پس از سبعیّت
معرفی کتاب «پس از سبعیّت: غزّه، نسلکشی و توهّم تمدن در غرب»، نوشتهی حمید دباشی

اشاره.
آنچه در پی میآید معرفی کتاب پس از سبعیت: غزه، نسلکشی و توهم تمدن در غرب، نوشتهی حمید دباشی است که اوکتبر 2025 منتشر شده است. مشخصات انگلیسی اثر چنین است:
Hamid Dabashi, After Savagery. Gaza, Genocide and the Illusion of Western Civilization, 2025
***
«اسرائیل کشور نیست، وطن نیست، فرهنگ ریشهدار نیست؛ اسرائیل یک مستعمرهٔ مهاجرنشین است، یک انحطاط اخلاقی که بهدست غرب خلق و توسط غرب تقویت شده است... از آغاز پیدایشاش، اسرائیل خلاصهٔ غرب است که مجسّم و بر سکویی نشانده شده است.»
دربارهٔ نویسنده
حمید دباشی پژوهشگر و نظریهپرداز برجستهای است که شهرت او در پیوند دانشگاه و نقد اجتماعی شکل گرفته است. وی استاد «ادبیات تطبیقی» و «مطالعات ایرانی» در دانشگاه کلمبیا (نیویورک) است و از بنیانگذاران «انستیتوی ادبیات تطبیقی و جامعه» و همچنین «مرکز مطالعات فلسطین» در همان دانشگاه محسوب میشود. دباشی از دانشگاه پنسیلوانیا در رشتههای جامعهشناسی فرهنگ و اسلامشناسی دکترا گرفته و تاکنون بیش از بیست عنوان کتاب و دهها مقاله علمی منتشر کرده است. حوزهٔ کار او از تاریخ تفکر اسلامی و ایران تا نقد پسااستعماری و مطالعات خاورمیانه را در بر میگیرد. دباشی همچنین یک روشنفکر عمومی فعال است که با رسانههای بینالمللی همچون الجزیره و دیگر پایگاههای خبری همکاری دارد؛ دیدگاههای انتقادی او دربارهٔ مسائل جاری – از سیاست خاورمیانه تا نقد فرهنگ غرب – همواره مورد توجه مجامع دانشگاهی و رسانهای بوده است.
دربارهٔ کتاب و زمینهٔ نگارش آن
کتاب «پس از سبعیّت: غزّه، نسلکشی و توهّم تمدن در غرب» آخرین اثر حمید دباشی است که در سال ۲۰۲۵ منتشر شده است. این کتاب در بحبوحهٔ یکی از تکاندهندهترین فجایع معاصر – جنگ 2024غزّه و پیامدهای آن – نگاشته شده است. دباشی خود تصریح میکند که این اثر را «زیر فشار مستقیم رویدادها» و بهمثابهٔ شهادتی فوری بر نسلکشی جاری در غزّه نوشته است. او کتاب را در زمانی به رشتهٔ تحریر درآورد که بمبارانهای پیدرپی و محاصره مرگبار غزّه در جریان بود و شمار قربانیان بیوقفه افزایش مییافت. این زمینهٔ زمانی و احساسی، به نوشتهٔ دباشی حالتی اضطراری و تکاندهنده بخشیده است؛ چنانکه بسیاری کتاب را نه یک روایت آکادمیک خشک، بلکه «صدای وجدان» و اعتراضی آتشین دانستهاند.
در این کتاب، حمید دباشی بحران غزّه را آیینهای در برابر تمدن غربی قرار میدهد و پرسشی اساسی را مطرح میکند: «چه کسی انسان بهشمار میآید؟». او با نثری آمیخته به خشم روشنفکرانه و درد انسانی، به واکاوی بنیانهای فکری و تاریخی میپردازد که به گفتهٔ وی، اخلاقاً در برابر این بربریت ورشکسته شدهاند. کتاب پس از سبعیّت در جستجوی آن است که نشان دهد چگونه فلسفه و نظریات رایج غربی – همان اندیشههایی که زمانی داعیهٔ انسانیت و جهانشمولی داشتند – در برابر واقعیت نسلکشی و استعمار، به ابزاری برای توجیه خشونت و حذف «دیگری» تبدیل شدهاند. دباشی تأکید میکند که نباید غزّه را صرفاً قربانی سکوت یا چشمپوشی «غرب» دانست، بلکه باید آن را برآیند و چکیدهٔ خود تمدن غرب به شمار آورد. به بیان او، اسرائیل که امروز مجری اصلی خشونت در غزّه است، نه یک استثنا یا انحراف از تمدن غرب که نمود تامّ و تمام آن است. از این رو، سرنوشت فلسطین به سرنوشت جهان گره خورده است: «اگر اسرائیل غرب است و غرب اسرائیل، آنگاه فلسطین جهان است و جهان فلسطین.»
