تأملی درباره‌ی فلسطین

مروری بر کتاب «مسئلۀ فلسطین»، نوشتۀ ادوارد سعید

تأملی درباره‌ی فلسطین

‫مسلماً این واقعیت دارد که نگفتنِ اینکه "نه، دیگر نباید اجازه داد فلسطینیان این مصائب را تجربه کنند"، عملی بزدلانه و از روی همدستی با ظلم در ابعادی استثنایی است.» 

مقدمه و بافتار تاریخی اثر

متون انتقادی و تحلیلی در حوزه‌ی مطالعات پسااستعماری، تاریخ خاورمیانه و روابط بین‌الملل به‌ندرت توانسته‌اند با قدرتی هم‌سنگ با آثار ادوارد ودیع سعید، ساختارهای گفتمانی و معرفت‌شناختی قدرت را به چالش بکشند. کتاب «مسئله فلسطین» (The Question of Palestine) یکی از ارکان اصلی سه‌گانه‌ی فکری و نظری این اندیشمند است که پس از کتاب جریان‌ساز و بنیادین «شرق‌شناسی» (Orientalism) و پیش از اثر تأثیرگذار «پوشش خبری اسلام» (Covering Islam) به رشته‌ی تحریر درآمده است. این اثر که نخستین بار در سال ۱۹۷۹ میلادی، یعنی دقیقاً در بحبوحه‌ی تحولات پس از معاهده‌ی کمپ دیوید منتشر شد و سپس در سال ۱۹۹۲ با افزودن پیش‌گفتار و موخره‌ای جدید توسط خود نویسنده تجدید چاپ گردید، به‌مثابه تلاشی بی‌نظیر برای بازگرداندن صدای مسکوت‌مانده‌ی ملت فلسطین به عرصه‌ی گفتمان جهانی و محافل آکادمیک و رسانه‌ای غرب شناخته می‌شود. در دورانی که روایت‌های هژمونیک و غالب غربی، فلسطینیان را صرفاً به حاشیه‌ای نامرئی، آوارگانی ترحم‌انگیز یا گروهی «تروریست» تقلیل می‌دادند، این کتاب توانست با تکیه بر اسناد متقن تاریخی، نقد ادبی، نظریه‌ی گفتمان و تحلیل‌های دقیق سیاسی، حضور، عاملیت و موجودیت انکارناپذیر این ملت را در کانون توجهات بین‌المللی قرار دهد. در این گزارش پژوهشیِ تفصیلی، با رویکردی موشکافانه و مبتنی بر خوانش دقیق متن و منابع معتبر مرتبط، ابعاد گوناگون این اثر، از پیشینه‌ی نویسنده و جایگاه علمی او گرفته تا تحلیل جزءبه‌جزء فصول، نقل‌قول‌های کلیدی و بازتاب‌های جهانی آن، مورد واکاوی و مداقه‌ی تحلیلی قرار می‌گیرد.

درباره‌ی نویسنده: ادوارد ودیع سعید و تلاقی آکادمی و کنشگری

ادوارد ودیع سعید (۱۹۳۵-۲۰۰۳)، استاد برجسته‌ی دانشگاه کلمبیا در رشته‌های ادبیات انگلیسی و ادبیات تطبیقی، بی‌شک یکی از تأثیرگذارترین روشنفکران عرصه‌ی عمومی، نظریه‌پردازان مطالعات فرهنگی و بنیان‌گذاران مطالعات پسااستعماری در قرن بیستم به شمار می‌رود. وی در سال ۱۹۳۵ در شهر بیت‌المقدس (اورشلیم) در دوره‌ی قیمومت بریتانیا بر فلسطین، در خانواده‌ای مسیحی و فلسطینی چشم به جهان گشود. زندگی او با آوارگی و تبعید گره خورده بود؛ پیش از تأسیس دولت اسرائیل در سال ۱۹۴۸ و وقوع فاجعه‌ی «نکبت»، او به همراه خانواده‌اش مجبور به ترک وطن و مهاجرت به قاهره در مصر و سپس لبنان گردید. تجربه‌ی زیستن در میان جهان‌های گوناگون و احساس همیشگیِ «بی‌درمکانی» (که بعدها عنوان کتاب خاطرات تحسین‌شده‌ی او شد)، شالوده‌ی تفکر انتقادی او را شکل داد. سعید تحصیلات عالی خود را در ایالات متحده آمریکا پی گرفت؛ او مدرک کارشناسی خود را در سال ۱۹۵۷ از دانشگاه پرینستون و مدارک کارشناسی ارشد و دکتری خود را به ترتیب در سال‌های ۱۹۶۰ و ۱۹۶۴ از دانشگاه هاروارد دریافت نمود و از سال ۱۹۶۳ تدریس در دانشگاه کلمبیا را آغاز کرد که تا پایان عمر پربارش ادامه یافت.

