لشکرکشی به اقصانقاط عالم
مروری بر کتاب «آمریکا یورش میبرد: چگونه ما تقریباً با هر کشوری روی زمین وارد جنگ شده یا مداخلهی نظامی کردهایم«، نوشتهی کریستوفر کلی و استوارت لیکاک

اشاره.
آنچه در پی میآید مروری است بر کتاب «آمریکا یورش میبرد: چگونه ما تقریباً با هر کشوری روی زمین وارد جنگ شده یا مداخلهی نظامی کردهایم«، نوشتهی کریستوفر کلی و استوارت لیکاک؛ مشخصات انگلیسی اصل اثر چنین است:
Cristopher Kelly & Stuart Laycock, America Invades: How We've Invaded or been Militarily Involved with almost Every Country on Earth (2015)
***
لشکرکشی به اقصا نقاط عالم: تبارشناسی مداخلهگری نظامی آمریکا در تاریخ جهانی
در ادبیات سیاسی قرن بیستم و بیستویکم، واژگانی چون «هژمونی»، «پلیس جهانی» و «امپریالیسم» همواره با نام ایالات متحده گره خوردهاند. اما فراتر از این برچسبهای تئوریک، واقعیتِ روی زمین با زبان سرد و صلبِ «آمار» سخن میگوید. کتاب «آمریکا یورش میبرد: چگونه ما تقریباً با هر کشوری روی زمین وارد جنگ شده یا مداخلهی نظامی کردهایم» (America Invades: How We've Invaded or been Militarily Involved with almost Every Country on Earth) نوشتهی مشترک کریستوفر کلی و استوارت لِیکاک، اثری است تکاندهنده که باستانشناسیِ نظامیِ ایالات متحده را از بدو تأسیس تا به امروز هدف قرار داده است. این کتاب مدعی است که از میان ۱۹۳ کشور عضو سازمان ملل متحد، تنها تعدادی انگشتشمار (کمتر از ده کشور) از حضور یا مداخلهی مستقیم نظامی آمریکا در امان ماندهاند.
دربارهی نویسندگان: از تاریخنگاری تا تبارشناسی نظامی
کریستوفر کلی، فارغالتحصیل دانشگاه برکلی و تاریخنگاری مستقل است که با نگاهی نقادانه و در عین حال آماری به تاریخ نظامی مینگرد. او که پیشتر با نگارش کتابی مشابه دربارهی فتوحات بریتانیا (All the Countries We've Ever Invaded) به همراه استوارت لیکاک به شهرت رسیده بود، در این اثر تمرکز خود را بر زادگاهش، آمریکا، معطوف کرده است.
استوارت لِیکاک نیز پژوهشگر و نویسندهای بریتانیایی است که تخصصاش در استخراج حقایقِ پنهان از دل بایگانیهای تاریخی و تبدیل آنها به روایتهای روشنگر برای مخاطبان عام و متخصص است. همکاری این دو منجر به خلق سبکی شده است که آن را «تاریخنگاری جغرافیایی نظامی» مینامند؛ سبکی که به جای تمرکز بر یک دورهی زمانی خاص، کل سیاره را به عنوان میدان مطالعه برمیگزیند.
اهمیت و بازتابهای کتاب
کتاب «آمریکا یورش میبرد» پس از انتشار با استقبال گستردهای در رسانههای لیبرال و کنسرواتیو مواجه شد. نشریهی «هافینگتون پست» آن را «نقشهای جامع برای درک ابعاد قدرت سخت آمریکا» توصیف کرد و مجلهی تاریخ نظامی (Military History) دقتِ استنادهای آن را ستود. شخصیتهای برجستهای در حوزهی امنیت ملی، از جمله برخی از فرماندهان سابق ارتش آمریکا، اگرچه نسبت به واژهی «تهاجم» (Invade) گارد دفاعی داشتند، اما اصالت دادههای ارائه شده در کتاب را تأیید کردند. این کتاب نه به عنوان یک بیانیهی ضدآمریکایی، بلکه به عنوان یک «دایرةالمعارف مداخلات» شناخته میشود که ابعاد نفوذِ بازوی نظامی واشینگتن را فراتر از بمبافکنها و ناوها، به مستشاران و پایگاههای کوچک نیز بسط میدهد.
فهرست مطالب کتاب
- پیشگفتار: ما همهجا هستیم
- مقدمه: تعریفِ تهاجم و مداخله در قرن بیست و یکم
- بخش اول: از آلبانی تا زیمبابوه؛ فهرست الفبایی تهاجمها (بررسی مورد به مورد کشورها)
- بخش دوم: مداخلات فراموششده؛ جنگهای مرزی و عملیاتهای سری
- بخش سوم: میراثِ جنگ جهانی دوم و دورانِ جنگ سرد
- بخش چهارم: قرنِ آمریکایی و بیابانهای سوزان؛ خاورمیانه و آفریقا
- بخش پنجم: کشورهایی که هرگز به آنها یورش نبردهایم (فهرستِ نادرِ استثناها)
- نتیجهگیری: هزینهی امپراتوری بودن
سیر مطالب و روایت یکپارچهی کتاب
روایتِ کلی و لیکاک از یک پیشفرضِ تحریکآمیز آغاز میشود: «نبرد برای سرنوشتِ جهان در میدانهای مشقِ ارتش آمریکا رقم میخورد.» نویسندگان در این اثر از نظم زمانیِ خطی عدول کرده و به نفعِ نظمِ جغرافیایی-الفبایی، ساختاری «فرهنگنامهای» ایجاد کردهاند که خواننده را در یک سفرِ جهانیِ پرفشار همراهی میکند.
در مقدمه و فصول ابتدایی، نویسندگان پارادایمِ ذهنی مخاطب را به چالش میکشند. آنها استدلال میکنند که «تهاجم» صرفاً به معنایِ پیاده شدنِ تفنگداران دریایی در سواحلِ تِروآ نیست؛ بلکه استقرار پایگاههای شنود، پروازِ پهپادهای تهاجمی، مداخلاتِ مستشاری برای کودتا و یا حتی حمایتِ لوجستیکی از یکی از طرفینِ دعوا در یک جنگ داخلی، همگی ذیلِ چترِ «مداخلهی نظامی» تعریف میشوند.

