چهرههای شاخص تاریخ شفاهی؛ ده: دتلف ی. ک. پویْکرت

مقدمه
دتلف ی. ک. پویْکرت (Detlev J. K. Peukert, ۱۹۵۰–۱۹۹۰) تاریخنگار اجتماعی آلمانی و از چهرههای اثرگذار در پیوند تاریخ شفاهی با مطالعات تاریخ معاصر است. او به عنوان پژوهشگری متعلق به نسل پس از ۱۹۶۸، نگاه تاریخنگاری را از روایت نخبگان به سوی تجربههای زیستهی مردم عادی سوق داد. اهمیت پویکرت در تاریخ شفاهی به دلیل تمرکز بر روایتهای «از پایین» (زندگی روزمرهی زیر سایهی رژیم نازی) و ثبت خاطرات فرودستان و قربانیان نازیسم است. آثار و ابتکارات او، چه در مقام مورخ دانشگاهی و چه بهعنوان مدیر پروژههای تاریخ شفاهی، نمایانگر تلاشی برای مستندسازی تاریخ اجتماعی و فرهنگی قرن بیستم از طریق صدای شاهدان عینی است. در این نوشته ابتدا زندگی علمی و مسیر شکلگیری فعالیتهای تاریخ شفاهی او بررسی میشود، سپس مهمترین آثار و پروژههایش معرفی شده و در ادامه، ارزیابی انتقادی از جایگاه و میراث او در حوزهی تاریخ شفاهی ارائه میگردد.
زندگی علمی و زمینهی شکلگیری رویکرد شفاهی
پویکرت در ۲۰ سپتامبر ۱۹۵۰ در یک خانوادهٔ کارگری در شهر گوترزلوی آلمان غربی متولد شد و در محیط اجتماعی معدنچیان رشد کرد. بسیاری از همکاران پدرش بهخاطر گرایشهای ضدفاشیستی در دورهٔ رایش سوم زندانی یا سرکوب شده بودند. این واقعیتها و خاطرات شنیدهشده از دوران نازی، حساسیت پویکرت جوان را نسبت به سرگذشت «بیصدا»ی مخالفان و قربانیان برانگیخت و بعدها جهتگیری پژوهشی او را به سوی تاریخ شفاهی و روایتهای حاشیهنشینان سوق داد.
وی از ۱۹۶۹ تحصیل تاریخ و ادبیات را در دانشگاه بوخوم آغاز کرد و همزمان در جنبشهای دانشجویی چپگرا فعال شد. پویکرت مدتی عضو حزب کمونیست آلمان بود اما در ۱۹۷۸ به دلیل دلسردی از جزماندیشی حزبی کنارهگیری کرد. نخستین تجربهٔ عملی او در تاریخنگاری «از پایین»، مشارکت در برپایی نمایشگاه مستندی دربارهٔ مقاومت ضدفاشیستی در منطقهٔ روهر (۱۹۷۵) بود که با استفاده از اسناد محلی و خاطرات بازماندگان تهیه شد. این پروژه تاریخ مبارزات کارگران علیه نازیسم را روشن کرد و پویکرت را بیش از پیش با شیوهٔ روایتگری تاریخی از زبان شاهدان عینی آشنا ساخت.
پویکرت در ۱۹۷۹ زیر نظر هانس مومزن رسالهٔ دکترای خود را دربارهٔ فعالیتهای مخفی حزب کمونیست در مناطق راین و روهر طی دوران هیتلر به پایان رساند. از ۱۹۷۸ بهعنوان دستیار پژوهشی لوتز نیتهمر (پیشگام تاریخ شفاهی آلمان) در دانشگاه اسن فعالیت میکرد و بهشدت تحتتأثیر یک پروژهٔ بزرگ تاریخ شفاهی آن مرکز قرار گرفت. این پروژه (معروف به «سرگذشت و فرهنگ اجتماعی در روهر ۱۹۳۰–۱۹۶۰») با گردآوری گستردهٔ خاطرات شفاهی کارگران و خانوادههایشان، تصویر زندهای از زندگی روزمرهٔ تودههای مردم در میانهٔ قرن بیستم ارائه میداد. همکاری نزدیک با نیتهمر و مشاهدهٔ قدرت روایتهای شفاهی در بازسازی تاریخ، نگرش روششناختی پویکرت را عمیقاً شکل داد.