جایگاه آکادمیک و اعتبار روشنفکری سعید با انتشار بیش از بیست کتاب در حوزه‌های نقد ادبی، نظریه فرهنگی، موسیقی و سیاست خاورمیانه تثبیت شد. از جمله مهم‌ترین آثار وی علاوه بر سه‌گانه‌ی یادشده، می‌توان به «فرهنگ و امپریالیسم» (۱۹۹۳)، «نقش روشنفکر» (۱۹۹۴)، «آغازها: نیت و روش» (۱۹۷۴)، و «جهان، متن و منتقد» (۱۹۸۳) اشاره کرد. وی به سبب فعالیت‌های سترگ علمی و فکری خود، جوایز و افتخارات متعددی را در بالاترین سطوح جهانی کسب نمود. ادوارد سعید دو بار برنده‌ی «جایزه کتاب لیونل تریلینگ» شد که نخستین بار آن در سال ۱۹۷۶ برای کتاب «آغازها: نیت و روش» بود؛ کتابی که جایگاه او را به عنوان یک منتقد ادبی ساختارشناس و تئوریسین تثبیت کرد. همچنین، وی جایزه معتبر «رنه ولک» را از انجمن ادبیات تطبیقی آمریکا برای کتاب «جهان، متن و منتقد» دریافت کرد. از دیگر افتخارات برجسته‌ی وی می‌توان به جایزه ادبی لِنان برای دستاورد یک عمر (۲۰۰۱)، جایزه شاهزاده آستوریاس برای صلح و وفاق (۲۰۰۲، که مشترکاً با دوست نزدیکش دنیل بارنبویم، موسیقی‌دان برجسته، دریافت کرد)، جایزه اسپینوزا از دولت هلند (۱۹۹۹)، جایزه بودوین دانشگاه هاروارد، و جایزه فرهنگی و علمی سلطان العویس (۱۹۹۶-۱۹۹۷) اشاره کرد که او نخستین شهروند آمریکایی برنده‌ی این جایزه بود.

با این حال، ابعاد زندگی ادوارد سعید هرگز به دیوارهای آکادمی محدود نماند. او یک فعال سیاسی تمام‌عیار، روشنفکری متعهد و بی‌باک، و صدای رسای آرمان فلسطین در جهان غرب بود. وی از سال ۱۹۷۷ تا ۱۹۹۱ به عنوان عضوی مستقل در شورای ملی فلسطین (پارلمان در تبعید فلسطین) حضور داشت. استقلال رأی او به حدی بود که همواره رویکردی انتقادی نسبت به سیاست‌های استعماری ایالات متحده و اسرائیل، و در عین حال نقدی بی‌رحمانه نسبت به مماشات‌گری‌ها، فساد و ناکارآمدی‌های رهبران عرب و حتی کادر رهبری سازمان آزادی‌بخش فلسطین (ساف) اتخاذ می‌کرد. هنگامی که مسیر مذاکرات به قرارداد اسلو انجامید، سعید با استعفا از شورای ملی فلسطین، به یکی از سرسخت‌ترین منتقدان یاسر عرفات و توافق‌نامه‌ی اسلو بدل شد و آن را «ورسایِ فلسطین» نامید. بینش عمیق او در پیوند دادن متن ادبی با بستر تاریخی، و فرهنگ با امپریالیسم، چارچوبی نوین برای درک مناسبات قدرت در جهان معاصر فراهم آورد که اثر «مسئله فلسطین» تبلور بی‌نقص همین بینش است.

معرفی کتاب «مسئله فلسطین» و بافتار تألیف آن

کتاب «مسئله فلسطین» در پاسخ به یک ضرورت تاریخی و در خلأ گفتمانی شدیدی به رشته‌ی تحریر درآمد. در اواخر دهه‌ی هفتاد میلادی، پس از سفر انور سادات به بیت‌المقدس و آغاز فرآیندی که به امضای پیمان کمپ دیوید منجر شد، جهان غرب و رسانه‌های آمریکایی در حال جشن گرفتن این «صلح» بودند؛ صلحی که به زعم ادوارد سعید، نتوانست به ریشه‌های اصلی مناقشه‌ی خاورمیانه، یعنی حقوق سلب‌شده‌ی ملت فلسطین و حق تعیین سرنوشت آنان بپردازد. این کتاب، تلاشی روشنفکرانه و مستدل است برای پاسخ به این نیاز مبرم که روایت مسلط و هژمونیک غربی-صهیونیستی از خاورمیانه، با روایتی برآمده از تجربه‌ی زیسته‌ی «قربانیان» این پدیده جایگزین شود. سعید این اثر را به دو تن از دوستان فقیدش، «فرید حداد» (پزشک و کمونیست فلسطینی که در سال ۱۹۶۱ در زندان‌های مصر شکنجه و کشته شد) و «راشد حسین» (شاعر مبارز و آرمان‌گرای فلسطینی که در تبعید جان باخت) تقدیم کرده است که نشان از پیوند عمیق متن با رنج‌ها، مبارزات و آرمان‌های واقعی انسانی دارد.

