معرفی مجلات شاخص تاریخ شفاهی: BIOS

مقدمه
مجلهٔ BIOS – Zeitschrift für Biographieforschung, Oral History und Lebensverlaufsanalysen یک نشریهٔ علمی تخصصی است که از سال ۱۹۸۸ بهعنوان بستری برای پژوهشهای زندگینامهپژوهی، تاریخ شفاهی و مطالعات مراحل زندگی منتشر میشود. این مجله در اکوسیستم تاریخ شفاهی نقش مهمی ایفا کرده و به محققان حوزههای مختلف امکان داده است تا جدیدترین دستاوردهای علمی و روششناختی را درباره خاطرات شخصی، روایتهای زندگینامهای و مصاحبههای تاریخ شفاهی به اشتراک بگذارند. BIOS با رویکرد میانرشتهای خود، مرزهای سنتی بین جامعهشناسی، تاریخ، مردمشناسی، آموزشپژوهی و مطالعات فرهنگی را درنوردیده و محلی برای گفتوگوی نظری و روششناختی پیرامون حافظه، تجربههای زیسته و روایت فراهم آورده است. اهمیت این مجله در تاریخ شفاهی، نه تنها بهدلیل قدمت آن، بلکه بهخاطر تأثیرگذاری آن بر توسعه نظریهها و استانداردهای روششناسی مصاحبه و روایتپژوهی است. BIOS طی دههها، به تقویت اخلاق در مصاحبههای تاریخ شفاهی و طرح مباحث حساس مانند خاطرهنگاری جمعی، روایتسازی فردی و نقد منابع شفاهی کمک کرده و امروز بهعنوان مرجع آکادمیک برجستهای در این حوزه شناخته میشود.
تاریخچه و تبارشناسی مجله
BIOS در سال ۱۹۸۸ پایهگذاری شد؛ دورهای که موج نوینی از علاقه به تاریخ شفاهی و زندگینامهپژوهی در آلمان و اروپا شکل گرفته بود. در این زمان، پژوهشگران جوان تحتتأثیر جنبشهای اجتماعی دهههای ۱۹۶۰ و ۱۹۷۰ (مانند جنبشهای دانشجویی و فمینیستی) به دنبال روشهای تازهای برای درک تاریخ از دیدگاه مردم عادی بودند. بنیانگذاران BIOS گروهی میانرشتهای از جامعهشناسان، تاریخنگاران، انسانشناسان، روانشناسان و متخصصان آموزش بودند که خلأ یک نشریه تخصصی در حوزه تجربههای زیسته و تاریخ شفاهی را احساس کردند. نخستین شمارهٔ مجله با تأکید بر اینکه «دیگر داشتن یک زندگینامه مختص نخبگان نیست» منتشر شد و رسماً اعلام کرد که زمان آن فرارسیده است تا پژوهشگران، روایتهای شخصی افراد عادی را بهعنوان منبعی معتبر برای مطالعه تاریخ و جامعه مورد توجه قرار دهند. این بیانیه منعکسکنندهٔ تحول فکری آن دوران بود: تجربیات و گسستهای قرن بیستم (بهویژه حوادث جنگ و تحولات سیاسی) باعث شده بود که روایتهای فردی و حافظه شخصی اهمیت بیسابقهای بیابند و علوم اجتماعی و تاریخی نیازمند بازاندیشی در روشها و منابع خود شوند.
مجله BIOS ابتدا تحت عنوان «Zeitschrift für Biographieforschung und Oral History» (مجله زندگینامهپژوهی و تاریخ شفاهی) منتشر میشد. در سال ۲۰۰۱ با گسترش دامنهٔ موضوعی، عبارت «تحلیل دورههای زندگی» (Lebensverlaufsanalysen) نیز به نام آن اضافه گردید. این تغییر عنوان بیانگر توجه بیشتر مجله به مطالعات روند زندگی و تحلیلهای طولی در علوم اجتماعی بود. به این ترتیب BIOS از ابتدای دهه ۲۰۰۰ بهطور رسمی حوزهٔ مطالعاتی گستردهتری را دربر گرفت که علاوه بر تاریخ شفاهی و روایتهای زندگینامهای، به بررسی الگوهای زندگی در بستر تحول تاریخی و اجتماعی نیز میپرداخت.
در طول تاریخ خود، BIOS چندین تحول ساختاری و تحریریهای را پشت سر گذاشته است. نخستین هیئت مؤسس و سردبیران مجله شامل چهرههای پیشرویی همچون الکساندر فون پلاتو، لوتر نیتهامر، آلبراشت لِهمان و شارلوت هاینریتس بودند. این افراد از پیشگامان تاریخ شفاهی و زندگینامهپژوهی در آلمان بهشمار میرفتند و تأسیس این مجله را گامی در راستای نهادینه کردن دستاوردهای خود در یک نشریهٔ علمی میدانستند. از ابتدای کار، سیاست داوری علمی دقیقی در BIOS برقرار شد؛ مقالات ارسالی تحت داوری دوسوکور (Double-blind) توسط حداقل دو متخصص ارزیابی میشد تا سطح کیفی مطالب تضمین گردد. در دهههای بعد، ترکیب هیئت تحریریه تا حدی تغییر کرد و نسل جدیدی از پژوهشگران وارد شدند، اما بسیاری از بنیانگذاران همچنان تا سالها به هدایت علمی مجله ادامه دادند. بهعنوان نمونه، الکساندر فون پلاتو (از مؤسسین) تا مدتها در هیئت سردبیری حضور داشت و در سال ۲۰۰۷ مجموعهای افتخاری (Festschrift) در شمارهٔ ۲۰ مجله به پاس contributions وی منتشر شد. از دیگر تغییرات مهم، انتقال ناشر مجله بود؛ در ابتدا BIOS توسط انتشارات Leske + Budrich منتشر میشد و بعدها انتشارات Barbara Budrich این مسئولیت را برعهده گرفت که همچنان ناشر فعلی مجله است.
حوزههای موضوعی مجله از آغاز تا کنون شامل طیف وسیعی بوده است. در دهه نخست، تمرکز زیادی بر تاریخ شفاهی جنگ جهانی دوم و تبعات اجتماعی آن دیده میشد؛ برای مثال خاطرات مهاجران جنگ، اسرای جنگی بازگشته و نیز روایتهای زنان و کارگران در مرکز توجه بودند. به تدریج، موضوعات متنوعتری مانند روایتهای خانوادگی، زندگی روزمره، تجربه مهاجرت، حافظه جمعی جوامع، زندگینامههای حرفهای و حتی تاریخ علم و فناوری از خلال سرگذشت افراد وارد مقالات مجله شدند. BIOS مخاطبان گستردهای از دانشجویان و پژوهشگران رشتههای مختلف را هدف قرار داده است؛ از تاریخپژوه و جامعهشناس گرفته تا مردمشناس، آموزششناس، روانشناس اجتماعی و حتی ادیبان و زبانشناسانی که به تحلیل روایت علاقهمندند. این تنوع مخاطب به لطف میانرشتهای بودن ذاتی مجله بهدست آمده است. بنابراین، در تبارشناسی BIOS میتوان گفت این نشریه محصول دوران گذار آکادمیک در اواخر قرن بیستم است که در آن مرز بین رشتهها کمرنگ شد و «تجربه زیسته» بهعنوان پلی میان تاریخ و علوم اجتماعی اهمیت یافت.