در بخش اول و اصلی کتاب، نویسندگان با دقتی وسواسگونه به سراغ تکتک کشورهای جهان میروند. روایت از کشورهای اروپایی آغاز میشود؛ جایی که ردپای حضور نظامی آمریکا نه تنها در آزادیِ فرانسه و آلمان از چنگال فاشیسم، بلکه در مداخلاتِ دورانِ نبرد با کمونیسم در یونان و ایتالیا نیز دیده میشود. سیر مطالب نشان میدهد که چگونه آمریکا از یک قدرتِ منزوی در قرن نوزدهم، به قدرتی تبدیل شد که در دههی ۱۹۲۰ میلادی حتی به خاکِ روسیه (در جریان جنگ داخلیِ این کشور) لشکرکشی کرد.
در فصول مربوط به آمریکای لاتین و آفریقا، روایتِ کتاب تلختر و پیچیدهتر میشود. نویسندگان با بازخوانی پروندههای پاناما، نیکاراگوئه و شیلی، نشان میدهند که چگونه دکترینِ «حیاط خلوت» به آمریکا اجازه داد تا به کرات و به نامِ امنیتِ نیمکرهی غربی، حاکمیتِ ملی این کشورها را نقض کند. در بخش آفریقا، آنها به مداخلاتِ نوین در قالب نبرد با تروریسم پرداخته و نشان میدهند که چگونه ارتش آمریکا در کشورهایی که میان شهروندان عادی حتی نامشان غریب است، حضورِ عملیاتی دارد.
بخش پنجم کتاب، که شاید طنزآمیزترین و در عین حال روشنگرترین بخش اثر باشد، به کشورهایی میپردازد که آمریکا هرگز به آنها یورش نبرده است. فهرستِ این کشورها چنان کوتاه است (همچون آندورا، پاپوآ گینه نو و بوتان) که خود به تنهایی گویای ابعاد غولآسایِ مداخلهگری واشینگتن است. نویسندگان در این بخش با لحنی کنایهآمیز میگویند که شاید نوبتِ این کشورها هنوز نرسیده است یا اینکه اهمیتِ استراتژیک آنها به قدری ناچیز بوده که ارزشِ سوختِ یک تانک را نداشتهاند.
در نتیجهگیری و جمعبندی، «آمریکا یورش میبرد» از یک روایتِ آماری به یک تحلیلِ انتقادیِ کلان بدل میشود. نویسندگان هشدار میدهند که این حجم از حضورِ نظامی در جهان، اگرچه ممکن است در کوتاهمدت حافظ منافع ملی واشینگتن باشد، اما در بلندمدت منجر به «فرسودگیِ استراتژیک» و ایجادِ کینههای عمیقِ تاریخی در حافظهی ملل میشود. آنها معتقدند که آمریکا در تلهی «اعتیاد به مداخله» گرفتار شده است؛ جایی که هر بحرانِ جهانی تنها یک راهحل دارد: مداخلهی نظامی.
نقد و جمعبندی نهایی
کتابِ کریستوفر کلی و استوارت لیکاک، آیینهای است در برابرِ سیاستِ خارجی ایالات متحده. این اثر به جایِ غرق شدن در تئوریهای انتزاعیِ روابط بینالملل، با «مستنداتِ سخت» به مبارزه میطلبد. نویسندگان با سبکی رسمی و آکادمیک، اما با ضربآهنگی سریع، تصویری از یک «امپراتوریِ همیشهدرجنگ» ترسیم میکنند که برای حفظ بقایِ خود، ناگزیر از حضور در وجببهوجبِ خاکِ زمین است.
این کتاب نهتنها برای پژوهشگرانِ تاریخ نظامی و علوم سیاسی، بلکه برای هر کسی که میخواهد ریشهی بسیاری از خصومتهای کنونی در نقاط مختلف جهان را درک کند، یک «نقشهی راهِ» بیبدیل است. نویسندگان بهدرستی گوشزد میکنند که «مداخله» هرگز در یک نقطه به پایان نمیرسد، بلکه بذری است که صدمات یا ثمراتِ آن دههها بعد در سیاستِ بینالملل جوانه میزند. در نهایت، «آمریکا یورش میبرد» ما را با این پرسشِ سهمگین روبرو میکند: آیا جهان بدونِ حضورِ نظامیِ سنگینِ آمریکا امنتر خواهد بود یا در آشوب غرق خواهد شد؟ پاسخِ نویسندگان، لایهلایه و پیچیده است.
همرسانی
مطالب مرتبط
جدیدترین مطالب
15 دیماه در گذر تاریخ








نظر شما