استدلال محوری سعید در این اثر آن است که صهیونیسم، با وجود آنکه در خاستگاه اروپایی خود جنبشی برای رهایی یهودیان از یهودستیزی و فجایع تاریخی بود، در مواجهه با ساکنان بومی و عرب فلسطین، به یک پروژه‌ی استعمارگرانه و اسکان‌دهنده (Settler-colonial) بدل شد. تراژدی پیچیده و دردناک تاریخی فلسطین در این واقعیت نهفته است که فلسطینیان، به تعبیر تأمل‌برانگیز سعید، به «قربانیانِ قربانیان» (Victims of the victims) تبدیل شدند. این کتاب تلاش می‌کند تا با رویکردی تبارشناسانه نشان دهد چگونه غربِ لیبرال با چشم‌پوشی عامدانه از واقعیت‌های جمعیتی و تاریخی فلسطین، به توجیه اخلاقی سلب مالکیت از یک ملت کامل پرداخته است. «مسئله فلسطین» تنها یک روایت تاریخی نیست، بلکه یک تحلیل گفتمانی قدرتمند است که نشان می‌دهد چگونه کلمات، نام‌گذاری‌ها، و رویه‌های آکادمیک و رسانه‌ای، توانسته‌اند موجودیت یک ملت را در سطح جهانی پاک‌سازی و انکار کنند و متقابلاً چگونه همان ملت از طریق مقاومت، مبارزه و بازسازی هویت خود، بار دیگر به صحنه‌ی تاریخ بازگشته و خود را به عنوان یک موجودیت سیاسی انکارناپذیر تثبیت کرده است.

تحلیل تفصیلی فصول کتاب

پیش‌گفتار نسخه ۱۹۹۲: پارادوکس‌ها، طعنه‌های تاریخ و نظم نوین جهانی

ادوارد سعید در پیش‌گفتاری که سیزده سال پس از انتشار چاپ نخست بر کتاب افزوده است، به تحولات بنیادین، خونین و تعیین‌کننده‌ی دهه‌ی هشتاد و اوایل دهه‌ی نود میلادی می‌پردازد. او رویدادهایی نظیر تهاجم گسترده‌ی اسرائیل به لبنان در سال ۱۹۸۲ که منجر به فجایعی چون کشتار صبرا و شتیلا شد، آغاز انتفاضه‌ی اول در دسامبر ۱۹۸۷، بحران و جنگ خلیج فارس (۱۹۹۰-۱۹۹۱)، و کنفرانس صلح مادرید را در اواخر ۱۹۹۱ به دقت مرور و تحلیل می‌کند. سعید اشاره می‌کند که علی‌رغم تغییرات شگرف در نظم جهانی نظیر فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی، استقلال نامیبیا، پایان جنگ سرد و آزادی نلسون ماندلا در آفریقای جنوبی، مسئله‌ی فلسطین در میان این مناسبات همچنان لاینحل، غیرقابل‌مهار و رام‌نشدنی باقی مانده است.

در این بخش، سعید با نگاهی انتقادی به تحلیل موقعیت بغرنج و پرتناقض سازمان آزادی‌بخش فلسطین (ساف / PLO) و سیاست‌های رهبران عرب می‌پردازد. او شرایط اسف‌بار آوارگان فلسطینی در کویت را پس از جنگ خلیج فارس به عنوان نمونه‌ای از طنز تلخ تاریخ و ریاکاری ساختاری بیان می‌کند؛ جایی که به‌رغم ادعای مرکزیت آرمان فلسطین در گفتمان رسمی دولت‌های عربی، صدها هزار فلسطینی در عمل در کشورهای عربی مورد تحقیر، شکنجه، بازداشت‌های خودسرانه و اخراج دسته‌جمعی قرار گرفتند. سعید تأکید می‌کند که با این وجود، یاسر عرفات و سازمان ساف توانستند مبارزه‌ی فلسطین را با جنبش‌های آزادی‌بخش جهانی نظیر کنگره ملی آفریقا (ANC) و ساندینیست‌ها پیوند دهند و همبستگی شخصیت‌های آزادی‌خواهی همچون نلسون ماندلا را جلب کنند، اما این دستاوردهای نمادین اخلاقی، در مهار ماشین نظامی اسرائیل برای تصاحب بیشتر اراضی فلسطینی ناکام مانده است. او همچنین به تغییر موضع بنیادین و مصالحه‌ی تاریخی فلسطینیان در پذیرش قطعنامه‌های ۲۴۲ و ۳۳۸ سازمان ملل و راه‌حل دو کشوری در سال ۱۹۸۸ (در نشست شورای ملی فلسطین در الجزایر) اشاره می‌کند. سعید این عقب‌نشینی استراتژیک را نشانه‌ای از بلوغ سیاسی می‌داند که متأسفانه با لجاجت، افراط‌گرایی فزاینده و گسترش شهرک‌سازی‌های کابینه‌های راست‌گرای اسرائیل (مانند دولت مناخیم بگین و اسحاق شامیر) روبه‌رو شد و ایالات متحده نیز با تخصیص کمک‌های نجومی (بالغ بر ۷۷ میلیارد دلار تا سال ۱۹۹۱) به اسرائیل، چشم بر این بی‌عدالتی بست.