نهاد منتشرکننده و ساختار تحریریه
ناشر مجله: BIOS از آغاز توسط انتشارات علمی واقع در آلمان منتشر میشده است. در سالهای اولیه، ناشر آن لسکه و بودریخ (Leske und Budrich) بود که در حوزه علوم اجتماعی شناختهشده بود. در ادامه، نشر باربارا بودریخ (Barbara Budrich) که در شهر اوپلادن/لوورکوزن مستقر است، انتشار مجله را برعهده گرفت. انتشارات باربارا بودریخ به انتشار مجلات دانشگاهی در زمینههای علوم اجتماعی و تربیتی شهرت دارد و انتشار BIOS تحت این ناشر، استمرار حرفهایتری به مجله بخشید. مجله دو بار در سال منتشر میشود و هر شماره حدود ۱۵۰ تا ۱۶۰ صفحه مطلب علمی را دربر میگیرد. نسخههای چاپی و الکترونیکی آن در دسترس هستند و پس از یک دوره ۲۴ ماهه، مقالات به صورت دسترسیآزاد (Open Access) در پایگاههای مربوطه قرار میگیرند. برای حفظ کیفیت و قابلیت استناد بلندمدت، همه مقالات BIOS در مخازن آرشیوی معتبر (از جمله در کتابخانه ملی آلمان و بایگانی پرتال SSOAR) ذخیرهسازی میشوند.
ساختار تحریریه و هیئت سردبیری: BIOS از همان ابتدا دارای یک هیئت سردبیری چندنفره بود. در دهه ۱۹۹۰ سردبیران ارشد شامل شارلوت هاینریتس، یوهانس هوینینک، آلبراشت لِهمان، لوتر نیتهامر و الکساندر فون پلاتو بودند. این ترکیب نشاندهندهٔ تنوع جغرافیایی و رشتهای اعضاست (برای مثال، هاینریتس و فون پلاتو در دانشگاه هاگن، هوینینک در برمن، لِهمان در هامبورگ و نیتهامر در ینا فعالیت داشتند). افزون بر این سردبیران، یک هیئت مشاور علمی بینالمللی نیز مجله را همراهی میکرد که شامل پژوهشگرانی از هلند (مانوئلا دو بوا-ریمون)، اتریش (گرهارد بوتس)، سوئیس و دیگر کشورها بود. حضور این مشاوران از کشورهای مختلف گویای تأکید مجله بر بینالمللیبودن از همان ابتدا است. در ترکیب هیئت مشاوره و سردبیری BIOS میتوان نامهایی از حوزههای گوناگون را یافت: برای مثال مارتین کُهلی (جامعهشناس سرشناس در مطالعات زندگی و خانواده)، اریکا هوئرنینگ (مردمشناس)، اوتس یِگله (مردمشناس فرهنگی) و مایا نادیش (روانکاو فرهنگی) از اعضای این جمع بودند. این گسترهٔ تخصصی، خطمشی علمی مجله را منعکس میکند که همانا پل زدن میان رشتهها برای مطالعهٔ زندگی انسانها است.
در سالهای بعد، برخی تغییرات در ترکیب تحریریه رخ داد. نسل دوم سردبیران شامل آلموت لِه (پژوهشگر تاریخ شفاهی در هاگن) و بتینا داوزیِن (جامعهشناس تربیتی در وین) بهعنوان سردبیران مسئول فعالیت میکنند. حضور بتینا داوزین از اتریش نشاندهندهٔ ادامهٔ سنت بینالمللی BIOS است. همچنان الکساندر فون پلاتو بهعنوان سردبیر افتخاری/مشاور با مجله در ارتباط است و نام او در کنار سردبیران ذکر میشود، چرا که او از بنیانگذاران اصلی و چهرههای تأثیرگذار تاریخ شفاهی آلمان است. دفتر تحریریهٔ مجله در مؤسسه تاریخ و زندگینامه دانشگاه فرنیون هاگن قرار دارد؛ این مؤسسه که خود در سال ۱۹۹۳ توسط فون پلاتو بنیان گذاشته شده، محل نگهداری «آرشیو حافظه آلمان» (مجموعه بزرگ مصاحبههای تاریخ شفاهی) است و پشتیبان علمی مجله نیز بهشمار میآید. بدین ترتیب، BIOS از حمایت نهادی دانشگاهی برخوردار است که اعتبار آن را در جامعه علمی افزایش میدهد.
خطمشی علمی و شاخصهای کیفی: BIOS خود را یک نشریه علمی با داوری همتا تعریف میکند و به رعایت استانداردهای آکادمیک سختگیرانه پایبند است. تمامی مقالات پژوهشی که به مجله ارسال میشوند، پیش از پذیرش تحت فرآیند داوری دوسوکور قرار میگیرند؛ بدین معنا که هویت نویسندگان و داوران از یکدیگر پنهان میماند و دو داور متخصص درباره کیفیت، اصالت و تناسب مقاله اظهار نظر میکنند. تنها آثاری که پس از اصلاحات لازم مورد تأیید داوران قرار گیرند در مجله چاپ میشوند. این سیاست موجب شده است که BIOS بهعنوان مجلهای معتبر در حوزه خود شناخته شود و استنادهای فراوانی از مقالات آن در ادبیات تاریخ شفاهی و زندگینامهپژوهی دیده شود. هرچند شاخصهای کمی مانند ضریب تأثیر (Impact Factor) معمولاً برای مجلات غیرانگلیسیزبان پایین است، اما اعتبار BIOS را باید در اثرگذاری کیفی آن بر جامعه علمی سنجید. برای مثال، بسیاری از مباحث روششناختی تاریخ شفاهی در آلمان نخستینبار در صفحات این مجله مطرح شده و سپس به کتابها و کنفرانسها راه یافته است. همچنین BIOS با حضور در نمایهها و پایگاههای اطلاعاتی اروپا (نظیر پایگاه FIS برای علوم تربیتی) و درج چکیدههای مقالات به زبان انگلیسی، کوشیده است تا قابلیت دسترسی پژوهشهای منتشره را افزایش دهد. مجله در طول زمان همگام با تحولات فناوری نیز پیش رفته است؛ اکنون علاوه بر نسخه چاپی، بستر برخط برای مطالعه و خرید مقالات فراهم است و همانطور که ذکر شد، پس از دو سال مقالات بهشکل آزاد در دسترس محققان قرار میگیرد. این رویکرد نهتنها انتشار دانش را تسهیل میکند بلکه نشاندهندهٔ تعهد سردبیران به جریان آزاد اطلاعات علمی است.
