موفقیت و فاجعه

مروری بر کتاب "پیروزی فاجعه‌بار: چرا تغییر رژیم تحمیلی خارجی به شکست می‌انجامد"، نوشته‌ی الکساندر بی. داونز

موفقیت و فاجعه

اشاره.

مطلب حاضر به معرفی کتاب "پیروزی فاجعه‌بار: چرا تغییر رژیم تحمیلی خارجی به شکست می‌انجامد"، نوشته‌ی الکساندر بی. داونز اختصاص دارد؛ این کتاب در سال 2021 توسط انتشارات دانشگاه کورنل منتشر شده است. مشخصات انگلیسی اثر چنین است: 

Alexander B. Downes, Catastrophic Success: Why Foreign-Imposed Regime Change Goes Wrong, 2021

***

«تغییر رژیم ممکن است راه‌حلی سریع و آسان جلوه کند، اما در بلندمدت نه آسان است و نه راه‌حل.»

این گفتهٔ تأمل‌برانگیز از الکساندر بی. داونز در کتاب پیروزی فاجعه‌بار: چرا تغییر رژیم تحمیلی خارجی به شکست می‌انجامد (۲۰۲۱) به‌خوبی مضمون مرکزی این اثر را بیان می‌کند. داونز در این کتاب با نگاهی جامع به تاریخ دو سدهٔ اخیر، به این پرسش می‌پردازد که چرا تلاش‌های قدرت‌های خارجی برای تغییر رژیم‌های سیاسی دیگر کشورها اغلب به نتایج ناگوار و ناکامی‌های بلندمدت منجر می‌شود.

دربارهٔ نویسنده

الکساندر بی. داونز (Alexander B. Downes) استاد علوم سیاسی و روابط بین‌الملل در دانشگاه جرج واشینگتن است و در حوزهٔ امنیت بین‌الملل و به‌ویژه موضوع مداخلهٔ خارجی و تغییر رژیم تخصص دارد. نخستین کتاب او هدف‌گیری غیرنظامیان در جنگ (۲۰۰۸) برندهٔ جایزهٔ «جوزف لپگولد» به‌عنوان بهترین کتاب سال روابط بین‌الملل شد و اعتبار علمی او را تثبیت کرد. پیروزی فاجعه‌بار دومین کتاب مهم او محسوب می‌شود که ادامهٔ پژوهش‌های وی در زمینهٔ پیامدهای مداخلهٔ نظامی است.

دربارهٔ کتاب

کتاب پیروزی فاجعه‌بار: چرا تغییر رژیم تحمیلی خارجی به شکست می‌انجامد یک بررسی مفصل و نظام‌مند دربارهٔ پیامدهای ناخواستهٔ تغییر رژیم با دخالت خارجی است. داونز با رویکردی داده‌محور و تاریخی، بیش از یک‌صد مورد تغییر رژیم تحمیلی در دو سدهٔ اخیر را گردآوری و تحلیل کرده است. او با بهره‌گیری از آمار و مطالعات موردی تاریخی نشان می‌دهد که چنین مداخله‌هایی چگونه و چرا غالباً از کنترل بانیان خود خارج می‌شوند. یافته‌های داونز تصویر نگران‌کننده‌ای از عواقب تغییر رژیم تحمیلی ترسیم می‌کند: برکناری یک حاکم و نصب حکومتی جدید توسط نیروی خارجی شاید در کوتاه‌مدت عملیاتی ساده به‌نظر برسد، اما در بلندمدت اغلب با بی‌ثباتی سیاسی، خشونت داخلی و تنش‌های بین‌المللی همراه می‌گردد.

داونز استدلال می‌کند که تغییر رژیم تحمیلی کمتر از آن‌چه تصور می‌شود موفق از آب درمی‌آید و معمولاً نتایج معکوسی به‌بار می‌آورد. دولت‌های مداخله‌گر که انتظار دارند با سرنگونی یک رژیم مخالف و روی کار آوردن دولتی همسو، روابط خود را با کشور هدف بهبود بخشند یا به اهداف ژئوپلیتیک‌شان برسند، غالباً دچار همان «پیروزی فاجعه‌بار» می‌شوند: پیروزی اولیهٔ حاصل از براندازی رژیم، در بسیاری موارد به شکستی پرهزینه در بلندمدت تبدیل می‌شود. داونز همچنین سه گونهٔ اصلی از تغییر رژیم تحمیلی را شناسایی می‌کند: نخست تغییر صرف رهبر (برکناری رهبر موجود و گماردن فردی جدید بدون تغییر بنیادین در نهادهای سیاسی کشور هدف)، دوم تغییر رهبر همراه با نهادسازی جدید (اصلاحات ساختاری عمیق‌تر مانند بازسازی دستگاه حکومتی و تدوین قانون اساسی تازه) و سوم بازگردانی رژیم پیشین (مثلاً اعادهٔ حکومت ساقط‌شدهٔ قبلی). بررسی‌های تاریخی نشان می‌دهد که هر سه نوع دخالت خارجی برای تغییر رژیم (خصوصاً نوع اول) مستعد پیامدهای ناگوار پس از مداخله هستند.

