اقتصادِ دشمن‌سازی

مروری بر کتاب «اقتصاد سیاسی‌ِ نظامی‌گری آمریکا»، نوشتۀ اسماعیل حسین‌زاده

اقتصادِ دشمن‌سازی

«پایان جنگ سرد، مجتمع نظامی-صنعتی را در معرض خطر قرار داد، زیرا بهانه‌ی اصلی برای تخصیص بخش عظیمی از منابع ملی به هزینه‌های نظامی را از بین برد. بنابراین، بقا و سودآوری مستمر این مجتمع، نیازمند کشف یا خلق دشمنان جدید و تهدیدات تازه‌ای بود تا بتواند سطوح بالای مخارج نظامی را در دوران پس از جنگ سرد توجیه کند.»

کتاب «اقتصاد سیاسی نظامی‌گری آمریکا» (The Political Economy of U.S. Militarism) نوشته‌ی دکتر اسماعیل حسین‌زاده، اثری تحلیلی و دانشگاهی است که در سال ۲۰۰۶ به چاپ رسید. این کتاب با نگاهی انتقادی و از منظر اقتصاد سیاسی، به بررسی ریشه‌ها، محرک‌ها و پیامدهای گسترش نظامی‌گری ایالات متحده در دوران پس از جنگ سرد می‌پردازد.
دربارۀ نویسنده

اسماعیل حسین‌زاده، اقتصاددان ایرانی‌تبار و استاد بازنشستۀ دانشگاه دِرِیک در ایالت آیووا، از چهره‌های شاخص در حوزۀ اقتصاد سیاسی و اقتصاد ناهمسان‌گرا (heterodox economics) به شمار می‌رود. او که در روستای بوانلوی شیروان چشم به جهان گشوده بود، در سال ۱۹۷۵ به عنوان دانشجوی خارجی راهی ایالات متحد شد و تحصیلات خود را در مقطع دکتری اقتصاد در «مدرسۀ جدید پژوهش‌های اجتماعی» (New School for Social Research) نیویورک به پایان رساند؛ نهادی که به رویکرد انتقادی و ناهمسان‌گرا در اقتصاد شهره است. حسین‌زاده در سال ۱۹۸۸ به جمع اعضای هیئت علمی دانشگاه دریک پیوست و تا زمان بازنشستگی در سال ۲۰۱۱، دروسی چون اقتصاد سیاسی، نظام‌های اقتصادی تطبیقی، اقتصاد بین‌الملل، تاریخ عقاید اقتصادی و اقتصاد توسعه را تدریس کرد. وی در شهریور ۱۳۹۸ بر اثر بیماری قلبی درگذشت و پیکرش در زادگاهش به خاک سپرده شد.

حسین‌زاده در طول دوران فعالیت دانشگاهی خود سه کتاب و شمار زیادی مقاله تألیف کرد. نخستین کتاب او با عنوان «توسعۀ غیرسرمایه‌دارانه شوروی: نمونۀ مصر ناصر» (۱۹۸۹) به بررسی تطبیقی الگوی توسعۀ مصر در دورۀ جمال عبدالناصر پرداخت. دومین کتابش، «اقتصاد سیاسی نظامی‌گری آمریکا» (۲۰۰۶)، که موضوع این نوشتار است، اثری بینارشته‌ای و انتقادی دربارۀ ریشه‌های اقتصادی و سیاسی نظامی‌گری در ایالات متحد است. آخرین کتاب او، «فراتر از تبیین‌های جریان اصلی بحران مالی: سرمایۀ مالی انگل‌وار» (۲۰۱۴)، به تحلیل بحران مالی ۲۰۰۸ از منظری انتقادی اختصاص دارد. حوزۀ پژوهشی او موضوعاتی نظیر بی‌ثباتی مالی، بحران‌های اقتصادی، جهانی‌شدن و نیروی کار، اقتصاد جنگ و هزینۀ نظامی، و ریشه‌های تنش میان جهان اسلام و غرب را در بر می‌گیرد.