محورهای نظری و روششناختی مجله
مجله BIOS طی نزدیک به چهار دهه انتشار، به پایگاه مهمی برای طرح و بسط مباحث نظری و روششناختی در زمینه تاریخ شفاهی و زندگینامهپژوهی بدل شده است. در این بخش به برخی محورهای پرتکرار و برجسته در محتوای مجله اشاره میکنیم:
-
نظریههای زندگینامه و روایتشناسی: یکی از وجوه متمایز BIOS، پرداختن عمیق به مبانی نظری روایتهای زندگی است. برای نمونه، مجله در سال ۱۹۹۰ ترجمه و انتشار مقالهٔ معروف پیر بوردیو با عنوان «توهم زندگینامهای» را برعهده گرفت. این مقاله دیدگاه انتقادی بوردیو را نسبت به تلقی خطی و منسجم از زندگینامه بیان میکرد و نشان میداد که چگونه روایت زندگی یک ساختار مصنوع اجتماعی است. BIOS با چاپ این اثر و مقالات تحلیلی پیرامون آن (از جمله نقدها و تفسیرهایی که توسط صاحبنظران آلمانی در همان شماره ارائه شد) باب بحث نظری مهمی را در جامعه علمی آلمان گشود. از آن پس، مباحثی نظیر ساختیافتگی روایت، هویت روایی فرد، رابطه سوژه و ساختار در سرگذشتنگاری و چندوجهی بودن حقیقتهای زندگینامهای در مقالات گوناگون مجله دنبال شد. یورگن اشتراوب (روانشناس فرهنگی) از جمله نویسندگانی است که در BIOS به بررسی سازههای narrative گذشته و شیوهٔ داستانپردازی جمعی پیرامون دورههایی مانند دوران رایش سوم پرداخته است. او با تحلیل گفتگوهای گروهی درباره «دوران نازی»، نشان داد که چگونه قالبهای روایت (طنز، کنایه، خاطرهگویی نوستالژیک یا انتقادی) در بازسازی گذشته نقش دارند. چنین آثاری در مجله، پیوند میان نظریه ادبی/روایتشناسی و تاریخ شفاهی را تقویت کردهاند.
-
روششناسی مصاحبه و تاریخ شفاهی: BIOS بهطور ویژه عرصهای برای گفتگو درباره روشهای مصاحبه کیفی و تکنیکهای تاریخ شفاهی بوده است. بسیاری از پیشگامان روش مصاحبه narrative (روایی) مقالات مهم خود را در این نشریه منتشر کرده یا مباحث خود را از طریق آن مطرح ساختهاند. به عنوان مثال، فریتس شوتسه – جامعهشناسی که روش مصاحبه روایتمحور را توسعه داد – و همکارانش بارها نتایج پژوهشهای خود یا تأملات روششناختیشان را در BIOS ارائه کردهاند. در شمارههای اخیر (از جمله موضوع ویژه «بازاندیشی مصاحبههای کیفی» در سال ۲۰۲4)، مقالاتی چاپ شده که با نگاهی انتقادی به تجربه چند دهه مصاحبههای تاریخ شفاهی مینگرند و چالشهایی نظیر دخالت مصاحبهگر، تأثیر بافت، بازسازی پسینی روایت و حتی موارد بهظاهر ناکام مصاحبه (مثل ناتمام ماندن روایت یا سکوتهای معنادار) را تحلیل میکنند. استانداردهای روشمندی مانند رعایت بیطرفی و در عین حال همدلی مصاحبهگر، توجه به زبان بدن و سکوتها در مصاحبه، و تدوین پرسشنامههای نیمهساختیافته بارها در مقالات BIOS مورد بحث قرار گرفتهاند. همچنین مباحث دقیقتری مانند روششناسی تحلیل دادههای مصاحبه (کدگذاری کیفی، تحلیل تماتیک و غیره) و مقایسهٔ مکاتب مختلف تاریخ شفاهی (برای مثال رویکرد آلمانی تجربهنگارانه در برابر رویکرد انگلوساکسون) در این مجله مطرح شده است. چنین تبادلهای روششناختی از BIOS مجلهای ساخته که نه فقط نتایج پژوهشها بلکه شیوهٔ انجام آنها را به اشتراک میگذارد و در ارتقای مهارتهای پژوهشگران جوان نقش دارد.
-
اخلاق مصاحبه و مسائل حساس تاریخ شفاهی: BIOS به دلیل پرداختن به موضوعات دشوار تاریخی (از قبیل خاطرات دوران نازی، جنگ، هولوکاست، دیکتاتوریها) به جنبههای اخلاقی کار تاریخ شفاهی نیز توجه ویژه داشته است. پرسشهایی همچون «چگونه با راویانِ آسیبدیده مصاحبه کنیم؟»، «مرزهای میان همدلی و مشارکت مصاحبهگر کجاست؟»، «آیا مورخ شفاهی باید روایتهای کذب یا تحریفشده را تصحیح کند یا تنها گوش کند؟» بارها در مقالات یا گفتگوهای BIOS مطرح شدهاند. برای نمونه، در دهه ۱۹۹۰ دانیل بر-اون (Dan Bar-On) روانشناس اسراییلی، مطالعهای پیشگامانه درباره گفتگو با فرزندان مرتکبان هولوکاست انجام داد که بخشی از یافتههای خود را در BIOS منتشر کرد. مقالهٔ او درباره مصاحبه با یک پزشک بازمانده از اساس و پسرش، از یک سو روش مصاحبهٔ رودررو با «دیگریِ اخلاقی» (یعنی فردی از جانب مرتکبان) را توصیف میکرد و از سوی دیگر چالشهای اخلاقی شکستن سکوت، مواجهه با احساس گناه نسلها و بازنمایی رنج و خشونت در کلام را تحلیل مینمود. BIOS با چاپ چنین تحقیقاتی فضای بحث درباره مسئولیت مصاحبهگر در برابر روایتهای دردناک را فراهم کرد. همچنین موضوعاتی مانند حفظ حریم خصوصی راویان، کسب رضایت آگاهانه پیش از ضبط و انتشار روایتها، و نحوه آرشیوسازی امن و اخلاقی مصاحبههای حساس (مثلاً روایتهای قربانیان خشونت) جزو مضامین مورد تأکید در مقالات و دستورالعملهای منتشره در مجله بوده است.
-
حافظه جمعی و فرهنگ یادمانها: از دیگر محورهای نظری BIOS بررسی پدیدهٔ حافظه (Memory) در سطوح فردی و جمعی است. بسیاری از مقالات مجله به این پرسش بنیادی پرداختهاند که «انسانها چگونه گذشته را به یاد میآورند و بازگو میکنند؟». برای مثال، در یک شماره ویژه در اوایل دهه ۲۰۱۰ میلادی، موضوع «زندگینامه و فراموشی» مطرح شد که طی آن نویسندگان به مفهوم «فراموشی فعال» در روایتهای شخصی و تاریخنگاری شفاهی پرداختند. این مقالات نشان میداد که نه تنها آنچه گفته میشود، بلکه آنچه عمداً یا ناخودآگاه ناگفته میماند نیز بخش مهمی از حافظه تاریخی است. BIOS از طریق چاپ پژوهشهایی درباره نحوه خاطرهپردازی از جنگ جهانی دوم در خانوادههای آلمانی (کارهای هارالد وِلزر و دیگران)، خاطرات بازماندگان اردوگاههای کار اجباری، یا روایتهای نسلهای پس از جنگ، به تحلیل سازوکارهای شکلگیری حافظه جمعی کمک کرده است. نظریهپردازانی نظیر یان آسمن یا موریس هالبواکس درباره حافظه جمعی، گرچه مستقیم در BIOS مقاله نداشتند، اما آثارشان مبنای بسیاری از بحثهای مطرحشده در مجله بوده است. برای نمونه، BIOS میزبان گفتوگوهایی در باب «چهگونه خاطرات فردی تبدیل به حافظه جمعی میشود؟» یا «نقش رسانه و روایت رسمی در جهتدهی به خاطرات شخصی» بوده است. همچنین چندین مقاله به تحلیل فرهنگ یادبودها و روایتهای عمومی (مانند موزههای خاطره، مراسم بزرگداشت یا تاریخ شفاهی در فضای عمومی) اختصاص یافته که پیوند تاریخ شفاهی آکادمیک را با حافظه عمومی نشان میدهد.