ساختار و محتوای کتاب
کتاب پس از سبعیّت از یک مقدمهٔ تأملبرانگیز و چهار فصل اصلی تشکیل شده است. عناوین فصلها گویای مسیر فکری و استدلالی نویسنده هستند:
۱. فلسطین جهان است؛ جهان فلسطین است
۲. اسرائیل همان «غرب» است؛ «غرب» همان اسرائیل است
۳. شعر پس از نسلکشی
۴. فلسفه پس از سبعیّت
فصل اول: فلسطین جهان است؛ جهان فلسطین است
فصل نخست کتاب با این ادعا آغاز میشود که فلسطین به مثابهٔ جهان امروز ما است و سرگذشت آن، چکیدهای از تاریخ مدرن بشر را در خود دارد. دباشی نسلکشی فلسطینیان را در امتداد تاریخ خشونت استعماری قرار میدهد و یادآور میشود که فاجعهٔ امروز غزّه را باید همچون تداوم همان منطق و ساختار دید. او با طرح قیاسی جسورانه، هولوکاست را نیز در چارچوب خشونت استعمار اروپایی بازخوانی میکند و نتیجه میگیرد که «سیاست نسلکشی صهیونیسم، امتداد منطقی فاشیسم اروپایی» است.
در ادامه، او این پرسش را پیش میکشد که اگر فلسطین به صحنهٔ فشردهٔ تاریخ استعمار تبدیل شده است، پس هویت و مقاومت فلسطینی در این میان چه معنایی پیدا میکند؟ دباشی دربارهٔ مفاهیمی چون «وطن»، «ادبیات ملی»، «ملت فاقد دولت» و شعارهایی مانند «از نهر تا بحر» بحث میکند و میپرسد که جهان چگونه میتواند فلسطین را بفهمد وقتی نهادهای سیاسی آن نابود شدهاند اما روح و حافظهٔ ملی آن همچنان زنده است.
فصل دوم: اسرائیل «غرب» است؛ «غرب» اسرائیل است
در فصل دوم، دباشی بر این نکته تأکید میکند که اسرائیل در اصل پروژهای استعماری و زادهٔ تمدن غربی است. او مینویسد اسرائیل نه «وطن» است و نه فرهنگی مستقل، بلکه یک مستعمرهٔ مهاجرنشین است که غرب آن را بنا کرده و بقا و کارکردش را تضمین کرده است. از نگاه او، اسرائیل «تصویر برجستهشدهٔ غرب» است؛ تصویری که در آن تمام خشونتی که غرب میخواهد پنهان کند، آشکار و برهنه ظاهر میشود.
دباشی در این فصل مفهوم «دولت-پادگان» را نیز مطرح میکند و توضیح میدهد که اسرائیل از آغاز قدرتگیری، یک ساختار نظامی-استعماری بوده است. او با رجوع به تاریخ نکبت و روند گسترش شهرکها، استدلال میکند که منطق حذف بومیان همچون دیگر استعمارهای مهاجرنشین، امروز در غزّه به اوج خود رسیده است. افزون بر این، دباشی میراث فلسفی غرب – از کانت و هگل تا هایدگر – را نقد میکند و میگوید این سنتها اصولاً انسان غیرغربی را به رسمیت نمیشناسند؛ پدیدهای که بهطور مستقیم در سیاستهای استعمارگرانه و جنگی اسرائیل بازتاب یافته است.
