مروری بر کتاب «ایران و عصر روشنگری»

مروری بر کتاب «ایران و عصر روشنگری»

اشاره. 

متن حاضر معرفی کتاب ایران و عصر روشنگری، ویراسته‌ی سیروس مسروری، ویتنی منیز و جان کریستین لاروسن است. ترجمه‌ی فارسی این کتاب با همین نام به‌ترجمه‌ی شهربانو صارمی، توسط انتشارات ققنوس در سال 1403 منتشر شده است. اصل انگلیسی کتاب نیز در سال 2021 منتشر شده است. 

***

«اهمیت ایران برای عصر روشنگری می‌تواند به ما کمک کند که خودِ روشنگری و مدرنیّت را بهتر درک کنیم.»
ــ از مقدمهٔ کتاب

 این کتاب مجموعه‌ای پژوهشی است که در سال ۲۰۲۱ میلادی منتشر شده و به بررسی نقش و تصویر ایران (پرشیا) در اندیشه‌ها و رویدادهای عصر روشنگری اروپا می‌پردازد. گردآورندگان کتاب با رویکردی میان‌رشته‌ای تلاش کرده‌اند نشان دهند چگونه ایران در قرن‌های هفدهم و هجدهم میلادی به عنوان «دیگری»‌ای مهم در شکل‌دهی هویت اروپا نقش‌آفرین بوده است. این اثر که در مجموعهٔ مطالعات آکسفورد در عصر روشنگری منتشر شده، حاصل همکاری گروهی بین‌المللی از پژوهشگران تاریخ اندیشه، فلسفه و مطالعات شرق‌شناسی است. کتاب «ایران و عصر روشنگری» تصویری پیچیده و متنوع از مواجههٔ فکری اروپا با ایران ارائه می‌کند و بر خلاف برداشت‌های تک‌بعدی، بر تنوع دیدگاه‌ها و تأثیرات متقابل فرهنگی تأکید دارد.

دربارهٔ ویراستاران کتاب

  • سیروس مسروری – استاد نظریهٔ سیاسی در دانشگاه ایالتی کالیفرنیا، سن‌مارکوس. حوزهٔ پژوهشی او شامل تاریخ اندیشهٔ سیاسی ایرانی، گفتمان‌های اتوپیایی، مدارا و همچنین اندیشه‌های مولانا جلال‌الدین رومی است. مسروری یکی از ویراستاران اصلی کتاب حاضر است و پیش‌تر نیز در زمینهٔ ارتباطات فکری ایران و غرب آثاری منتشر کرده است.

  • ویتنی منیز – مدرس نظریهٔ سیاسی در دانشگاه پلی‌تکنیک ایالتی کالیفرنیا (پومونا). پژوهش‌های وی بر تاریخ اندیشه‌های فمینیستی در سدهٔ هجدهم در فرانسه، بریتانیا و ایالات متحده متمرکز است. منیز به عنوان ویراستار مشترک این مجموعه، دیدگاه‌های متنوعی را از منظر مطالعات جنسیت و تاریخ اندیشه به کتاب افزوده است.

  • جان کریستین لاروسن – استاد علوم سیاسی در دانشگاه کالیفرنیا، ریورساید. او از پژوهشگران برجستهٔ تاریخ اندیشه و فلسفهٔ سیاسی عصر روشنگری به‌شمار می‌رود. لاروسن نیز ویراستار همکار این کتاب است و تخصص او در زمینهٔ تسامح دینی و تعامل اندیشه‌های اروپایی با جهان غیراروپایی، در شکل‌گیری چارچوب نظری کتاب مؤثر بوده است.

سه پژوهشگر یادشده به عنوان ویراستاران کتاب، مجموعه‌ای از مقالات تألیفی را از نویسندگانی در آمریکا، فرانسه، اسپانیا، ایتالیا و برزیل گردآوری کرده‌اند. این تنوع جغرافیایی و علمی باعث شده است کتاب از دیدگاه‌های گوناگون بهره ببرد و تصویری جامع از موضوع ارائه دهد.