-
مطالعات تطبیقی و بینالمللی: یکی از نقاط قوت BIOS، بازتاب دادن تجربههای تاریخ شفاهی در کشورهای مختلف و ایجاد گفتگو میان آنهاست. چنانکه اشاره شد، در سال ۱۹۹۰ مجله یک شماره ویژه درباره تاریخ شفاهی در جهان منتشر کرد که گزارشهای مفصلی از پیشرفت این حوزه در کشورهایی چون آمریکا، کانادا، بریتانیا، ایتالیا و حتی برخی کشورهای اروپای شرقی (پیش از فروپاشی بلوک شرق) در آن گردآوری شده بود. این سنت بعدها نیز ادامه یافت؛ BIOS مقالات متعددی از پژوهشگران بینالمللی چاپ کرده یا پروندههای ویژهای به موضوعات فراملی اختصاص داده است. برای مثال، موضوع «خاطرات صنعتی (Post-Industrial Memories)» در سال ۲۰۱۸ جنبههای تاریخ شفاهی مرتبط با دگرگونیهای ساختاری صنایع را در مناطق مختلف (از آلمان تا سایر کشورهای اروپایی) بررسی نمود. همچنین در شمارههای گوناگون، میتوان مقالاتی درباره تاریخ شفاهی در امریکای لاتین، خاطرات پس از فروپاشی شوروی در اروپای شرقی، و یا زندگینامهپژوهی مهاجران در جوامع چندفرهنگی را یافت. این رویکرد تطبیقی و بینفرهنگی باعث شده که BIOS فراتر از مرزهای آلمان مخاطب داشته باشد و پژوهشگران غیربومی نیز از محتوای آن بهره ببرند. هرچند زبان اصلی مقالات آلمانی است، اما چکیده انگلیسی و گاه مقالههای مهمی به انگلیسی (مانند مصاحبههای تخصصی با چهرههای بینالمللی در حوزه روشهای کیفی) منتشر شده که به افزایش دید جهانی مجله کمک کرده است.
-
تحلیل کمی زندگینامهها و ترکیب روشها: با افزودن «تحلیل مسیر زندگی» به عنوان یکی از حوزههای مجله (از ۲۰۰۱ به بعد)، BIOS بستری برای بحث درباره پیوند روشهای کمی و کیفی در مطالعه سرگذشت افراد شد. برخی مقالات به دادههای پیمایشهای طولی و آماری در کنار روایتهای کیفی پرداختهاند. برای مثال، موضوعهایی مانند الگوهای اشتغال و تشکیل خانواده در پنج نسل یا تحرک اجتماعی و تغییرات زندگینامهای به کمک روشهای آماری بررسی و سپس با مصاحبههای زندگینامهای مقایسه شدهاند. این مجله از انتشار آثاری که روشهای مختلط (Mixed Methods) را در زندگینامهپژوهی بهکار میگیرند استقبال کرده است. در یک نمونه، آرمین ناسهی (جامعهشناس نظری) در سال ۱۹۹۴ مقالهای در BIOS نوشت با عنوان «صورتبندی زندگینامه: تاملی نظری با هدف روششناختی» که در آن از دیدگاه نظریه سیستمها (نیکلاس لومان) مفهوم زندگینامه را بازاندیشی و پیشنهاد کرد میتوان زندگی فرد را همچون یک سیستم خودپویا در نظر گرفت. این ایدههای نظری بعدها در تحقیقات تجربی به آزمون گذاشته شدند و BIOS محفلی بود که این چرخهٔ نظریهپردازی-آزمون را منعکس کرد.
به طور خلاصه، محورهای نظری و روششناختی در BIOS بسیار متنوع اما همگی در راستای فهم عمیقتر چگونگی شکلگیری، بیان و تحلیل روایتهای زندگی انسانی بودهاند. مجله از یک سو مباحث انتزاعی فلسفی و نظری (درباره ماهیت روایت، هویت و حافظه) را پوشش داده و از سوی دیگر دستورالعملهای عملی و تجربههای میدانی مورخان شفاهی را منتشر کرده است. همین جامعیت سبب شده که BIOS در شکلدهی به گفتمان علمی زندگینامهپژوهی نقش محوری داشته باشد.
مقالات و پروندههای شاخص در BIOS
در این بخش، هشت نمونه از مقالات یا شمارههای ویژه برجسته مجله BIOS معرفی و تحلیل میشوند. این نمونهها بر اساس اهمیت تأثیرگذاریشان انتخاب شدهاند و هر یک نمایانگر جنبهای از دستاوردهای علمی مجله در طول سالها هستند:
-
«The History of Oral History – Development, Present State, and Future Prospects» (پرونده ویژه ۱۹۹۰، شمارهٔ مخصوص) – مسئله محوری: ارائهی گزارشی جامع از وضعیت تاریخ شفاهی در کشورهای مختلف دنیا و چالشهای پیشروی آن. این پرونده ویژه که توسط کارین هارتویگ و وولف هالباخ ویرایش شد، شامل مقالههایی از پژوهشگران کشورهایی همچون آمریکا، بریتانیا، فرانسه، ایتالیا و حتی اتحاد جماهیر شوروی بود. روش: روش این مجموعه، مرور تطبیقی (Comparative Review) و گزارشهای ملی بود؛ هر نویسنده تاریخچهٔ شکلگیری تاریخ شفاهی در کشور خود، پروژههای عمده، روشها و مشکلات را شرح داده بود. اهمیت: این پرونده نخستین تلاش سازمانیافته در زبان آلمانی برای مقایسهٔ تجارب جهانی تاریخ شفاهی محسوب میشود. در زمانی که ارتباطات بین شرق و غرب اروپا تازه برقرار شده بود، BIOS با این ویژهنامه بستری برای تبادل دانش بینالمللی فراهم کرد. بسیاری از خوانندگان آلمانی برای اولینبار با نام سازمانها و انجمنهای تاریخ شفاهی دنیا و رویکردهای متفاوت (مثلاً تاریخ شفاهی فمینیستی در آمریکا یا پروژههای کشاورزان در شوروی) آشنا شدند. این شماره به محققان کمک کرد جایگاه کار خود را در چشماندازی جهانی ببینند و ایدههای تازهای برای آیندهٔ تاریخ شفاهی بگیرند.