مقدمه: رویارویی یک حضور در برابر یک تفسیر

مقدمه‌ی کتاب با بحثی ریشه‌دار درباره‌ی مفهوم «شرق» (The Orient) آغاز می‌شود و نشان می‌دهد که چگونه خاورمیانه و در قلب آن فلسطین، برای قرن‌ها به عنوان فضایی خالی و مستعد برای پیاده‌سازی پروژه‌های استعماری اروپا در نظر گرفته می‌شده است. سعید کلمه‌ی «مسئله» (Question) در عنوان کتاب را واشکافی می‌کند و توضیح می‌دهد که این واژه بار معنایی سه‌گانه‌ای دارد: موضوعی مجزا و قابل بحث، مشکلی مزمن و لاینحل، و در نهایت واقعیتی که موجودیت آن مورد تردید و انکار واقع شده است. او با اشاره به سفرنامه‌ها و متون آلفونس دو لامارتین، نویسنده‌ی فرانسوی در قرن نوزدهم، نشان می‌دهد که چگونه در نگاه غربیان، واقعیت وجود اعراب بومی در فلسطین نادیده انگاشته می‌شد تا راه برای تحقق آرزوهای امپریالیستی باز شود. لامارتین فلسطین را سرزمینی می‌دید که می‌توانست توسط یک قدرت شایسته‌تر اروپایی آباد شود؛ این دقیقاً همان رویکردی است که بعدتر در شعار مشهور و ویرانگر صهیونیستیِ «سرزمینی بدون مردم، برای مردمی بدون سرزمین» که توسط اسرائیل زانگویل فرموله شد، تجلی یافت.

در این بخش، سعید به ریاکاری رسانه‌های غربی در پوشش اخبار خشونت‌ها و وارونه‌نمایی مفاهیمی چون تروریسم می‌پردازد. او با ذکر مصاحبه‌ای صریح از ژنرال مُردخای گور، رئیس وقت ستاد ارتش اسرائیل در روزنامه‌ی «الهمیشمار»، که در آن به‌صراحت به بمباران غیرنظامیان عرب و آواره کردن میلیون‌ها نفر در طول دهه‌ها (از جمله در مصر، اردن و لبنان) اعتراف می‌کند، استاندارد دوگانه‌ی غرب در برجسته‌سازی «تروریسم فلسطینی» و مسکوت گذاشتن عامدانه‌ی «تروریسم دولتی اسرائیل» را افشا می‌نماید. سعید تأکید می‌کند که واقعیت تقلیل‌ناپذیر فلسطین این است که پیش از پروژه‌ی صهیونیسم، جامعه‌ای پویا با اکثریتی قاطع از اعراب مسلمان و مسیحی در آنجا می‌زیستند که با زمین خود پیوند ارگانیک داشتند.

فصل اول: فلسطین و فلسطینیان

این فصل به بررسی ماهیت سرزمینی و جمعیتی فلسطین پیش از اشغال و همچنین واکاوی رویکرد لیبرالیسم غربی نسبت به آن می‌پردازد. سعید با ارائه‌ی آمارهای متقن تاریخی استدلال می‌کند که تا پیش از تأسیس اسرائیل در سال ۱۹۴۸، اکثریت قاطع جمعیت فلسطین را اعراب تشکیل می‌دادند. به عنوان مثال، در سال ۱۸۲۲ تنها حدود ۲۴ هزار یهودی (کمتر از ۱۰ درصد) در کنار اکثریت عرب در فلسطین می‌زیستند. در سال ۱۹۱۴ از جمعیت ۶۸۹ هزار نفری فلسطین، کمتر از ۶۰ هزار نفر یهودی بودند و حتی با وجود موج‌های مهاجرت با حمایت بریتانیا، در سال ۱۹۳۱، یهودیان تنها حدود ۱۷ درصد جمعیت (۱۷۴ هزار نفر در برابر بیش از یک میلیون عرب) را شامل می‌شدند. فلسطینیان دارای صدها روستا، سیستم کشاورزی مبتنی بر مالکیت زمین، شهرهای پررونقی نظیر یافا، حیفا و بیت‌المقدس، نخبگان روشنفکر، و آگاهی ملیِ در حال رشدی بودند که در پیوند با بیداری عربی در اواخر قرن نوزدهم شکل گرفته بود.

سعید در بخش «فلسطین و غرب لیبرال» به واکاوی عمیق بیانیه بالفور (۱۹۱۷) می‌پردازد و آن را نمونه‌ی اعلای ذهنیت استعماری و نماد هژمونی قدرت‌های غربی می‌داند. در این بیانیه، یک قدرت اروپایی (بریتانیا) درباره‌ی سرزمینی غیراروپایی (فلسطین) تصمیم‌گیری می‌کند و حضور اکثریت قریب‌به‌اتفاق بومی را کاملاً نادیده می‌گیرد تا آن را به گروهی سوم وعده دهد. آرتور جیمز بالفور در یادداشت‌های خود به‌صراحت و با لحنی متکبرانه بیان کرده بود که صهیونیسم، فارغ از درستی یا نادرستی آن، ریشه در سنت‌های کهن و نیازهای غربی دارد و اهمیتی به‌مراتب عمیق‌تر از تمایلات و تعصبات ۷۰۰ هزار عرب ساکن آن سرزمین باستانی دارد.

