده‌ او را در دل دارد. مهم‌تر از همه، کتاب «جامع الشتات» او به‌عنوان متنی فقهی معرفی شد که با شیوه‌ای متفاوت از رساله‌های رایج دوره‌اش نوشته شده است؛ اثری که به‌ جای بیان‌های خشک و کوتاه، در قالب پرسش و پاسخ و توضیح منطق هر پاسخ تنظیم شده و نشان می‌دهد پدیدآور آن به گفت‌وگو و توضیح مستدل باور داشته است؛ جالب‌تر این که نام آغازین این کتاب «السؤال و الجواب» بود. نکته برجسته این بود که میرزای قمی در «جامع الشتات» به‌صورت جزئی‌نگر و استدلالی به پرسش‌های مربوط به شبیه‌خوانی نیز پرداخته است؛ از جمله درباره پوشیدن جامه زنان از سوی مردان شبیه‌خوان، آواز و موسیقی شبیه و اجرای نقش اولیا. سخنران توضیح داد که این مسائل در فضای فقهی آن دوره محل بحث بود اما میرزای قمی برای هر کدام توضیحی علمی و استدلالی ارائه کرد. همین رویکرد سبب شد که شبیه‌خوانی از حالت یک سوگواری تودگانی یا احساسی فراتر رود و در فضای مذهبی قم، پایه‌ای فقهی و قابل دفاع بیابد. از آن‌جا که میرزای قمی فقیه محبوب فتح‌علی‌شاه بود، نگرش صواب او به شبیه‌خوانی، معیاری برای گسترش رسمی اجرای شبیه در کشور و به‌ویژه پایتخت شد. پس تکیه دولت به‌نوعی وام‌دار و نتیجه‌ فتوای میرزای قمی یا تأثیر فقهی قم بر مرکز حکومت بود.

در کنار این پشتوانه فقهی، کوچک‌زاده توضیح داد که در دوره قاجار، گروهی از شبیه‌خوانان و نسخه‌خوانان قم برای مجالس بزرگ تکیه دولت انتخاب شده‌اند که نام برخی‌شان ــ با توجه به آگهی‌های دیواری تکیه و روزنامه‌ی خاطرات ناصرالدین‌شاه ــ برای ما روشن است. پس به نظر می‌رسد پیش از آن که تکیه دولت و شبیه‌خوانی فاخر آن بر روند شبیه‌خوانی قم اثر گذارد، می‌توان دریافت که دست‌کم با دو نمونه‌ یادشده، قم بر بنیاد تکیه دولت و شبیه‌خوانی سال‌های آغازین آن اثر داشته است.

 

  1. تأثیر تکیه دولت بر شبیه‌خوانی قم

در ادامه نشست، سخنان استاد رضا کوچک‌زاده به محور اصلی بحث، یعنی نسبت میان تکیه دولت تهران و سنت شبیه‌خوانی در قم نزدیک شد. او گفت تکیه دولت را نباید صرفاً بنایی متعلق به تهران دانست؛ بلکه این فضا در دوره قاجار به یکی از مهم‌ترین کانون‌های سامان‌دهی و ارتقای شبیه‌خوانی در ایران تبدیل شد و تأثیر آن به شهرهای دیگر، از جمله قم، نیز گسترش یافت.

به گفته او، این تأثیر بیشتر در حوزه شیوه‌ها و شگردهای اجرا، تنظیم نسخه‌ها و ساختار مجلس‌های تعزیه دیده می‌شد و در قم، کمتر به جنبه‌های معماری مربوط می‌شود؛ ولی در برخی شهرهای دیگر همانند اصفهان یا اردبیل می‌توانستید وام‌گیری از معماری تکیه‌ دولت را هم در معماری مهم‌ترین تکیه‌ شهر ببینید. در واقع، تکیه دولت با فراهم کردن بزرگ‌ترین صحنه اجرای تعزیه در آن زمان، شرایطی فراهم آورد تا بسیاری از شبیه‌خوانان برجسته از شهرهای گوناگون در آن حضور یابند و تجربه‌های اجرایی خویش را در کنار یکدیگر به اشتراک گذارند. همین رفت‌وآمدها سبب شد که نوعی شبکه ارتباطی میان تعزیه‌خوانان شهرهای مختلف شکل گیرد. این میان، قم یکی از شهرهایی بود که ارتباطی نزدیک با این جریان داشت.