پویکرت در سال ۱۹۸۴ با دفاع از رسالهٔ پسادکتری خود، به مرتبهٔ دانشیاری تاریخ نوین دست یافت. موضوع این پژوهش «سیاست جوانان و زندگی روزمرهٔ پسران طبقهٔ کارگر در جمهوری وایمار» بود که رویکرد میانرشتهای و اتکا به خاطرات و زندگینامههای شخصی در آن چشمگیر بود. برای این کار، پویکرت جایزهٔ علمی هاینتس مایر-لیبنیتس و نیز جایزهٔ فرهنگی شهر اِسِن را دریافت کرد.
در ۱۹۸۸ پویکرت به عنوان مدیر «پژوهشکدهی تاریخ ناسیونالسوسیالیسم» در هامبورگ منصوب شد و فصل تازهای از فعالیتهای او آغاز گردید. در سال ۱۹۸۹ به ابتکار او پروژهی بزرگ «زندگینامههای هامبورگ – کارگاه حافظه» (Hamburger Lebensläufe – Werkstatt der Erinnerung) راهاندازی شد که هدف آن گردآوری نظاممند روایتهای شفاهی نسلهایی بود که دوران نازیسم و جنگ جهانی دوم را تجربه کرده بودند – بهویژه بازماندگان سرکوبهای نازیسم و شاهدان مردمی وقایع جنگ. پویکرت بر این باور بود که بسیاری از ابعاد تاریخ اجتماعی (از مقاومتهای گمنام گرفته تا رنجهای روزمره در دوران جنگ) تنها از رهگذر ثبت چنین خاطرات شفاهی قابل بازسازی است.
زندگی علمی پویکرت در ۱۷ مه ۱۹۹۰ بر اثر بیماری به پایان رسید و تاریخنگاری آلمان یکی از نوآورترین چهرههای خود را در ۳۹ سالگی از دست داد. هرچند عمر پژوهشی او کوتاه بود، در همین مدت نقش مهمی در تثبیت تاریخ شفاهی و تاریخ زندگی روزمره در مطالعات تاریخی ایفا کرد.
آثار و پروژههای برجستهٔ تاریخ شفاهی
-
Ruhrarbeiter gegen den Faschismus. Dokumentation über den Widerstand im Ruhrgebiet 1933–1945 (۱۹۷۶): مستندی مکتوب بر اساس نمایشگاه ۱۹۷۵ که به مقاومت کارگران منطقهٔ صنعتی روهر در برابر رژیم نازی میپردازد. این اثر با گردآوری اسناد محلی، اعلامیهها و خاطرات شفاهی بازماندگان، تصویر دقیقی از مبارزات «از پایین» علیه فاشیسم ارائه داد. نوآوری آن در ترکیب تاریخ محلی با روایتهای شاهدان عینی بود که مخاطبان دانشگاهی و عموم را به اهمیت خاطرات مردمی در تکمیل روایتهای رسمی تاریخ واقف ساخت.
-
Volksgenossen und Gemeinschaftsfremde: Anpassung, Ausmerze und Aufbegehren unter dem Nationalsozialismus (۱۹۸۲؛ ترجمهٔ انگلیسی با عنوان Inside Nazi Germany, ۱۹۸۷): مهمترین اثر نظری پویکرت که به بررسی زندگی اجتماعی آلمان در دوران رایش سوم میپردازد. عنوان کتاب («هموطنان قومی و بیگانگان اجتماعی») اشاره به دو مقولهٔ حقوقی در ایدئولوژی نازی دارد و محتوای آن تحلیل جامعی از وضعیت دوگانهٔ جامعه تحت حاکمیت نازیسم است: از یک سو مردم عادی که با درجاتی از انطباق و همراهی، زندگی «عادی» خود را داشتند؛ و از سوی دیگر اقلیتها و مخالفانی که برچسب «بیگانه» خورده و طرد یا نابود شدند. پویکرت با بهرهگیری از روش تاریخ زندگی روزمره (Alltagsgeschichte) و منابع متنوع – از خاطرات و مصاحبهها تا گزارشهای اداری – نشان داد که سیاستهای نژادی رژیم چگونه در تار و پود تجربههای روزانه نفوذ کرد. دستاورد نظری این کتاب، طرح این دیدگاه بود که رژیم نازی نه یک انحراف پیشامدرن، بلکه جلوهای افراطی از بحرانهای درونی مدرنیتهٔ کلاسیک بود. این تفسیر که بر پیوند دانشباوری مدرن و ایدئولوژی نژادی در شکلگیری «راهحل نهایی» تأکید داشت، به یکی از مباحث ماندگار در ادبیات تاریخ اجتماعی دوران نازی بدل شد.