علاوه بر این، سعید با نقد تند اندیشمندان لیبرال غربی همچون راینهولد نیبور (الهی‌دان و فیلسوف برجسته) و ادموند ویلسون (منتقد ادبی بلندآوازه)، نشان می‌دهد که چگونه حتی مترقی‌ترین و انسان‌دوست‌ترین ذهن‌های غربی در مواجهه با صهیونیسم، به دامن نوعی نژادپرستی تقلیل‌گرایانه و شرق‌شناسیِ پنهان لغزیده‌اند. نیبور، در نامه‌ای به نیویورک تایمز در سال ۱۹۴۷، شهرک‌نشینان یهودی را پرچم‌دار «پیشرفت، تمدن مدرن و دموکراسی غربی» در برابر خیلِ «توده‌های فلاکت‌بار، فئودال و عقب‌مانده‌ی» عرب می‌دانست. ادموند ویلسون نیز پس از سفر به اسرائیل، اعراب را مردمانی کثیف، بدون عواطف خانوادگی، عقب‌مانده و نماد انحطاط به تصویر می‌کشید و از قوانین تبعیض‌آمیز و انحصارطلبی یهودی دفاع می‌کرد. این پیوند هژمونیک میان لیبرالیسم غربی و صهیونیسم، سبب شد تا رنج فلسطینیان و اخراج آنان از سرزمینشان نه تنها نادیده گرفته شود، بلکه به نام پیشرفت، تمدن و روشنگری، توجیه اخلاقی پیدا کند و صدای فلسطینیان در عرصه‌ی «بازنمایی» (Representation) کاملاً خفه شود.

فصل دوم: صهیونیسم از دیدگاه قربانیان آن

این فصل که یکی از درخشان‌ترین، عمیق‌ترین و مناقشه‌برانگیزترین بخش‌های کتاب است، صهیونیسم را نه از منظر آرمان‌های رهایی‌بخش یهودی، بلکه منحصراً از زاویه‌ی دید کسانی که هزینه‌ی این پروژه‌ی استعماری را با گوشت و استخوان خود پرداختند (یعنی فلسطینیان)، تحلیل می‌کند. سعید با پیوند زدن صهیونیسم به امپریالیسم قرن نوزدهمی اروپا، استدلال می‌کند که صهیونیسم، علاوه بر پاسخگویی به یهودستیزی هولناک غربی، دقیقاً بر پایه‌ی همان معرفت‌شناسی و طبقه‌بندی‌های امپریالیستی بنا شد که جهان را به دو دسته‌ی نژادهای متمدن (سفید/اروپایی) و نژادهای پست و نامرئی (رنگین‌پوستان/بومیان) تقسیم می‌کرد.

برای اثبات این مدعای تاریخی، سعید به تحلیل دقیق رمان «دانیل دروندا» (Daniel Deronda) اثر جورج الیوت، نویسنده‌ی بزرگ بریتانیایی، می‌پردازد. این رمان که در سال ۱۸۷۶ و پیش از ظهور رسمی جنبش سیاسی صهیونیسم نوشته شده، ایده‌ی بازگشت یهودیان به فلسطین را مطرح می‌کند. سعید با خوانشی پسااستعماری نشان می‌دهد که الیوت، اگرچه با آوارگان و رنج‌دیدگان یهودی همدلی و همدردی عمیقی دارد، اما در رمان خود، شرق و فلسطین را سرزمینی خالی، استبدادی، رو به ویرانی و نیازمند آبادانی توسط «نورِ آزادی غربی» می‌بیند و مطلقاً هیچ جایگاه انسانی، سیاسی و تاریخی برای ساکنان بومی عرب قائل نیست. این رویکرد، بازتولید همان نگاهی است که اروپاییان به بومیان آفریقا یا آمریکا داشتند.

در ادامه، سعید به یادداشت‌های روزانه‌ی تئودور هرتزل (بنیان‌گذار صهیونیسم مدرن) استناد می‌کند که در آن در سال ۱۸۹۵ از برنامه‌ریزی مخفیانه و محتاطانه برای «انتقال بی‌سروصدای ساکنان فقیر بومی به آن‌سوی مرزها و محروم کردن آن‌ها از اشتغال» سخن به میان آمده است. همچنین سیاست‌های آپارتایدگونه‌ی نهادهای صهیونیستی نظیر «صندوق ملی یهود» (JNF) که زمین‌ها را صرفاً برای «مردم یهود» می‌خرید و فروش یا اجاره‌ی آن به اعراب را تا ابد ممنوع می‌کرد، و نیز سیاست «کار عبری» (Avoda Ivrit) که استخدام کارگران عرب را به هدف ایجاد یک اقتصاد کاملاً مجزا قدغن می‌کرد، به دقت بررسی می‌شود. سعید همچنین به نقل‌قول‌های تکان‌دهنده‌ای از رهبران صهیونیست مانند یوزف وایتز (رئیس اداره‌ی اراضی) استناد می‌کند که در سال ۱۹۴۰ نوشته بود: «هیچ راهی جز انتقال تمام اعراب به کشورهای همسایه وجود ندارد... حتی یک روستا، حتی یک قبیله نباید باقی بماند».