محتوای کتاب و ساختار آن

«ایران و عصر روشنگری» با مقدمه‌ای جامع آغاز می‌شود که چارچوب نظری و تاریخی پژوهش را ترسیم می‌کند و در ادامه شامل نه فصل (مقالهٔ پژوهشی) است. در مقدمه، مسروری و منیز ضمن مرور پیشینهٔ موضوع، بر این نکته تأکید می‌کنند که در عصر روشنگری یک دیدگاه یگانه و ثابت نسبت به ایران وجود نداشت. آنان رویکردهای نظری متنوعی را برای مطالعهٔ این موضوع برمی‌گزینند و به‌صراحت فاصلهٔ خود را از چارچوب تک‌سویهٔ شرق‌شناسی ادوارد سعید نشان می‌دهند. همچنین با بهره‌گیری از اندیشه‌های میشل فوکو، ویراستاران استدلال می‌کنند که مطالعهٔ نحوهٔ بازنمایی ایران در اندیشهٔ متفکران روشنگری می‌تواند به فهم بهتر ماهیت خود روشنگری و پیدایش مدرنیّت بینجامد. بدین‌ترتیب، مقدمه خواننده را آماده می‌سازد تا به جای تقابل سادهٔ «غرب روشنگر در برابر شرق اسلامی»، با شبکهٔ پیچیده‌تری از تعاملات ذهنی و فرهنگی آشنا شود.

در ادامه، هر فصل کتاب به یکی از جنبه‌های مشخص این موضوع می‌پردازد:

  • مقدمهٔ کتاب(نوشتهٔ سیروس مسروری و ویتنی منیز): این بخش آغازین به تبیین پرسش‌های اصلی کتاب و رویکرد نظری آن اختصاص دارد. ویراستاران توضیح می‌دهند که چرا مطالعهٔ تصویر ایران در متون روشنگری مهم است و چگونه این کار می‌تواند روایت‌های هویتی اروپای مدرن را روشن‌تر کند. آن‌ها ضمن نقد دیدگاه‌های کلیشه‌ای، بر «بازنمایی»‌های متنوع ایران در حوزه‌های مختلف تأکید می‌کنند و خاطرنشان می‌سازند که مواجههٔ فکری اروپا با ایران صرفاً مواجهه‌ای خیالی یا یک‌سویه نبوده، بلکه اروپا از ایران برای طرح پرسش‌ها و نقدهای درون‌فرهنگی خود بهره گرفته است.

  • فصل اول – پیشینهٔ تاریخی: دانسته‌های اروپاییان دربارهٔ ایران پیش از عصر روشنگری (نوشتهٔ سیروس مسروری و جان کریستین لاروسن): فصل نخست یک مرور تاریخی از دانش و اطلاعاتی است که اروپای پیشامدرن دربارهٔ ایران داشت. در این فصل به سفرنامه‌ها، گزارش‌ها و منابعی اشاره می‌شود که پیش از قرن هجدهم میلادی در دسترس اروپاییان قرار داشت و تصور آنان از ایران را شکل می‌داد. نویسندگان نشان می‌دهند که چگونه روایت‌های سیاحان و دیپلمات‌ها از ایران دورهٔ صفوی (نظیر توصیفات پایتخت اصفهان، دربار شاهان صفوی و آداب و رسوم ایرانیان) زمینه‌ساز ذهنیت اروپاییان در آغاز عصر روشنگری شد. این پیشینهٔ تاریخی به خواننده کمک می‌کند دریابد که تصویر ایران در ذهن اروپایی عصر روشنگری بر پایهٔ چه میراثی بنا شده بود.