-
Die Weimarer Republik: Krisenjahre der klassischen Moderne (۱۹۸۷؛ چاپ انگلیسی ۱۹۹۲): اثری تحلیلی دربارهٔ جمهوری وایمار که از منظر تاریخ اجتماعی و فرهنگی بهمثابه زمینهٔ ظهور نازیسم حائز اهمیت است. پویکرت در این کتاب سالهای پرتلاطم ۱۹۱۸–۱۹۳۳ را به عنوان «سالهای بحران مدرنیتهٔ کلاسیک» تبیین میکند. روش او در این مطالعه تکیه بر تحلیل بیننسلی و بررسی تحول نهادهای اجتماعی (رفاه جوانان، آموزش، فرهنگ تودهای و غیره) است. این کتاب با بهرهگیری از شواهد گستردهٔ آرشیوی و خاطرات و مطبوعات دوره، تصویری چندلایه از جامعهٔ آلمان بین دو جنگ به دست میدهد. نوآوری اصلی آن مفهوم «مدرنیتهٔ بحرانزده» است که توضیح میدهد چگونه تناقضهای درونی مدرنیته (دیوانسالاری گسترده، صنعتیشدن شتابان و عقلانیت ابزاری) به بیثباتی سیاسی و اجتماعی وایمار انجامید. این تبیین به عنوان یکی از آثار استاندارد پژوهش دربارهٔ وایمار شناخته شد و فهم زمینههای اجتماعی روی کار آمدن نازیسم را ژرفتر کرد.
-
پروژهٔ «کارگاه حافظه» (Hamburger Lebensläufe – Werkstatt der Erinnerung) (آغاز ۱۹۸۹): طرحی آرشیوی-پژوهشی که به همت پویکرت در پژوهشکدهی تاریخ هامبورگ بنیان گذاشته شد. در این پروژه طی سه دهه بیش از دو هزار مصاحبهٔ تاریخ شفاهی انجام گرفته است. موضوع مصاحبهها زندگینامهٔ شهروندان عادی هامبورگ در نیمهٔ نخست سدهٔ بیستم است، با تاکید ویژه بر خاطرات دوران ناسیونالسوسیالیسم، جنگ جهانی دوم و پیامدهای آن. روش کار بر ثبت روایتهای بلندمدت (زندگینامهای) استوار بود: مصاحبههای چندساعته با پرسشهای باز که فرصت بازگویی بیواسطهٔ خاطرات را به راوی میداد. منابع گردآوریشده علاوه بر صوت و تصویر مصاحبهها، شامل عکسها و اسناد شخصی نیز بود که پژوهشگران میتوانند برای تکمیل روایتهای خود از آنها بهره گیرند. نوآوری این پروژه در مقیاس و رویکرد آن بود: این آرشیو طیفی بسیار متنوع از تجربههای زیستهٔ مردم (از طیفهای مختلف اجتماعی و فرهنگی) را تحت پوشش قرار داد و بستری برای پژوهشهای میانرشتهای دربارهٔ حافظهٔ جمعی شهری فراهم ساخت. «کارگاه حافظه» اکنون بهعنوان یک میراث زنده، هم به حفظ تاریخ شفاهی نسلهای در حال افول کمک کرده و هم الگویی برای آرشیوسازی حرفهای تاریخ شفاهی در دیگر مناطق شده است.