او همچنین به نقش افرادی مانند محمدباقر معین‌البکا اشاره کرد که در سامان‌دهی مجالس تعزیه در تکیه دولت نقشی مهم و فراگیر داشتند. در دوره‌ای که شبیه‌خوانی به‌صورت گسترده در این بنا اجرا می‌شد، تلاش‌هایی برای گرد‌آوری و ویرایش و تنظیم و سرایش نسخه‌های تازه‌ی‌ شبیه‌نامه انجام گرفت. همین نظم‌بخشی به متن‌های شبیه، تأثیری چشم‌گیر بر سنت‌های شبیه‌خوانی در شهرهایی مانند قم داشت و در نتیجه این تعامل، نسخه‌های تعزیه در قم نیز شکل منظم‌تر و ساختارمندتری پیدا کردند و با بهره‌گیری از نسخه‌های فاخر با شعرهایی غنی‌تر، اجرای مجالس از حالت پراکنده و ساده به سمت اجراهایی با ترتیب مشخص و روایت‌هایی دقیق‌تر و نمایشی‌تر حرکت کرد.

از سوی دیگر، تکیه دولت به عنوان مهم‌ترین صحنه تعزیه در ایران آن زمان، نوعی استاندارد اجرایی نیز ایجاد کرده بود. شیوه ورود و خروج شبیه‌خوانان، نحوه بهره‌گیری از سکوی مرکزی و صحنه‌های جانبی، ترکیب جمعیت تماشاگران در طبقه‌های گوناگون و برخی شگردهای اجرایی و نمایشی، به‌آرامی الگویی شد که در شهرهای دیگر نیز در کانون توجه قرار گرفت. شبیه‌خوانی قم از این تجربه‌ها بهره گرفت و آنها را با سنت‌های اجرایی بومی درآمیخت.

در نتیجه این فرآیند، به‌آرامی هویت محلی شبیه‌خوانان و شهرهای محل فعالیت آنان نیز برجسته‌تر شد. در نسخه‌های تعزیه و در معرفی شبیه‌خوانان در آگهی‌های دیواری تعزیه، گاه نام شهرها و محل فعالیت آنان یاد می‌شد و این امر نشان می‌داد که تعزیه در حال تبدیل شدن به شبکه‌ای گسترده از گروه‌های نمایشی در نقاط مختلف ایران است.

کوچک‌زاده در جمع‌بندی این بخش تأکید کرد که پیوند میان تکیه دولت و قم را باید در چهارچوب تعامل فرهنگی میان مرکز سیاسی و مراکز مذهبی فهمید. تکیه دولت به عنوان صحنه‌ای بزرگ برای اجرای تعزیه، بستری برای شکل‌گیری تجربه‌های اجرایی و سامان‌دهی متن‌ها و آواز و موسیقی فراهم کرد و این تجربه‌ها از طریق شبیه‌خوانان و نسخه‌ها به شهرهایی دیگر مانند قم منتقل شد.

 

 شبیه‌خوانی قم؛ از تقلید صرف تا بازآفرینی خلاقانه

استاد در ادامه بحث تأکید کرد که اگرچه میان تعزیه تهران ــ به‌ویژه آنچه در تکیه دولت اجرا می‌شد ــ و شبیه‌خوانی قم ارتباطی جدی وجود داشته است، اما نمی‌توان سنت شبیه‌خوانی قم را صرفاً تقلیدی از تهران دانست. به اعتقاد او، قم در عین تأثیرپذیری از تجربه‌های اجرایی تکیه دولت، مسیر خاص خود را طی کرده و در بسیاری از موارد، آن تجربه‌ها را بازآفرینی و بومی‌سازی کرده است.
او توضیح داد که تکیه دولت در دوره قاجار به نوعی مرکز بزرگ سامان‌دهی تعزیه در ایران تبدیل شده بود؛ جایی که بسیاری از شبیه‌خوانان برجسته از شهرهای مختلف گرد هم می‌آمدند و شیوه‌های اجرایی متنوعی در آن آزموده می‌شد. طبیعی بود که چنین مرکزی بر دیگر شهرها نیز اثر بگذارد. این ویژگی‌ها شامل توجه بیشتر به متن نسخه‌ها و گزینش نسخه‌های قوی‌تر، نظم در اجرای مجالس و تأکید بر جنبه‌های نمایشی اثر بود. در این روند، بسیاری از عناصر اجرایی که در تکیه دولت شکل گرفته بودند، در شبیه‌خوانی قم جذب شدند و با شرایط بومی سازگار شدند. برخی شیوه‌های صحنه‌پردازی، شیوه‌ی ورود و خروج شبیه‌خوانان یا حتی نحوه تقسیم نقش‌ها در مجالس، شگردهای اجرایی همانند پرواز کبوتران هنگام جداسازی سر امام در قتل‌گاه و… به فضای اجرایی تکیه‌ها و میدان‌های قم وارد شدند. ولی تعزیه در قم به تدریج چهره‌ای بومی و مستقل یافت؛ چهره‌ای که ریشه در سنت همگانی تعزیه داشت اما در جزئیات شیوه‌های اجرا و روایت، ویژگی‌های خاص خود را شکل داد.