-
«Der lange Schatten. Widerspruchsvolle Erinnerungen an den Zweiten Weltkrieg…» (پرونده ویژه ۱۹۹۳) – مسئله محوری: بررسی خاطرات متناقض از جنگ جهانی دوم و دوره پس از آن در اروپای مرکزی (بهویژه آلمان و همسایگان). این ویژهنامه به سردبیری کارین هارتویگ تهیه شد و بر روایتهای شخصی شهروندان معمولی از جنگ و پیامدهایش تمرکز داشت. روش: مقالات عمدتاً بر پایهٔ مصاحبههای تاریخ شفاهی با افراد مسن (شاهدان جنگ)، خاطرات مکتوب و اسناد شخصی نوشته شدند. هر مقاله جنبهای از خاطره جمعی جنگ را نشان میداد؛ از خاطرات متناقض غیرنظامیان آلمانی (که هم قربانی بمباران شدند و هم شاهد جنایات رژیم بودند) تا یادمانهای کشورهای چک، لهستان و اتحاد جماهیر که در آنها روایت جنگ تفاوت داشت. اهمیت: «سایه بلند» یکی از نخستین تلاشها برای مواجههٔ بیواسطه با میراث دشوار جنگ در خاطرات مردم بود. مقالات این شماره نشان دادند که یادآوری جنگ تا چه حد وابسته به زمینههای ملی و گفتمانهای پساجنگ است. همچنین برای خوانندگان روشن ساختند که خاطرهٔ تاریخی یکنواخت نیست؛ بلکه آمیزهای است از سکوتها، توجیهها، افتخارها و شرمهای جمعی. این پرونده به لحاظ اخلاقی نیز حائز اهمیت بود زیرا پرسش «چهطور میتوان خاطرات متضاد بازماندگان و حتی عاملان را در کنار هم تحلیل کرد؟» را مطرح نمود. تأثیر این ویژهنامه فراتر از دانشگاه بود و در مباحث عمومی دهه ۱۹۹۰ آلمان درباره گذشتهٔ نازیها نیز بازتاب یافت.
-
«Biographie und Technikgeschichte» (پرونده ویژه ۱۹۹۸) – مسئله محوری: پیوند میان تاریخ فناوری و سرگذشتهای شخصی انسانها. این شماره ویژه که توسط ویلهلم فیسل و اشتفان ایتنر ویرایش شد، مقولهای نامعمول را مطرح کرد: اینکه تاریخ اختراعات و صنعت را میتوان از دریچه روایتهای زندگی بررسی کرد. روش: در این پرونده چند مطالعه موردی آمده بود؛ مثلاً زندگینامه یک مهندس برق بلندپایه، خاطرات یک تکنسین قدیمی راهآهن، و تاریخ شفاهی کارگران یک کارخانه قدیمی. روش کار، مصاحبه عمیق با این افراد و تطبیق روایتهایشان با اسناد تاریخی صنعت مربوطه بود. اهمیت: این شماره نشان داد حوزه زندگینامهپژوهی ظرفیت دارد که به تاریخ فناوری – که معمولاً با اعداد و پروژههای فنی شناخته میشود – روح انسانی بدهد. نتایج مقالات حاکی از آن بود که فناوری تنها در خلاء پیش نمیرود، بلکه با زندگی و هویت افراد گره میخورد. برای مثال، مهندسان بخشی از هویت خود را در پروژههای فنی مییابند و شکستها یا موفقیتهای صنعتی در خاطرات شخصیشان بهصورت نقاط عطف زندگی جلوهگر میشود. انتشار این ویژهنامه در BIOS نشانهای از گسترهی موضوعاتی بود که مجله پوشش میدهد و جسارت آن در ورود به عرصههای جدید. پس از آن، موضوعاتی مثل «زندگینامه دانشمندان» یا «تاریخ شفاهی محیط کار و صنعت» بیش از پیش مورد توجه محققان قرار گرفت که میتوان گفت BIOS در این روند پیشقدم بوده است.
-
«Moral und unterschwelliges Streben nach Macht – Interview mit einem KZ-Arzt und seinem Sohn» (مقاله، ۱۹۸۸، جلد ۱ شمارهٔ ۲) – نوشتهٔ Dan Bar-On. مسئله محوری: واکاوی روانشناختی و اخلاقی گفتگو با یکی از پزشکان نازی در اردوگاه کار اجباری (KZ) و فرزند او درباره گذشتهشان. پرسش اصلی مقاله این بود که چطور یک پدر (که جزو عاملان نظام بوده) و پسرش روایت زندگیشان را پیرامون آن گذشته تلخ شکل میدهند و چه مکانیزمهای روانی در توجیه یا تصدیق آن نقش دارد. روش: بار-اون از روش مصاحبه عمیق نیمهساختیافته استفاده کرده و گفتگوهای طولانی با هر دو نفر انجام داده است. او سپس به شیوه تحلیل کیفی روانشناختی (با کمک نظریاتی در باب انتقال گناه به نسل بعد) متن مصاحبهها را تفسیر میکند. اهمیت: این مقاله یکی از نخستین موارد در BIOS بود که بهطور مستقیم به موضوع فرزندان مرتکبان هولوکاست پرداخت. نتایج نشان میداد که پدر (پزشک سابق اردوگاه) طی سالها با نوعی “اخلاق متناقض” زیسته که در آن جنبههای دهشتناک اعمالش را به حاشیه برده و برای خود هویتی عادی ساخته است؛ در حالی که پسر با دیوار سکوت دولایه بزرگ شده و برای کنارآمدن با سایه آن گذشته، راهکارهایی دفاعی نظیر انکار نسبی یا عادیانگاری بهکار برده. مقاله بار-اون از این جهت مهم است که چالش مواجههٔ صادقانه با گذشتهٔ خشونتبار در یک خانواده را آشکار کرد. چاپ این مقاله در BIOS پژواکی بینالمللی داشت و بعدها در آثار متعدد به آن ارجاع شد. همچنین این کار نمونهای الهامبخش برای پژوهشگران تاریخ شفاهی شد که وارد حوزههای دشوار مشابه شوند (مثلاً گفتگو با نسلهای بعد در جوامعی که والدینشان در خشونتهای جمعی نقش داشتهاند).
-
«Das gebrochene Schweigen – Lebensgeschichten von Überlebenden des jüdischen Proletariats in Amsterdam» (مقاله، ۱۹۸۸، جلد ۱ شمارهٔ ۲) – نوشتهٔ Selma Leydesdorff. مسئله محوری: «سکوت شکستهشده» درباره زندگی یهودیان طبقه کارگر آمستردام که هولوکاست را پشت سر گذاشتهاند. این مقاله روایتگر سرگذشت زنان و مردانی از قشر کارگری یهودی در هلند است که از نسلکشی جان بهدر بردند و سپس مهاجرت کرده یا در جامعه پساجنگ زندگی ساختند. سؤال اصلی: آنان چگونه تجربههای دهشتناک را به زبان میآورند و چه زمانی سکوت خود را شکستند؟ روش: سلما لیدزدرف که خود از پیشگامان تاریخ شفاهی فمینیستی است، با دهها نفر از بازماندگان مصاحبه کرد. او بهویژه بر «شکافهای خاطره» و «لحظههای برونریزی عاطفی در مصاحبه» تمرکز نمود. روایتهای گردآوریشده را با دیدگاه انسانشناختی تحلیل کرد تا نشان دهد فرهنگ و طبقه اجتماعی چگونه بر شیوه روایت تأثیر میگذارند (مثلاً افراد طبقه کارگر ممکن است زبان متفاوتی برای بیان رنج داشته باشند). اهمیت: این مقاله از نخستین مواردی بود که BIOS صدای زنان و مردان معمولی بازماندهٔ هولوکاست را منعکس میکرد، نه نخبگان یا چهرههای مشهور. عنوان «سکوت شکستهشده» اشاره به این داشت که بسیاری از این بازماندگان دهها سال سکوت اختیار کرده بودند و تنها تحت شرایط خاص (مثل پیر شدن و احساس وظیفهٔ گفتن به نسل جدید) لب به سخن گشودند. یافته مهم لیدزدرف این بود که روایت این افراد پر از گریز زدنها، لحظات فروپاشی احساسی و دوباره جمع کردن خود است؛ گویی داستانی خطی و منسجم از زندگی پیش و پس از جنگ ناممکن است. این مقاله از لحاظ روششناختی هم تاثیرگذار بود، چرا که نشان داد مصاحبهگر با صبر و ایجاد اعتماد میتواند به اعماق سکوتهای طولانی راه یابد. همچنین مفهوم «صفحهی خاطراتِ ناخوانده» یا «غربال نوستالژی» که لیدزدرف مطرح کرد (اینکه برخی خاطرات ناخوشایند تنها در لفافهای از نوستالژی بیان میشوند) بعدها در مطالعات حافظه بسیار بهکار گرفته شد.