یکی از افشاگرانه‌ترین بخش‌های این فصل، بررسی «گزارش کونیگ» است؛ سندی محرمانه که توسط یکی از مقامات عالی‌رتبه‌ی اسرائیلی (اسرائیل کونیگ) در سال ۱۹۷۶ برای نحوه‌ی کنترل جمعیتی و سیاسی اعراب ساکن داخل مرزهای اسرائیل نوشته شد و در روزنامه‌ی «الهمیشمار» درز کرد. کونیگ در این گزارش رسماً پیشنهاد می‌دهد که دسترسی جوانان عرب به آموزش عالی سخت‌تر شود، آن‌ها به سمت مشاغل یدی هدایت شوند تا زمان کمتری برای افکار ملی‌گرایانه داشته باشند، و با ایجاد محدودیت‌های اقتصادی، نخبگان آنان تضعیف شده و وادار به مهاجرت گردند. سعید با کنار هم قرار دادن این اسناد نتیجه می‌گیرد که منطق استعمارگرایانه‌ی صهیونیسم ذاتاً بر پاک‌سازی فیزیکی، به حاشیه راندن اقتصادی و نامرئی کردن گفتمانیِ فلسطینیان استوار بوده است و تراژدی پناهندگان فلسطینی در سال ۱۹۴۸ یک اتفاق ناخواسته در جریان جنگ نبود، بلکه نتیجه‌ی منطقی این برنامه‌ریزی‌ها بود.

فصل سوم: به‌سوی خودمختاری و تعیین سرنوشت فلسطینیان

در این فصل، سعید با رویکردی جامعه‌شناختی و سیاسی به تشریح فرآیند پرفرازونشیبی می‌پردازد که طی آن، فلسطینیان از آوارگانی فاقد هویت، شوک‌زده و پراکنده، به ملتی دارای آگاهی سیاسی، عاملیت و اراده‌ی معطوف به مقاومت و حق تعیین سرنوشت تبدیل شدند.

شکست تحقیرآمیز ارتش‌های عربی در جنگ شش‌روزه‌ی ۱۹۶۷ (نکسه) نقطه‌ی عطفی در تاریخ فلسطین بود. پس از این شکست، فلسطینیان دریافتند که نمی‌توانند برای رهایی و بازگشت خود به لفاظی‌ها و ارتش‌های کلاسیک دولت‌های عربی متکی باشند. نبرد کرامه در مارس ۱۹۶۸ در داخل اردن، که در آن چریک‌های فلسطینی مقاومت سرسختانه و بی‌سابقه‌ای در برابر پیشروی تانک‌های ارتش اسرائیل نشان دادند و تلفات سنگینی بر آنان وارد کردند، سرآغاز ظهور قدرتمندانه‌ی سازمان آزادی‌بخش فلسطین (ساف) و جبهه‌ی فتح به رهبری یاسر عرفات بود. ساف توانست برای نخستین بار چتری فراگیر ایجاد کند که فراتر از اختلافات حزبی و جغرافیایی، هویتی مستقل و مقاوم برای تمام فلسطینیان تعریف نماید. سعید به تفاوت رویکردهای عمل‌گرایانه‌ی «فتح» با نگاه‌های ایدئولوژیک و رادیکال‌تر «جبهه مردمی برای آزادی فلسطین» (PFLP) و «جبهه دموکراتیک» (DPF) نیز می‌پردازد و چالش‌های نهادسازی در تبعید را تحلیل می‌کند.

نکته‌ی بسیار حائز اهمیت در تحلیل سعید در این فصل، توجه ویژه‌ی او به نقش ادبیات، شعر و فرهنگ در تکوین و حفظ هویت ملی فلسطین است. او با تحلیل داستان کوتاه و نمادین «مردانی در آفتاب» اثر غسان کنفانی، رنج آوارگی، خفگی در سکوت و تلاش برای بقا در جوامع بی‌تفاوت و ثروتمند عربی را به تصویر می‌کشد؛ داستان سه کارگر فلسطینی که در تانکر آب قاچاقچیان در مرز کویت از گرما و خفگی جان می‌بازند، استعاره‌ای از مرگ خاموش ملت فلسطین در غیاب یک سرزمین است. سعید همچنین با ارجاع به رمان طنزآمیز و گزنده‌ی «وقایع عجیب ناپدید شدن سعید ابونحس متشائل» اثر امیل حبیبی، وضعیت متناقض، دوپاره و کافکایی اعرابِ درون اسرائیل را بازنمایی می‌کند. علاوه بر این، او با یادآوری شعر حماسی «کارت هویت» (بِطاقَة هُوِیَّة) از محمود درویش (با ترجیع‌بند معروف «ثبت کن! من یک عربم»)، نشان می‌دهد که چگونه انسانی که موجودیتش توسط نظام بوروکراتیک و امنیتی اشغالگر به یک شماره تقلیل یافته، با فریاد زدن نام و تبار خود، به هستی سیاسی‌اش در برابر اراده‌ی حذف‌گرایانه رسمیت می‌بخشد.