اشاره به عناصر اجرایی در تکیه دولت

استاد سپس به برخی عناصر اجرایی خاص در تکیه دولت اشاره کرد که بعدها در تعزیه‌های دیگر، از جمله در قم، بازتاب یافته‌اند. از جمله استفاده از شیر واقعی در بعضی مجالس و سپس جایگزینی آن با پوست شیر، بهره‌گیری از دریچه‌ها و فضاهای خاص سکو برای نمایش صحنه‌های جهنم، صندلی‌گذاری برای اولیاخوان‌ها و شکل‌گیری فضای اجرایی (اتمسفر) که اجرای تعزیه را از حالت ساده و محلی به سطحی حرفه‌ای و فاخر می‌برد. به این ترتیب، تکیه دولت تنها یک بنای معماری نبود، بلکه یک الگوی اجرایی والا برای تعزیه در ایران و یک مرکز فرهنگی اثرگذار شد.

  1. گفت‌وگوهای تکمیلی

استاد در پایان این نشست، ضمن تأکید بر اهمیت پژوهش‌های محلی در بازشناسی تاریخ تعزیه و شبیه‌خوانی، از حاضران خواست اگر پرسشی، خاطره‌ای، سندی یا توضیحی درباره این موضوع دارند، آن را مطرح کنند تا به روشن‌تر شدن این بخش از تاریخ کمک شود. او تصریح کرد که هر سند، روایت یا توضیح تکمیلی می‌تواند به فهم بهتر این میراث آیینی و فرهنگی یاری برساند.
این دعوت، در واقع نشان می‌داد که نشست فقط یک سخنرانی یک‌سویه نیست، بلکه مجالی برای مشارکت گروهی در تکمیل تاریخ شفاهی و محلی است. از نگاه او، خاطرات مردم، اسناد پراکنده، عکس‌ها و صداها و تجربه‌های شفاهیِ باقی‌مانده از تکیه‌های قدیمی قم، می‌توانند در کنار پژوهش‌های مستند به حفظ دقیق‌تر میراث نیاکان کمک کنند.

منشأ شبیه‌خوانی؛ از دل آیین‌های سوگ شیعی

کوچک‌زاده در پاسخ به پرسشی درباره منشأ شبیه‌خوانی توضیح داد و تأکید کرد که این هنر از بیرون وارد نشده. او گفت در جهان اسلام نمایش به این شکل خاص وجود نداشته و شبیه‌خوانی از رشد درون آیین سوگ شیعی شکل گرفته است. همان‌طور که برخی آیین‌های ایرانی دوره‌های پیشین یا نشانه‌هایی از آن را می‌توان در شبیه‌خوانی دوره‌های پسین بازیافت. در به گفته او، ریشه‌های آغازین این مراسم را باید در آیین‌های عزاداری، به‌ویژه از دوره پسران ‌بویه و مجالس سوگ بغداد در سده‌ی چهارم هجری جست‌وجو کرد؛ و سپس آن را در پیوند با روضة‌الشهداخوانی دوره‌ی صفوی و مرثیه‌سرایی آن دروه فهمید. این تبیین، شبیه‌خوانی را نه یک تقلید فرنگی یا وارداتی، بلکه یک تحول درونی در فرهنگ ایران معرفی می‌کند.