-
«Die biographische Illusion» (مقاله، ۱۹۹۰، جلد ۳ شمارهٔ 1) – نوشتهٔ Pierre Bourdieu (ترجمهشده به آلمانی). مسئله محوری: نقد انگارهٔ رایج که زندگی هر فرد را چون روایتی معنادار و از پیشترسیمشده تلقی میکند. بوردیو در این مقاله استدلال میکند چیزی که ما به عنوان «زندگینامه» میفهمیم تا حد زیادی محصول بازسازی پسینی و ساختارهای زبانی و اجتماعی است، نه صرفاً انعکاس واقعیت زندگی. روش: این یک مقاله نظری-مفهومی است. بوردیو با روش تحلیل گفتمان و رویکرد جامعهشناختی خود، مفهوم زندگینامه را کالبدشکافی میکند و نشان میدهد چگونه مصاحبهگر و مصاحبهشونده در تولید روایتی پیوسته همکاری میکنند، در حالی که زندگی واقعی پر از گسستها و تغییر مسیرهای پیشبینینشده است. اهمیت: چاپ این مقاله در BIOS یک نقطه عطف بود، زیرا گفتمان انتقادی درباره ماهیت روایتهای زندگینامهای را وارد فضای فکری آلمانیزبان کرد. پیرامون این مقاله در همان شماره، BIOS دو واکنش چاپ کرد: یکی از اِکارت لیباؤ که خوانشی بر ایده بوردیو ارائه داد و دیگری از لوتر نیتهامر که به نحوی دیدگاه بوردیو را در زمینه تحقیقات زندگینامهای آلمان به بحث گذاشت. مجموعه این بحثها سبب شد محققان متوجه شوند که زندگینامه صرفاً یک متن معصوم نیست، بلکه برساختهای است که توسط نیروهای اجتماعی (مانند انتظارات فرهنگی از یک “زندگی موفق” یا الگوهای ازپیشآموخته روایت) شکل میگیرد. این خودآگاهی نظری بعداً در بسیاری از پروژههای مصاحبه اعمال شد؛ یعنی پژوهشگران در تحلیل مصاحبهها به «چگونه روایت شدن» و «چه چیز ناگفته ماندن» به اندازه «چه گفتن» توجه کردند. به علاوه، این مقاله به واسطه BIOS دسترسپذیرتر شد و در برنامه درسی دورههای روش تحقیق کیفی در دانشگاههای آلمان جا باز کرد.
-
«Erzählbarkeit, biographische Notwendigkeit und soziale Funktion von Kriegserzählungen» (مقاله، ۱۹۹۳، شمارهٔ ویژه) – نوشتهٔ Gabriele Rosenthal. مسئله محوری: مطالعهٔ «قابلیت روایت» و «ضرورت زندگینامهای» در ارتباط با خاطرات جنگ جهانی دوم در میان افراد عادی آلمانی. به عبارت دیگر، چه بخشهایی از تجربه جنگ بهآسانی بازگو میشود و کدام بخشها برای راویان تقریباً ناگفتنی یا بسیار دشوار برای بیان هستند؟ روش: رزنثال – که از برجستهترین روششناسان مصاحبه بیوگرافیک است – صدها مصاحبهٔ تاریخ شفاهی با کهنهسربازان، غیرنظامیان تجربهگر جنگ و اعضای نسل دوم انجام داده بود. او با روش تحلیل مقایسهای چندگامی خاص خود (روش بازسازی روایت زندگی) ابتدا هر روایت را به صورت موردی تحلیل کرده، سپس الگوهای مشترک را استخراج نموده است. اهمیت: این مقاله مفهومهای مهمی را معرفی کرد: اول “Erzählbarkeit” (روایتپذیری) یعنی حد و حدودی که یک واقعه قابلیت تبدیل شدن به روایت روان دارد. رزنثال نشان داد برخی تجربیات (مثل لحظههای اوج خشونت یا ترومای شدید) در روایتهای افراد یا حذف میشوند یا با تعابیری کلی و گذرا جایگزین میگردند؛ گویی افراد فقط بخشهای قابلتحملتر را “بهراحتی و با میل” تعریف میکنند و بقیه را پنهان یا مبهم میگذارند. دوم “ضرورت بیوگرافیک”: او توضیح داد که برای بسیاری از راویان سالخورده، روایت کردن جنگ از نظر روانی یک ضرورت شده بود تا زندگیشان را به شکل معنامندی جمعبندی کنند؛ بهخصوص برای کسانی که عمری سکوت کرده بودند، در دوران پیری احساس وظیفه به گفتن حقیقت به نسل بعدی به وجود آمده بود. همچنین مقاله به «کارکرد اجتماعی خاطرات جنگ» پرداخت؛ اینکه تعریفهای خاصی از جنگ (مثلاً روایتهایی که خود را قربانی قحطی نشان میدهند یا بر قهرمانی تأکید دارند) چه کارکردی در جامعه پساجنگ داشتهاند. این اثر رزنثال از مهمترین منابع در زمینه مطالعات حافظه جنگ شد و نشان داد تاریخ شفاهی میتواند به لایههای پنهانتر حافظه جمعی نفوذ کند. BIOS با انتشار این مقاله و مقالات مکمل آن شماره (که یک ویژهنامه درباره جنگ و خاطره بود) گفتمان تازهای درباره سکوت و بیان در خاطرات جنگ ایجاد کرد که تا امروز هم ادامه دارد.