فصل چهارم: مسئله‌ی فلسطین پس از کمپ دیوید

فصل پایانی کتاب به ارزیابی انتقادی و موشکافانه‌ی فضای سیاسی خاورمیانه پس از سفر انور سادات به بیت‌المقدس و امضای پیمان صلح کمپ دیوید بین مصر و اسرائیل با میانجی‌گری و فشارهای ایالات متحده (در دوران ریاست جمهوری جیمی کارتر) اختصاص دارد. سعید معتقد است که رویکرد آمریکا در قبال خاورمیانه (چه در دوران هنری کیسینجر و چه در دوران کارتر) بر اساس سیاست‌های دوجانبه، تأمین امنیت انرژی (نفت)، مقابله با نفوذ شوروی و رادیکالیسم، و حفظ وضع موجود بنا شده است. هارولد ساندرز، دیپلمات آمریکایی، این سیاست را به وضوح حول محور امنیت اسرائیل و منافع اقتصادی آمریکا تعریف می‌کند، بدون آنکه جایی برای خواسته‌های دموکراتیک و ملی مردمان منطقه قائل باشد.

قرارداد کمپ دیوید از نظر فلسطینیان، نه یک گام واقعی به‌سوی صلح جامع، بلکه یک تله‌ی سیاسی و یک سازشِ جداگانه به قیمت فروش آرمان فلسطین بود. سعید اشاره می‌کند که در این مذاکرات، حتی نامی از سازمان آزادی‌بخش فلسطین برده نشد و طرفین (آمریکا، اسرائیل و مصر) قیمومیت حق تصمیم‌گیری برای ملت فلسطین را غاصبانه به خود اختصاص دادند. طرح «خودمختاری» (Autonomy) که مناخیم بگین برای ساکنان کرانه‌ی باختری و غزه پیشنهاد کرد، در واقع چیزی جز تداوم اشغال نظامی، کنترل بر منابع آب و زمین، و ایجاد ساختارهایی شبیه به «بانتوستان»‌های رژیم آپارتاید آفریقای جنوبی نبود. هم‌زمان با امضای معاهدات صلح و دست دادن‌های نمادین در واشنگتن، اسرائیل بر سرعت شهرک‌سازی‌های غیرقانونی خود افزود و سرکوب و اعمال مجازات‌های دسته‌جمعی علیه ساکنان شهرها و روستاهای فلسطینی (نظیر اعمال حکومت نظامی) را تشدید کرد.

سعید در این بخش استدلال می‌کند که صلح واقعی در خاورمیانه تنها زمانی محقق خواهد شد که حقوق انسانی، تاریخِ سلب مالکیت، و حق بلامنازع فلسطینیان برای تعیین سرنوشت و تشکیل دولت مستقل به رسمیت شناخته شود. او صراحتاً بیان می‌دارد که نمی‌توان با نادیده گرفتن سرنوشت بیش از چهار میلیون فلسطینی و فروکاستن خواسته‌های آنان به «خودمختاریِ صوری» تحت سایه‌ی سنگین نظامیان اشغالگر، به هیچ چشم‌انداز پایداری از صلح دست یافت. تا زمانی که این پیوند ساختاری درک نشود، توهمات، خشونت‌ها و اتلاف جان انسان‌ها ادامه خواهد یافت.

‫بازتاب‌ها، جوایز و نظرات منتقدان برجسته
کتاب «مسئله فلسطین» به محض انتشار در سال ۱۹۷۹، به دلیل رویکرد جسورانه و خلاف‌جریان خود، موجی از بحث‌ها و مناقشات جدی را در میان محافل دانشگاهی، سیاسی و رسانه‌ای برانگیخت. این اثر به عنوان نخستین کتابی شناخته شد که به زبان انگلیسی، روایتی جامع، مستدل و عمیق از دیدگاه فلسطینیان ارائه می‌داد و صهیونیسم را نه به عنوان یک معجزه‌ی الهی یا پروژه‌ی صرفاً نجات‌بخش، بلکه به عنوان یک پروژه‌ی استعمارِ اسکان‌دهنده (Settler-colonial project) ساختارشکنی می‌کرد. در دورانی که صحبت از حقوق فلسطینیان در جامعه‌ی آمریکا تابو محسوب می‌شد، انتشار این کتاب یک رخداد رادیکال بود.   

استقبال از کتاب در میان منتقدان مترقی و نشریات معتبر بسیار قابل توجه بود. آنتونی لوئیس (Anthony Lewis)، روزنامه‌نگار و ستون‌نویس سرشناس، این کتاب را در نقد خود «فراخوانی گیرا برای هویت و عدالت» توصیف کرد که نشان از قدرت اقناعی سعید داشت. روزنامه‌ی نیویورک تایمز (The New York Times Book Review) در ستایش از این اثر نوشت: «کتاب‌هایی نظیر اثر آقای سعید باید نوشته و خوانده شوند، با این امید که درک و فهم متقابل، شانس بهتری برای بقا فراهم آورد». همچنین کریستوفر لیمن‌هاپت (Christopher Lehmann-Haupt) در نقد خود در این روزنامه در سال ۱۹۸۰ به صراحت اذعان داشت که این اثر: «بهترین نقطه برای یک غربی است تا تلاش برای درک دیدگاه فلسطینیان را آغاز کند».   