معرفی کلی کتاب

کتاب «اقتصاد سیاسی نظامی‌گری آمریکا» که در سال ۲۰۰۶ از سوی انتشارات پالگریو مک‌میلان منتشر شد، پژوهشی گسترده و میان‌رشته‌ای است که با تلفیق تاریخ، اقتصاد و سیاست، به نقد و بررسی روایت‌های رایج از ظهور و تداوم نظامی‌گری آمریکا می‌پردازد. نویسنده در این اثر، ضمن اذعان به نقش عوامل شناخته‌شده‌ای مانند نومحافظه‌کاران و سیاست‌های دولت بوش، تصویری بزرگ‌تر و عمدتاً مغفول‌مانده را موضوع بررسی قرار می‌دهد: اقتصاد سیاسی جنگ و نظامی‌گری. پرسش‌های محوری کتاب از این قرارند: چرا شهروندان آمریکایی حتی پس از پایان جنگ سرد نیز نتوانستند از «سود صلح» (peace dividends) بهره‌مند شوند؟ چه نیروهای نهادی و اقتصادی پشت تداوم و حتی تشدید هزینه‌های نظامی این کشور قرار دارند؟ حسین‌زاده در پاسخ به این پرسش‌ها، به سراغ مفهوم «مجتمع نظامی-صنعتی» (Military-Industrial Complex) می‌رود و آن را نه صرفاً یک شبکۀ نفوذ، بلکه «امپراتوری درون یک امپراتوری» توصیف می‌کند.

کتاب به فارسی با عنوان «اقتصاد سیاسی نظامی‌گری آمریکا» به ترجمۀ پرویز امیدوار و از سوی نشر نی منتشر شده است. این ترجمه در چهاردهمین دورۀ جایزۀ کتاب فصل جمهوری اسلامی ایران (۱۳۸۹) در بخش علوم سیاسی، شایستۀ تقدیر شناخته شد که نشان از اهمیت این اثر برای جامعۀ فارسی‌زبان دارد.

فهرست مطالب و بررسی فصل‌ها

کتاب در ۹ فصل به همراه مقدمه، یادداشت‌ها، کتاب‌شناسی و نمایه تدوین شده و در مجموع ۲۹۶ صفحه را در بر می‌گیرد. ساختار کتاب به گونه‌ای طراحی شده که خواننده به‌تدریج از کلیات تاریخی و مفهومی به سوی تحلیل مصداقی و معاصر هدایت شود:

فصل ۱ – «غول نظامی-صنعتی: امپراتوری درون یک امپراتوری»: این فصل به عنوان شالودۀ نظری کتاب، ابعاد و گستردگی مجتمع نظامی-صنعتی آمریکا را ترسیم می‌کند. حسین‌زاده نشان می‌دهد که این مجتمع چگونه به‌مثابۀ یک «امپراتوری درونی» عمل می‌کند که نه‌تنها بودجه‌های کلان را به خود اختصاص می‌دهد، بلکه از طریق لابی‌گری، کمک‌های انتخاباتی و درهم‌تنیدگی با بوروکراسی نظامی، قادر به هدایت سیاست خارجی در جهت منافع خویش است. او با ذکر مثال‌هایی از جمله کمک‌های مالی بزرگ‌ترین شرکت‌های اسلحه‌سازی مانند لاکهید مارتین به اعضای کمیتۀ تخصیص بودجۀ سنا، سازوکارهای نفوذ این مجتمع را آشکار می‌سازد. نقل‌قولی اثرگذار از کتاب در تأیید این نکته: «وقتی یک تشکیلات نظامی فوق‌العاده بزرگ یک قدرت جهانی به چنان سطوح بالایی از نفوذ دست یابد که بتواند سیاست خارجی آن ابرقدرت را در جهت منافع خود دستکاری کند، نظامی‌گری را می‌توان امپریالیسم نظامی – یا امپریالیسم انگل‌وار – نامید.»