-
«Zur narrativen Konstruktion von Vergangenheit – eine exemplarische Analyse eines Gruppengesprächs über die NS-Zeit» (مقاله، ۱۹۹۶، جلد ۹ شمارهٔ ۱) – نوشتهٔ Jürgen Straub. مسئله محوری: چگونگی سازهبندی گذشته در یک گفتگوی جمعی؛ مورد مطالعه، یک جلسه گفتگوی گروهی میان چند فرد بزرگسال درباره دوران رایش سوم (دوران نازیها) است. اشتراوب میپرسد اعضای یک گروه در خلال تعریف خاطرات مشترک از گذشته چگونه با کمک روایت، گذشته را بازسازی و فهمپذیر میکنند و چه عناصر داستانی یا ذهنی وارد این بازسازی میشود. روش: روش او تحلیل روایتمحور گفتگو بود. او یک گفتگوی ضبطشده واقعی میان چند همکار یا دوست درباره «خاطرات ۵۰ سال پس از جنگ» را پیادهسازی و با دقت کدگذاری کرد. سپس بهکمک نظریههای روایت (مثلاً دستهبندیهای هایدن وایت درباره قالبهای روایت تاریخی: رمانتیک، تراژیک، کمیک، هجوآمیز) و مفاهیم روانشناختی (مثل مکانیزمهای دفاعی جمعی)، لایههای مختلف گفتگو را تحلیل کرد. اهمیت: این مقاله به شیوهای بدیع نشان داد که حافظهٔ جمعی در عمل و در زمان حال ساخته میشود، نه اینکه صرفاً انتقال passive خاطرات گذشته باشد. یافته مهم اشتراوب این بود که افراد در گروه گرایش دارند روایتهای یکدیگر را تکمیل یا اصلاح کنند تا در نهایت به یک داستان جمعی قابل قبول برسند؛ برای مثال، اگر یکی از شرکتکنندگان یک خاطره نوستالژیک و شاید نادرست از دوره نازی بیان کند، دیگری با کنایه یا ارائه اطلاعات تاریخی آن را به چالش میکشد و گروه ممکن است با خنده یا سکوت به نتیجهای ضمنی برسد. بنابراین، گفتگو به مثابه صحنهٔ “مذاکره حافظه” عمل میکند. اشتراوب همچنین نشان داد عناصر ادبی نظیر کنایه و طنز چگونه در روایتهای شفاهی گذشته بهکار میروند تا واقعیتهای تلخ را قابل پذیرشتر کنند یا برعکس، روایتهای خودستایانه را خنثی سازند. این مقاله نمونهای زیبا از تلفیق تئوری روایت و دادههای تاریخ شفاهی بود و ارزش آن در این است که فرایند شکلگیری خاطرات جمعی را زنده و پویا به تصویر کشید. در نتیجه، محققان تاریخ شفاهی را متوجه کرد که مصاحبه یا گفتگو تنها ابزار گردآوری داده نیست، بلکه فرآیندی است که در آن معنا تولید میشود و تحلیل همان فرآیند به اندازه خود خاطرات مهم است.
-
«30 Jahre BIOS – Ein Reader mit Beiträgen zum Wiederlesen» (شمارهٔ ویژه، ۲۰۱۹، جلد ۳۲ شمارهٔ ۱–۲) – مسئله محوری: این شمارهٔ دوگانه به مناسبت سیسالگی مجله BIOS منتشر شد و به نوعی یک مرور تاریخی و گزیدهٔ برترین مقالات سه دهه مجله است. روش/محتوا: سردبیران وقت (بتینا داوزین، یوهانس هوینینک، آلموت له، الکساندر فون پلاتو) در یک مقدمه مبسوط به بازخوانی تاریخ مجله پرداختند و روند تحول موضوعات و رویکردهای آن را تشریح کردند. سپس در این Reader، بیش از ۱۵ مقاله برگزیده از سالهای ۱۹۸۸ تا ۲۰۱۸ بازنشر شدند. این مقالات شامل نمونههایی بودند که در بالا هم به برخی اشاره شد؛ از جمله: «توهم زندگینامهای» بوردیو (۱۹۹۰)، مقاله دان بار-اون (۱۹۸۸)، مقاله سلما لیدزدرف (۱۹۸۸)، مقاله کلاسیک پیر بوردیو همراه با تفسیرهایش، مطالعات مهم لوتز نیتهامر در باب حافظهٔ کارگران، مقاله دانیل برتو و ایزابل برتو-ویام درباره روششناسی تاریخ خانواده (۱۹۸۸)، پژوهشهای گابریله رزنثال (دهه ۱۹۹۰)، تحلیل هانس کریستف کولر در باب خودسازی تربیتی، مقاله مونیکا وولراب-ساهر درباره تغییرات دین و هویت، و نوشتههایی از مارک روزمن (تاریخنگار بریتانیایی) درباره روایتهای یهودیان پنهانشده در جنگ. اهمیت: این شماره در حقیقت یک آینه در برابر BIOS بود تا جایگاه و میراث خود را مشاهده کند. برای محققان جدیدتر، این Reader منبعی عالی فراهم کرد تا بدون جستجوی شمارههای پراکنده، مجموعهای از بهترین و مهمترین مقالات تاریخ مجله را یکجا مطالعه کنند. مقدمه سیسالگی به صراحت نقاط قوت و مسیر طیشده را بررسی کرد؛ از جمله تأکید کرد که BIOS همواره به هدف اولیه خود یعنی «ایجاد پلی میان رشتهها و کشورها برای مطالعه اسناد زندگی بشر» وفادار مانده است. همچنین این جمعبندی به چالشهای جدید اشاره داشت؛ مثلاً نیاز به پرداختن به رسانههای نوین در زندگینامهپژوهی یا لزوم حمایت از پژوهشگران جوان در این حوزه. از منظر تاریخی، این شماره نشان داد که BIOS چگونه از یک ایده در اواخر دهه ۱۹۸۰ به یک نهاد فکری پخته در اواخر دهه ۲۰۱۰ بدل شده است. بنابراین، اهمیت آن نه فقط در بازنشر مقالات کلاسیک، بلکه در مستندسازی سیر تکامل یک شاخه علمی است که BIOS خود جزئی جداییناپذیر از آن بوده است.
ارزیابی انتقادی و جایگاه کنونی مجله
نقاط قوت و تأثیرگذاری: مجله BIOS را میتوان بیاغراق یکی از پایههای اصلی گفتمان تاریخ شفاهی و زندگینامهپژوهی در دنیای آلمانیزبان دانست. تداوم انتشار آن برای نزدیک به چهار دهه نشاندهندهٔ ثبات و نیاز مداوم جامعه علمی به چنین بستری است. از مهمترین نقاط قوت آن میانرشتهای بودن واقعی است؛ به این معنی که در عمل نویسندگان و مخاطبان مجله از رشتههای گوناگون گرد هم آمدهاند و این تنوع به غنای مباحث کمک کرده است. BIOS موفق شده نظریه و عمل را به هم پیوند دهد: هم مقالههای نظری سطحبالا (مثلاً آثار بوردیو، کولر، ناسهی و دیگر نظریهپردازان) در آن منتشر شده و هم گزارشهای میدانی و نتایج پژوهشهای تجربی (مصاحبهها، مطالعات موردی) چاپ گردیده است. این ترکیب باعث شده خوانندگان مجله ضمن آشنایی با چارچوبهای مفهومی جدید، با نمونههای عینی کاربرد آن مفاهیم نیز آشنا شوند. BIOS همچنین در بینالمللیسازی تاریخ شفاهی آلمان نقش داشته است. همواره خلاصه مقالات به انگلیسی ترجمه شده و برخی شمارهها موضوعاتی را انتخاب کردهاند که برای مخاطبان بیرون از آلمان نیز جذاب است. علاوه بر این، حضور نویسندگان بینالمللی و طرح پروژههای خارجی در مجله، موجب تعامل فکری فرامرزی شده است (مثلاً همکاریهای مشترک با انجمن بینالمللی تاریخ شفاهی IOHA یا شبکه تاریخ شفاهی اروپا در برنامه کنفرانسهای ESSHC). در بعد روششناسی و اخلاق پژوهش، BIOS با طرح مباحث چالشی (مثل موارد اخلاقی مصاحبهها، یا نقد روشهای خود پژوهشگران) به تعالی معیارهای پژوهش در این حوزه کمک کرده است. بسیاری از پژوهشگران جوان آلمانی، اولین آشناییشان با موضوعات تاریخ شفاهی از طریق مطالعه BIOS در دوره تحصیلات تکمیلی شکل گرفته و این مجله نسلی را تربیت کرده که اکنون خود جزو محققان این حوزه هستند.