اقبال احمد (Eqbal Ahmad)، روشنفکر و تحلیل‌گر سیاسی برجسته نیز در مجله‌ی معتبر نیشن (The Nation) با نقد و تحسین این اثر، بر اهمیت آن در روشنگری اذهان عمومی صحه گذاشت و رویکرد آن را در افشای مکانیسم‌های قدرت ستود. متفکران بزرگی همچون نوام چامسکی نیز در آثار بعدی خود نظیر «مثلث سرنوشت‌ساز»، متأثر از فضای بازشده توسط ادوارد سعید، به نقد سیاست‌های ایالات متحده در قبال فلسطین پرداختند.   

با این وجود، بازتاب کتاب تنها محدود به تحسین نبود. ادوارد سعید به خاطر نگارش این کتاب و دفاع صریح از آرمان فلسطین، با هجمه‌های سنگین و تهدیدهای فیزیکی روبه‌رو شد. گروه‌های افراطی نظیر «اتحادیه دفاع یهودی» (JDL) او را «نازی» خواندند، دفتر کارش در دانشگاه کلمبیا به آتش کشیده شد و او و خانواده‌اش بارها تهدید به مرگ شدند. این هجمه‌ها نشان می‌داد که کتاب سعید دقیقاً بر روی عصب حساس گفتمان هژمونیک دست گذاشته است و انحصار رسانه‌ای در روایت خاورمیانه را در هم شکسته است.   

اهمیت این کتاب در پیشبرد مطالعات خاورمیانه و مطالعات پسااستعماری بی‌نظیر بوده است. تأثیر این اثر و شجاعت ادوارد سعید در گشودن راه برای دیگران، چنان عمیق بود که امروزه جوایز معتبری نظیر «جایزه کتاب فلسطین» (Palestine Book Award) به آثاری اهدا می‌شود که در مسیر فکری او گام برمی‌دارند؛ کتاب‌هایی نظیر «عدالت برای برخی» اثر نورا عریقات که برنده این جایزه شد، مستقیماً تداوم‌بخش نگاه انتقادی سعید به قوانین بین‌المللی و مسئله‌ی فلسطین هستند. سعید با نگارش این اثر توانست روایت فلسطین را در کانون مباحثات روشنفکری اروپا و آمریکای شمالی وارد سازد  و راه را برای پژوهشگران موسوم به «تاریخ‌نگاران نوین اسرائیل» نظیر ایلان پاپه و بنی موریس هموار نماید تا دهه‌ها بعد به بازنگری انتقادی در تاریخ شکل‌گیری اسرائیل و پاک‌سازی قومی فلسطینیان بپردازند.   

نتیجه‌گیری
کتاب «مسئله فلسطین» اثری است که از چارچوب یک متن آکادمیک یا یک مانیفست سیاسیِ مقطعی فراتر می‌رود و به یک سند تاریخی، یک پژوهش گفتمانی، و یک دفاعیه‌ی اخلاقی برای ملتی تحت ستم تبدیل می‌شود. ادوارد سعید در این کتاب با تسلطی بی‌نظیر بر تاریخ، ادبیات غربی، و علوم سیاسی، نقاب از چهره‌ی گفتمان‌هایی برمی‌دارد که با نقاب «تمدن، پیشرفت و لیبرالیسم» به توجیه غصب یک سرزمین و حذف سیستماتیک یک ملت پرداخته‌اند.   

ارزش والای این اثر تنها در افشای ریشه‌های استعماری صهیونیسم یا نقد مماشات دولت‌های غربی خلاصه نمی‌شود، بلکه دستاورد اصلی آن در بازنمایی بلوغ هویتی و سیاسی ملت فلسطین است؛ ملتی که از خاکسترهای ویرانی سال ۱۹۴۸ (نکبت) و ۱۹۶۷ (نکسه) برخاست و علی‌رغم تمام فشارهای داخلیِ جهان عرب، خیانت‌ها، و سرکوب‌های نظامی خارجی، به هویتی قوام‌یافته، نهادینه‌شده و مطالبه‌گر دست یافت. خوانش این کتاب، پس از گذشت دهه‌ها از نگارش آن، همچنان آینه‌ای تمام‌نما از حقایق و معادلات خاورمیانه است و به ما یادآوری می‌کند که صلح پایدار، نه از طریق نادیده‌گرفتن، سرکوب و انکار قربانیان، و نه با قراردادهای تحمیلی نظیر کمپ دیوید که هدفشان صرفاً تثبیت وضع موجود است، به دست نمی‌آید؛ بلکه صلح تنها در گرو پذیرش حقیقت تاریخی، جبران بی‌عدالتی‌ها و احقاق حق مسلم و غیرقابل‌مذاکره‌ی فلسطینیان برای بازگشت و تعیین سرنوشت در سرزمین خویش خواهد بود. این گزارش تحلیلی نشان داد که چگونه ادوارد سعید با نبوغ فکری و شجاعت اخلاقی خود، مسئله‌ی فلسطین را از یک دعوای محلی بر سر مرزها، به یکی از بنیادی‌ترین و وجدانی‌ترین مسائل مربوط به حقوق بشر، عدالت و مبارزه با امپریالیسم در تاریخ معاصر ارتقا داده است.   


هم‌رسانی

مطالب مرتبط
نظر شما