فصل ۲ – «نظامی‌گری‌های امپریالیستی: گذشته و حال»: در این فصل، نویسنده با نگاهی تطبیقی و تاریخی، وجوه تشابه و تمایز امپریالیسم‌های نظامی دوران گذشته (بریتانیا، فرانسه و ...) با شکل معاصر نظامی‌گری آمریکا را بررسی می‌کند. او استدلال می‌کند که برخلاف امپریالیسم‌های کلاسیک که مبتنی بر تصرف مستقیم مستعمرات و استثمار منابع از طریق اشغال فیزیکی بودند، امپریالیسم نظامی آمریکا عمدتاً بر ایجاد پایگاه‌های نظامی، نفوذ غیرمستقیم و کنترل مسیرهای تجاری و انرژی متکی است. با این حال، جوهرۀ استثمارگرانه و مبتنی بر منفعت‌طلبی در هر دو شکل دیده می‌شود.

فصل ۳ – «ظهور نظامی‌گری آمریکا»: نویسنده در این فصل به ریشه‌های تاریخی نظامی‌گری آمریکا پس از جنگ جهانی دوم می‌پردازد. او با واکاوی تصمیم‌سازی‌های کلیدی در دوران جنگ سرد، نشان می‌دهد که چگونه شبکۀ ذی‌نفعان نظامی-صنعتی توانست با دامن‌زدن به هراس از کمونیسم، اقتصاد کشور را به سوی نظامی‌شدن فزاینده سوق دهد. حسین‌زاده به نقل از هشدار آیزنهاور در سخنرانی خداحافظی‌اش اشاره می‌کند و تأکید می‌کند که دقیقاً همان نیروهایی که رئیس‌جمهور پیشین نسبت به آنها هشدار داده بود، در دهه‌های بعد به نفوذ خود ادامه دادند و آن را تحکیم بخشیدند.

فصل ۴ – «اختراع ”تهدیدها علیه منافع ملی ما“»: این فصل که از جذاب‌ترین و انتقادی‌ترین بخش‌های کتاب است، به تحلیل فرایند «برساخت تهدید» می‌پردازد. حسین‌زاده با استناد به شواهد تاریخی نشان می‌دهد که چگونه نهادهای نظامی و اطلاعاتی آمریکا برای توجیه بودجه‌های کلان خود، به طور مستمر به ابداع یا بزرگ‌نمایی تهدیدهای خارجی دست می‌زنند؛ از «شکاف موشکی» ساختگی دوران جنگ سرد گرفته تا بزرگ‌نمایی ظرفیت‌های نظامی شوروی توسط «تیم ب» (Team B) و سپس ابداع «تیپ شوروی در کوبا» که هیچ‌گاه وجود خارجی نداشت. نکتۀ کلیدی نویسنده این است که این تهدیدسازی‌ها نه حاصل اشتباه اطلاعاتی، بلکه برآمده از ضرورت‌های اقتصادی و سیاسی مجتمع نظامی-صنعتی برای بقا و گسترش خویش است. وی همچنین به این گفتۀ پرمعنای دونالد رامسفلد، وزیر دفاع وقت، اشاره می‌کند که یک روز پیش از حملات یازده سپتامبر اعتراف کرد که پنتاگون رد مبلغ ۲/۳ تریلیون دلار از هزینه‌های خود را گم کرده است.

فصل ۵ – «اسلام مبارز، تروریسم و ”برخورد تمدن‌ها“»: حسین‌زاده در این فصل به بررسی رابطۀ میان ظهور گفتمان «اسلام سیاسی» و منافع نظامی-صنعتی می‌پردازد. او استدلال می‌کند که پس از فروپاشی شوروی و از میان‌رفتن «دشمن کمونیستی»، مجتمع نظامی-صنعتی به دشمن جدیدی نیاز داشت و «اسلام مبارز» (Militant Islam) این خلأ را پر کرد. نویسنده نظریۀ «برخورد تمدن‌ها»ی هانتینگتون را نه یک تحلیل علمی بی‌طرفانه، بلکه بخشی از پروژۀ ایدئولوژیک همان نیروهایی می‌داند که از تنش‌های بین‌المللی سود می‌برند. با این حال، او تأکید می‌کند که نباید واقعیت گروه‌های افراطی را انکار کرد، بلکه باید پرسید چه کسانی و با چه انگیزه‌هایی از بزرگ‌نمایی این تهدید بهره می‌برند.