شبیه‌خوانی در مناطق دیگر جهان

کوچک‌زاده در پاسخ به پرسشی دیگر که به گسترش تعزیه و شبیه‌خوانی به نقاط دیگر از جمله هند، پاکستان، عراق و کربلا اشاره داشت، توضیح داد که بسیاری از این اشکال، به‌ویژه در هند یا ترینیداد، از دوره قاجار و از راه انتقال فرهنگی از ایران شکل گرفته‌اند. این میان، واژه‌هایی مانند «تَجه» به‌عنوان صورت تغییر‌یافته تعزیه نیز مطرح شد که به آیینی دیگر در هند بدل شده و سپس با کارگران مهاجر به ترینیداد رسیده است. با این حال، او یادآور شد که در برخی مناطق، بخش خوانش آوازی و روایت در این اجرا‌ها ــ به سبب نبود شبیه‌خوانان موسیقی‌دان و آوازخوان در آن مناطق ــ کمرنگ شده یا حذف شده است و بر حرکت‌های آیینی آن افزوده شده است که دیگر هنر شبیه‌خوانی نیست.


جایگاه زنان در تکیه دولت و تعزیه

یکی از نکات جالب این بخش، بحث درباره نقش زنان در تکیه دولت بود. سخنران در پاسخ پرسشی گفت از آن‌جا که بخشی گسترده از مخاطبان تعزیه را زنان شکل می‌دادند، رفته‌رفته نقش زنان در متن‌های تکیه دولت گسترشی بیشتر یافت و برخی زنانه‌خوانان تکیه در پی آن نامی شدند. در همین زمینه به بهره‌گیری مردان شبیه‌خوان‌ از پوشیه یا روبند برای پنهان‌سازی چهره‌ی مردانه‌شان در جهت نقش‌های زنانه اشاره شد که این پوشیه، در فرهنگ مردمان آن دوره به‌عنوان نشانه‌ای از لباس خاندان پیامبر شناخته شد و از این رو، پوشیه به‌عنوان حجاب خاندان رسول، معیاری برای پوشش اسلامی در نظر گرفته شد و به پوشش بیرونی زنان قاجار بدل شد؛ در حالی که پیش از آن هرگز چنین پوششی در گزارش گردش‌گران یا نگاره‌های بازمانده دیده نشده بود. در برابر، ایشان اشاره کرد که در بوشهر از آغاز، خود زنان در نقش‌ شبیه زنان حضور داشته‌اند و همین تفاوت، تنوع اقلیمی و آیینی تعزیه در ایران را نشان می‌دهد.

 

اهمیت بایگانی شفاهی

ادامه گفت‌وگو به تکیه «ملا محمود» در قم کشیده شد. یکی از حاضران بیان کرد که در گذشته، تکیه‌های محلی گنجینه‌ای از ابزارها و نسخه‌های تعزیه بودند. حفظ این خاطرات شفاهی و اشیای به‌جای‌مانده در تکیه‌هایی که اکنون تخریب شده‌اند، برای بازسازی تاریخ تعزیه قم حیاتی است.

نقد روش‌شناختی؛ «سند تاریخی» یا «هنر آیینی»؟

یکی از بحث‌های بنیادین در انتهای نشست، نوع نگاه به تعزیه بود. استاد کوچک‌زاده تأکید کرد که نباید تعزیه را با معیارهای «سند تاریخی» دید؛ از دیدگاه او، ارزش شبیه‌خوانی نه در «تاریخ‌نگاریِ مستند» که در دست نبود، بلکه در ایمان و روایت و شگردهای اجرایی آن نهفته است. او هشدار داد که تلاش برای «تاریخی‌سازی» یا «ویرایشِ مبتنی بر تاریخِ رویدادها یا احادیث» در نسخه‌های تعزیه، می‌تواند به روح و کارکرد آیینی این هنر آسیب بزند و آن را ناقص کند. شبیه‌خوانی پدیده‌ای بی‌مانند و هنری‌ست؛ نه راوی تاریخ رسمی.

سخن پایانی

پژوهش‌گر کتاب «تئاتر (و) جامعه (و) تئاتر» در سخنان پایانی بر نکته‌ای مهم تأکید داشت؛ تاریخ تعزیه و تکیه‌های قم هنوز ظرفیت پژوهش و تکمیل دارد و برای دستیابی به تصویری روشن‌تر از آن، باید از حافظه جمعی، اسناد محلی و روایت‌های شفاهی نیز بهره گرفت.

در پایان نشست، استاد حسین مقیمی بخشی از شعر بلند میرزا حبیب شیرازی (قاآنی) درباره واقعه عاشورا را قرائت کرد؛ شعری که با تصویرسازی‌های زیبا، روایت واقعه کربلا را با پرسش و پاسخ پیش می‌برد. پس از آن، حاضران با گرفتن عکس یادگاری، نشست را به پایان رساندند.


هم‌رسانی

مطالب مرتبط
نظر شما