ساختار کتاب و فصل‌ها

فصل اول با عنوان «تعریف تغییر رژیم تحمیلی خارجی» به روشن ساختن مفهوم کلیدی کتاب اختصاص دارد. داونز دقیقاً مشخص می‌کند که چه رخدادهایی «تغییر رژیم توسط نیروی خارجی» محسوب می‌شوند و موارد مطالعه‌شده در پژوهش او کدام‌اند. او سناریوهای مختلف مداخلات خارجی را دسته‌بندی کرده و سه نوع یادشده (تغییر صرف رهبر، تغییر همراه با نهادسازی، و بازگردانی رژیم پیشین) را معرفی می‌کند. در فصل دوم: نظریه‌پردازی پیامدهای تغییر رژیم تحمیلی، چارچوب نظری کتاب ترسیم می‌شود. داونز توضیح می‌دهد که چرا این‌گونه تغییر رژیم‌ها اغلب به بی‌ثباتی می‌انجامند. او دو مشکل محوری را عامل این امر می‌داند: نخست فروپاشی یا تضعیف ارتش کشور هدف پس از مداخله، که گروه‌های شورشی بالقوه را پدید می‌آورد؛ دوم تعارض میان اهداف قدرت خارجی و مطالبات داخلی کشور هدف که رهبر جدید را در تنگنای وفاداری میان این دو قرار می‌دهد.

فصل‌های سوم و چهارم به پیامدهای داخلی تغییر رژیم می‌پردازند. در فصل سوم که دربارهٔ تغییر رژیم تحمیلی و جنگ داخلی است، داونز با تحلیل آماری نشان می‌دهد که چنین مداخلاتی به طور قابل توجهی خطر آغاز شورش‌ها و جنگ داخلی را افزایش می‌دهد (در برخی موارد تا بیش از دو برابر حالت عادی). این امر به‌ویژه در کشورهای ضعیف‌تر مشهود است و ناشی از فروپاشی نیروهای نظامی و امنیتی کشور هدف پس از مداخله است که یک بستر مساعد برای شکل‌گیری شورش فراهم می‌کند. در فصل چهارم با عنوان «تغییر رژیم تحمیلی و بقای رهبران»، سرنوشت سیاسی رهبران جدید نصب‌شده توسط قدرت‌های خارجی بررسی می‌شود. یافته‌ها حاکی است که این رهبران به طور متوسط دوام کمتری در قدرت دارند و نزدیک به نیمی از آنان نهایتاً با برکناری خشونت‌آمیز از صحنه خارج می‌شوند. دلیل این ناپایداری همان تعارض وفاداری میان حامی خارجی و الزامات داخلی است که مشروعیت رهبر را تضعیف کرده و موقعیت او را شکننده می‌سازد.

فصل پنجم که دربارهٔ تغییر رژیم تحمیلی و روابط بین‌دولتی است، تأثیر این مداخلات بر مناسبات میان کشور مداخله‌گر و کشور هدف را می‌سنجد. داونز نشان می‌دهد که تغییر رژیم لزوماً به بهبود روابط یا همسویی سیاسی نمی‌انجامد؛ چه‌بسا دولت جدید برای کسب مشروعیت داخلی وارد تنش با حامی خارجی خود شود و در نتیجه احتمال بروز اختلافات بین‌المللی پس از مداخله افزایش یابد. در بخش نتیجه‌گیری نیز تأکید می‌شود که موارد موفق در تغییر رژیم‌های تحمیلی بسیار نادرند و در غیاب پیش‌شرایط مساعد، این‌گونه مداخلات غالباً به بی‌ثباتی و عواقب ناخواسته ختم می‌شوند. داونز توصیه می‌کند که قدرت‌ها تنها در شرایط استثنایی دست به چنین اقداماتی بزنند و به درس‌های تاریخی این حوزه توجه کنند.

بازخوردها و اهمیت اثر

کتاب پیروزی فاجعه‌بار با استقبال گسترده‌ای در محافل علمی روبه‌رو شده و آن را یکی از آثار مهم در حوزهٔ امنیت بین‌الملل دانسته‌اند. صاحب‌نظران دقت روش‌شناختی و گستردگی داده‌های تاریخی این پژوهش را ستوده و آن را یک مطالعهٔ جامع و بدیع دربارهٔ پیامدهای مداخلهٔ خارجی توصیف کرده‌اند. این کتاب به‌عنوان نخستین بررسی نظام‌مند و تطبیقی در مورد شکست‌ها و چالش‌های تغییر رژیم‌های تحمیلی، به منبعی ارزشمند برای پژوهشگران تبدیل شده است.

 


هم‌رسانی

مطالب مرتبط
نظر شما