«اقتصاد میلیتاریسم، یک بازی با حاصل‌جمع صفر در سطح ملی است. منابعی که به سمت تولید و توسعه‌ی ماشین جنگی سرازیر می‌شوند، دقیقاً همان منابعی هستند که از بخش‌های حیاتی اقتصاد غیرنظامی، مانند آموزش، بهداشت، زیرساخت‌ها و خدمات اجتماعی دریغ می‌گردند. در این ساختار، ثروت از عموم مردم به سوی طبقه‌ی معدودی از سهام‌داران و پیمانکاران نظامی بازتوزیع می‌شود.»

فصل ۶ – «پشت صحنۀ تهاجم به عراق»: این فصل به تحلیل انگیزه‌های اقتصادی و سیاسی پشت تهاجم سال ۲۰۰۳ به عراق اختصاص دارد. حسین‌زاده با رد روایت‌های ساده‌انگارانه‌ای که جنگ را صرفاً نتیجۀ تصمیم‌گیری‌های یک کابال نومحافظه‌کار (neo-con cabal) می‌دانند، نشان می‌دهد که نومحافظه‌کاران صرفاً «ویترین» و مولد عقلانی‌سازی‌های ایدئولوژیک برای منافع اقتصادی مجتمع نظامی-صنعتی بوده‌اند. به نقل از کتاب، تهاجم به عراق «توسط اتحادی از ... مجتمع نظامی-صنعتی و صهیونیست‌های تندرو طرفدار ”اسرائیل بزرگ“ در ”سرزمین موعود“ هدایت می‌شد.»

فصل ۷ – «اتلاف، ناکارآمدی و غنائم هزینۀ نظامی»: نویسنده در این فصل به بررسی ابعاد مالی و اداری هزینۀ نظامی آمریکا می‌پردازد. او با ارائۀ داده‌های تکان‌دهنده از میزان اتلاف منابع، فساد و نبود پاسخگویی در پنتاگون، تصویری از یک نظام غارت‌گرانه ارائه می‌کند که در آن پیمانکاران نظامی سودهای کلان به جیب می‌زنند، حال آنکه هزینۀ آن بر دوش مالیات‌دهندگان و به بهای تحلیل زیرساخت‌های اجتماعی است. حسین‌زاده با محاسبات خود نشان می‌دهد که سهم هزینۀ نظامی از مالیات‌های فدرال به ۴۱/۶ درصد می‌رسد. او همچنین به این پرسش اساسی می‌پردازد که چگونه این حجم عظیم از اتلاف بودجه، بدون اعتراض مؤثر سیاسی ادامه می‌یابد و پاسخ را در سازوکارهای نفوذ سیاسی و اقتصادی ذی‌نفعان می‌یابد.

فصل ۸ – «اقتصاد سیاسی هزینۀ نظامی ایالات متحد»: این فصل به تحلیل ساختاری پیوندهای میان هزینه‌های نظامی، چرخه‌های اقتصادی و الگوی انباشت سرمایه در آمریکا اختصاص دارد. حسین‌زاده استدلال می‌کند که نظامی‌گری نه یک انحراف از مسیر طبیعی سرمایه‌داری، بلکه جزء لاینفک الگوی انباشت سرمایه در ایالات متحد است. او با بهره‌گیری از مفهوم «امواج بلند» (long waves) در اقتصاد، نشان می‌دهد که افزایش‌های دوره‌ای هزینۀ نظامی به عنوان محرک اقتصادی در دوره‌های رکود عمل می‌کند. نقل‌قولی از کتاب در این‌باره: «هم منطق اقتصادی و هم تحولات عینی نشان می‌دهد که انبساط گاه‌به‌گاه هزینۀ نظامی می‌تواند به مثابۀ یک محرک اقتصادی عمل کند، به‌ویژه در دوره‌های بی‌کاری بالا و تقاضای ناکافی.»