فصل سوم: شعر پس از نسلکشی
این فصل گفتوگویی است با ایدهٔ مشهور آدورنو: «شعر نوشتن پس از آشویتس بربریت است». دباشی میپرسد در غزّه که مردم حتی مجال زیستن ندارند، تکلیف ادبیات و هنر چیست؟ آیا مسئلهٔ اصلی «شعر گفتن» است یا ناممکن شدن خود زندگی؟
او سپس به ادبیات مقاومت فلسطین میپردازد و آثاری مانند فانوس کوچک نوشتهٔ غسان کنعانی را تحلیل میکند. دباشی شرح میدهد که چگونه این داستان کودکانه به تمثیلی از امید جمعی بدل شده است. او همچنین نقش سینماگران و هنرمندان فلسطینی را برجسته میکند که حتی در میانهٔ ویرانی، حافظه و روایت مردم را زنده نگاه داشتهاند. پیام فصل این است که فرهنگ، چراغی است که حتی در تاریکترین لحظات بشر نیز خاموش نمیشود.
فصل چهارم: فلسفه پس از سبعیّت
این فصل نقدی گسترده بر سنت فلسفی غرب و آزمون اخلاقی آن در برابر فاجعهٔ غزّه است. دباشی میپرسد: «در نظریههای فلسفهٔ غرب چه کسانی انسان به شمار میآیند؟» و نشان میدهد که چگونه بسیاری از فیلسوفان، آگاهانه یا ناآگاهانه، غیراروپاییان را بیرون از دایرهٔ اخلاق قرار دادهاند.
دباشی با اشاره به زبان ضدانسانی برخی مقامات اسرائیلی دربارهٔ فلسطینیان، نتیجه میگیرد که فلسفهٔ غرب، آنگاه که با واقعیت استعمار روبهرو میشود، فرو میریزد. او مینویسد غزّه اکنون امر اخلاقی مطلق زمانهٔ ما است و هر فلسفهای که در برابر آن سکوت کند، بیاعتبار است. در ادامه، نویسنده با رجوع به اندیشهٔ پریمو لوی و آگامبن دربارهٔ «موزلمان» در اردوگاههای مرگ نازی، نشان میدهد که فلسطینیان غزّه امروز در حکم «انسانهای فروکاستشده»ای هستند که جهانِ استعمارگر برایشان حقی قائل نیست.
در پایان، دباشی نتیجه میگیرد که جهان نیازمند دستور زبانی اخلاقیِ تازهای است؛ زبانی که بر حقیقت ستمدیدگان بنا شده باشد، نه بر روایتهای فاتحان. او مینویسد کار او در این کتاب نه ارائهٔ راهحل نهایی، بلکه «ایستادن در کنار شاهدان»، «ثبت نام قربانیان» و «حفظ آتش مقاومت» است.
ارزش علمی و تاریخی کتاب و بازتابها
پس از سبعیّت اثری است که در آن پژوهش تاریخی، تحلیل فلسفی و شهادت انسانی درهم تنیدهاند. دباشی به طیف گستردهای از متفکران – از فانون، سعید و بالدوین تا کانت و هایدگر – مراجعه میکند و منابع ادبی، فلسفی، انسانی و تاریخی را بهکار میگیرد تا نشان دهد که چرا غزّه نقطهٔ کانونی فهم جهان معاصر است.
این کتاب در نقدها و مرورهای متعدد تحسین شده است. منتقدان نوشتهاند که دباشی در این اثر «هیچ ملاحظهای باقی نمیگذارد»، «افسانهٔ اخلاقی غرب را ویران میکند» و «غزّه را مبنای اخلاقی صفر زمانه میسازد». کتاب در عین حال به خاطر لحن انسانی و عمیقش – که میان خشم و امید در نوسان است – مورد توجه خوانندگان عمومی و دانشگاهی قرار گرفته است.
از نظر ارزش تاریخی، پس از سبعیّت منبعی مهم برای فهم نسبت میان استعمار مدرن، خشونت ساختاری و بحران غزّه است. کتاب با تحلیل دقیق بنیادهای فلسفی و سیاسی غرب، چشماندازی تازه برای نقد تمدن غربی در قرن بیستویکم فراهم میآورد. دباشی نشان میدهد که غزّه نه صرفاً یک مکان جغرافیایی، بلکه آزمونی برای وجدان بشریت است و اینکه بدون فهم این آزمون، ادعای تمدن و اخلاق در جهان امروز بیپایه خواهد بود.
همرسانی
مطالب مرتبط
جدیدترین مطالب
15 دیماه در گذر تاریخ








نظر شما