محدودیتها و نقدهای احتمالی: با وجود نقاط قوت، BIOS نیز با پارهای محدودیتها مواجه بوده است. نخستین محدودیت، زبان انتشار است. هرچند تلاشهایی برای جذب مخاطب غیرآلمانی شده، اما واقعیت آن است که بخش عمده مقالات به زبان آلمانی است و این امر دامنه تأثیرگذاری مستقیم مجله را در سطح بینالمللی کاهش داده است. در دنیای علم که زبان انگلیسی غالب است، BIOS عمدتاً مخاطبان آلمانیزبان (در خود آلمان، اتریش و سوئیس) و تعداد محدودی خواننده مسلط به آلمانی در دیگر کشورها داشته است. برخی منتقدان ممکن است استدلال کنند که این وضعیت باعث شده ایدههای طرحشده در BIOS به میزان کمتری در ادبیات جهانی تاریخ شفاهی حضور داشته باشند؛ گرچه بهواسطه ترجمهها و ارجاعهای ثانویه، بسیاری از این ایدهها نهایتاً راه خود را به آثار انگلیسیزبان هم باز کردهاند. محدودیت دیگر، تیراژ و گستره توزیع است. مجله در شمارگان نسبتاً کم (مطابق معمول مجلات علمی تخصصی) منتشر میشود و نسخههای چاپی آن عمدتاً در کتابخانههای دانشگاهی یا از طریق اشتراکهای دانشگاهها توزیع میگردد. این امر شاید در گذشته دسترسی عموم پژوهشگران مستقل را دشوارتر میکرد؛ البته اکنون با سیاست دسترسیآزاد بعد از دو سال، این مشکل تا حدی مرتفع شده است. از منظر محتوایی، میتوان پرسید آیا BIOS به همه جنبههای ممکن تاریخ شفاهی پرداخته یا بعضی حوزهها کمتر پوشش داده شدهاند؟ برای مثال، حوزههایی چون تاریخ شفاهی در آسیا یا آفریقا، یا مباحث نظری پستمدرن (که بیشتر در آمریکا و فرانسه اوج گرفتند) شاید حضور کمرنگتری در BIOS داشته باشند. این بیش از آنکه یک نقص باشد، بازتاب تمرکز منطقهای (اروپایی) مجله است.
در بررسی انتقادی، شاید مهمترین چالش پیشروی BIOS، بهروز ماندن در برابر تحولات سریع دنیای دیجیتال باشد. ظهور رسانههای اجتماعی، پادکستها، پروژههای تاریخ شفاهی دیجیتال و کلاندادهها در علوم اجتماعی، همگی زمینههایی هستند که پژوهش در آنها در حال رشد است. BIOS در سالهای اخیر نشانههای مثبتی از توجه به این موارد نشان داده (مثلاً شماره ۲۰۱۷ درباره علوم انسانی دیجیتال و زندگینامهپژوهی، یا انتشار گزارش پروژههایی که از هوش مصنوعی برای تحلیل احساسات در مصاحبهها بهره گرفتهاند)، اما گسترش این حوزهها نیازمند رویکردی فعالتر خواهد بود. نقد دیگری که گاه در مجامع غیررسمی مطرح میشود آن است که BIOS شاید برای خوانندگان غیرمتخصص کمی «بیش از حد علمی» و نظری باشد و نتواند مخاطبان گستردهتری در خارج از دانشگاه جذب کند. با این حال، از آنجا که هدف مجله یک نشریه دانشگاهی است، این امر را نمیتوان نقطه ضعف واقعی قلمداد کرد.
جایگاه کنونی: امروز (اواسط دهه ۲۰۲۰ میلادی) BIOS به سالهای پختگی خود رسیده و همچنان بهعنوان نشریهای معتبر در حوزه زندگینامهپژوهی و تاریخ شفاهی مطرح است. این مجله اکنون یکی از مراجع اصلی جامعه علمی آلمانیزبان در این زمینه است و اغلب مقالات تاریخ شفاهی به زبان آلمانی، حداقل یک ارجاع به BIOS در فهرست منابع خود دارند. هیئت تحریریه مجله اکنون ترکیبی از نسل پیشکسوت و پژوهشگران میانسال است و برای آینده نیز جذب سردبیران جوان در دستور کار قرار دارد. BIOS همچنان دو شماره در سال منتشر میکند و هر شماره یک موضوع محوری (Schwerpunkt) دارد که مقالات اصلی حول آن گرد آمدهاند، بهاضافه بخشی برای مقالات آزاد، نقد کتابها و گزارش رویدادها. این ساختار اجازه میدهد مجله هم به موضوعات نوظهور بپردازد (از طریق پروندههای ویژه) و هم فضای خود را برای موضوعات متنوع حفظ کند. حضور مجله در پایگاههای اطلاعاتی و شبکههای علمی تقویت شده و اکنون پژوهشگران میتوانند مقالات BIOS را بهصورت آنلاین (مثلاً از طریق پورتالهای دانشگاهی و Google Scholar) بیابند. همچنین BIOS با انجمن تاریخ شفاهی آلمان (Netzwerk Oral History) که در سال ۲۰۱۴ تأسیس شده همکاری دارد و اخبار و فراخوانهای مرتبط را پوشش میدهد. این تعامل نهادی باعث افزایش دیدهشدن مجله در میان متخصصان تاریخ معاصر و علوم اجتماعی شده است.
از لحاظ تأثیر اجتماعی، BIOS کماکان الهامبخش پروژههای تاریخ شفاهی خارج از دانشگاه نیز بوده است؛ بهطوری که بسیاری از طرحهای ثبت خاطرات محلی یا تاریخنگاری شفاهی در موزهها، از طریق مقالات BIOS با روشها و استانداردهای حرفهای آشنا شدهاند. مجله با حفظ کیفیت علمی توانسته اعتماد جامعه پژوهشی را نگه دارد و نقدهای سازندهای که در مقالات آن منتشر میشود به بهتر شدن کار همگان کمک کرده است. در مجموع، BIOS اکنون نشریهای است که گذشته پرافتخاری را پشتسر دارد و در حال تطبیق خود با نیازهای حال و آینده است. نقد صریح کمبود اطلاعات یا شفافیت درباره هر موضوعی نیز اگر وجود داشته باشد، در خود مجله مطرح شده و سردبیران تلاش کردهاند آن را منعکس کنند. به عنوان مثال، اگر اطلاعات کافی در زمینه یک رویکرد نظری جدید در دسترس نبوده، BIOS طی فراخوانهایی از پژوهشگران خواسته آن خلأ را پر کنند. همین رویکرد نقادانه درونی یکی از عوامل بقای مجله در سطح عالی علمی بوده است.
***
مرکز اسناد انقلاب اسلامی قم یادآور میشود همانگونه که «شعر گفتن پس از هولوکاست بربریت است»، سخنگفتنِ تنها از هولوکواست پس از جنایات گستردهی رژیم صهیونیستی علیه فلسطینیان نیز بربریت است.
همرسانی
مطالب مرتبط
جدیدترین مطالب
15 دیماه در گذر تاریخ








نظر شما