فصل ۹ – «محدودیت‌های نظامی‌گری آمریکا»: فصل پایانی کتاب به بررسی تناقض‌ها و محدودیت‌های درونی امپریالیسم نظامی آمریکا می‌پردازد. حسین‌زاده با ترسیم چشم‌اندازی از پیامدهای بلندمدت اقتصادی و ژئوپلیتیک تداوم این مسیر – از کسری‌های تجاری و بودجه‌ای گرفته تا فرسایش قدرت نرم و مشروعیت بین‌المللی – هشدار می‌دهد که امپریالیسم انگل‌وار نه‌تنها برای جهان، بلکه برای خود جامعۀ آمریکا نیز ویران‌گر است. او با این نتیجه‌گیری به کار خود پایان می‌دهد که نظامی‌گری، برنامه‌های اجتماعی داخلی نظیر «نیو دیل» را تضعیف کرده و در بلندمدت، حملۀ مداومی را علیه منشور حقوق و دیگر بنیان‌های دموکراسی آمریکایی سازمان می‌دهد.

تقدیرها و بازخوردها

کتاب «اقتصاد سیاسی نظامی‌گری آمریکا» با استقبال چشمگیری از سوی صاحب‌نظران و نشریات معتبر مواجه شد. ویلیام هارتونگ، پژوهشگر ارشد مؤسسۀ سیاست جهانی در نیو اسکول، آن را «تحلیلی نافذ از نقش مجتمع نظامی-صنعتی در هدایت سیاست خارجی و بازچینی اولویت‌های داخلی» خواند و به‌ویژه زمان‌شناسی انتشار آن را ستود. گرنت اسمیت، مدیر تحقیقات مؤسسۀ پژوهش سیاست خاورمیانه، با لحنی هشداردهنده نوشت: «آمریکا نه با نیروی نظامی، بلکه با نیروی نظامی‌گری تسخیر شده است ... اقتصاد سیاسی نظامی‌گری آمریکا خواندنی ضروری برای میهن‌پرستانی است که نگران آیندۀ ایالات متحد هستند.»

پل بورکت، استاد اقتصاد دانشگاه ایالتی ایندیانا، کتاب را «ترکیبی بدیع و قدرتمند از تبیین‌های پیشین نظامی‌گری معاصر آمریکا» توصیف کرد و چارچوب نظری آن را ستود. دیوید گلد، استاد روابط بین‌الملل نیو اسکول نیز بر «قلم علمی اما در عین حال دسترس‌پذیر» نویسنده انگشت گذاشت و تأکید کرد که کتاب با عبور از توجیهات نومحافظه‌کارانه، به منافع قدرتمندی می‌نگرد که در زیر این لایه‌ها پنهان شده‌اند.

نشریۀ تأثیرگذار «لابستر» (Lobster) که از قدیمی‌ترین و معتبرترین مجلات نقد سیاست خارجی در بریتانیا به شمار می‌رود، در نقدی مبسوط کتاب را «ترکیب ظریفی از تحلیل و پژوهش موشکافانه، و نیز روایتی سرگرم‌کننده» ارزیابی کرد و تحلیل حسین‌زاده از سازوکارهای پشت تهاجم به عراق را «بسیار عالی» دانست. همچنین ترجمۀ فارسی کتاب در ایران، در چهاردهمین دورۀ جایزۀ کتاب فصل (۱۳۸۹) در بخش علوم سیاسی ترجمه‌ای به عنوان اثر شایستۀ تقدیر برگزیده شد.


هم‌رسانی

مطالب مرتبط
نظر شما