اهمیت و ارزیابی انتقادی
پویکرت با پیوند دادن روشهای نوین تاریخ اجتماعی با روایتهای شفاهی، رویکرد تاریخنگاری را دگرگون کرد و آن را از روایت نخبگان به سوی تجربههای روزمرهٔ مردم عادی سوق داد. او نشان داد که مصاحبه با شاهدان گمنام و بررسی خاطرات شخصی میتواند خلأ ناشی از کمبود اسناد رسمی را پر کند و روایتهای رایج تاریخ را به چالش بکشد. همچنین، پویکرت بر این نکته تأکید داشت که نحوهٔ «بهیادآوری» گذشته خود بخشی از مطالعهٔ تاریخ است؛ از اینرو تاریخنگاری را با پژوهش در حافظهٔ جمعی پیوند داد و بر لزوم نقد منابع شفاهی (از نظر سوگیری خاطرات) تاکید کرد. افزون بر نوآوریهای روشی، چارچوبهای نظری پیشنهادی او – مانند ایدهٔ «بحران مدرنیتهٔ کلاسیک» برای توضیح زمینههای پیدایش فاشیسم، یا مدل پیوستاریاش برای سنجش درجات انطباق و مقاومت در جامعهٔ نازی – بحثهای تازهای را در مطالعات تاریخ معاصر گشود. بسیاری از مورخان جوانتر در آلمان با الهام از آثار او، پژوهشهای خود را به سوی بررسی نقش عامهٔ مردم و گروههای بهحاشیهراندهشده در تاریخ سوق دادند. به علاوه, ابتکار او در تأسیس آرشیو «کارگاه حافظه» میراثی ماندگار بر جا گذاشت که ضمن حفظ هزاران ساعت خاطرات شفاهی، استانداردهای جدیدی برای گردآوری و نگهداری تاریخ شفاهی پایهریزی کرد.
با این حال، برخی نقدها نیز بر کار پویکرت وارد شده است. شماری از منتقدان معتقدند تمرکز شدید او بر جامعهٔ آلمان و تعمیم مفهوم کلی «بحران مدرنیته» موجب شده نقش ویژهٔ ایدئولوژی نژادستیزانهٔ نازیها و ابعاد فراملی هولوکاست در تحلیلهای او کمرنگ شود. همچنین گفتهاند که نگاه پویکرت به جنبش مقاومت کارگری بیش از حد همدلانه بوده و نسبت به جنبههای منفی یا ناکامیهای احتمالی جنبشهای چپ کمتر انتقادی است. با این وجود، این انتقادها بیش از آنکه اصل یافتههای او را رد کنند، به حدود و جهتگیریهای رویکرد او اشاره دارند. حتی منتقدان نیز اذعان دارند که رویکرد ظریف پویکرت به زندگی روزمرهٔ مردم عادی، فهم ما را از چگونگی مشارکت یا سکوت آنان در برابر وقایع هولناک تاریخ متحول کرده است. نقطهٔ قوت او تلفیق حساسیت انسانی با دقت علمی بود. هرچند اجل مهلت تکمیل برخی پروژههای بلندپروازانه را به او نداد، میراث فکری و روشی پویکرت همچنان الهامبخش پژوهشگران در زمینههای تاریخ شفاهی و تاریخ اجتماعی است.
جمعبندی
میراث دتلف پویکرت در تاریخ شفاهی و تاریخ اجتماعی، افقهای تازهای را پیش روی پژوهشگران گشوده است. او الگویی ماندگار از ترکیب روایتهای شفاهی با تحلیل تاریخی بر جا گذاشت و نشان داد که چگونه میتوان صدای فرودستان و حاشیهنشینان را وارد روایت اصلی تاریخ کرد. آرشیو «کارگاه حافظه» که به ابتکار او شکل گرفت همچنان منبعی زنده برای مطالعات تاریخ معاصر است و با بهرهگیری از فناوریهای دیجیتال، این گنجینهٔ خاطرات به نسلهای بعد منتقل میشود. همچنین، ایدههای نظری پویکرت دربارهٔ نسبت مدرنیته و دیکتاتوری یا مکانیزمهای رضایت و سکوت عمومی در برابر شرارت، کماکان در تحلیلهای تطبیقی فراتر از آلمان بهکار میرود. پژوهشگران امروز با الهام از روش او میتوانند به تاریخ شفاهی گروهها و جوامع کمترمطالعهشده (مانند قربانیان گمنام جنگها، مهاجران، اقلیتها و جز آن) بپردازند و بدینترتیب ابعاد جدیدی از حافظهٔ جمعی و تجربهٔ زیسته را کشف کنند. میراث پویکرت یادآور اهمیت روایتهای متنوع انسانی در غنای تاریخ است.
همرسانی
مطالب مرتبط
جدیدترین مطالب
15 دیماه در گذر تاریخ








نظر شما