  • فصل دوم – مدارا و استبداد دینی در ایران صفوی و بازتاب آن در سفرنامه‌های اروپایی (نوشتهٔ جان مارشال): این فصل به طور ویژه بر نوشته‌های گردشگران و سفرنامه‌نویسان اروپایی در اوایل عصر روشنگری متمرکز است که اوضاع مذهبی و سیاسی ایران صفوی را گزارش کرده‌اند. مارشال بررسی می‌کند که سیاحان اروپایی چگونه میزان رواداری دینی یا عدم رواداری و نیز شیوهٔ حکومت پادشاهان صفوی (که حکومتی مقتدر و بعضاً مطلقه بود) را در آثار خود ترسیم کرده‌اند. برای نمونه، در برخی سفرنامه‌های سدهٔ هفدهم و اوایل هجدهم، به بردباری پادشاهان صفوی نسبت به اقلیت‌های مسیحی (مانند ارامنهٔ جلفا) اشاره شده و در عین حال تعصب مذهبی نسبت به فرقه‌های اسلامی دیگر یادآوری گردیده است. مارشال نشان می‌دهد که این گزارش‌ها در اروپا چگونه تعبیر می‌شدند و بحث‌هایی را دربارهٔ مفهوم «مدارا» در جوامع شرقی و مقایسهٔ آن با اروپا برمی‌انگیختند.

  • فصل سوم – الاهیات ایران و کیش مسیحیت: بایل و معمای شر (نوشتهٔ مارتا گارسیا-آلونزو): این فصل وارد حوزهٔ تاریخ فلسفه و الهیات عصر روشنگری می‌شود. موضوع بحث، نگرش فیلسوف شک‌اندیش فرانسوی، پیر بایل، به دین ایران باستان (احتمالاً آیین زرتشتی) در چارچوب بحث فلسفی مسئلهٔ شر است. گارسیا-آلونزو توضیح می‌دهد که بایل در آثار خود (از جمله قاموس تاریخی و انتقادی) با طرح عقاید متفکران ایرانی و دوگانه‌انگاری خیر و شر در آیین زرتشت، چگونه به چالش‌های الهیات مسیحی دربارهٔ وجود شرور در جهان می‌پرداخت. در واقع، «الاهیات ایرانی» در اینجا به مثابه یک شطرنج‌مات‌کننده در برابر الهیات مسیحی ظاهر می‌شود: بایل با اشاره به این که در آیین زرتشتی دو اصل مستقل خیر و شر وجود دارد، پرسش می‌کرد که آیا این نگرش دوگانه می‌تواند توضیح بهتری برای وجود شر در عالم باشد تا آموزه‌های متداول مسیحی که خدای واحد را خیر مطلق می‌دانند. این فصل نشان می‌دهد که ایران حتی در مباحث انتزاعی فلسفیِ روشنگران اروپایی نیز حضوری ذهنی داشته و به عنوان ابزاری برای نقد مفاهیم دینی جاری به کار گرفته می‌شد.

  • فصل چهارم – میهن‌دوستی شرقی؟ تصویر نادرشاه در ادبیات سیاسی فرانسهٔ سدهٔ هیجدهم (نوشتهٔ رولاندو مینوتی): در این بخش، یک چهرهٔ تاریخی ایران یعنی نادرشاه افشار و بازتاب او در اروپا مورد مطالعه قرار گرفته است. مینوتی می‌پرسد که نویسندگان و تاریخ‌نگاران فرانسوی عصر روشنگری چگونه به نادرشاه ــ که به قدرت رسیدن او مصادف با دههٔ ۱۷۴۰ میلادی بود ــ واکنش نشان دادند. آیا او را یک میهن‌پرست شرقی می‌دانستند که برای سربلندی وطنش قیام کرده است، یا صرفاً یک فرمانروای مستبد و جنگجو تلقی می‌کردند؟ این فصل نشان می‌دهد که برداشت اروپاییان از نادرشاه یکدست نبود؛ برخی او را تحسین می‌کردند و اصلاحاتی که در ایران انجام داد را می‌ستودند، و برخی دیگر به دیدهٔ تردید یا ترس به او می‌نگریستند. مینوتی استدلال می‌کند که این اختلاف نظرها در اروپا ریشه در مفاهیم در حال تغییر میهن‌دوستی و حکومت در خود جوامع اروپایی داشت. تحلیل مواجههٔ فکری فرانسویان با نادرشاه، پرده از تأثیر تحولات مفهومی در اروپا بر قضاوت‌شان دربارهٔ رهبران شرقی برمی‌دارد.

  • فصل پنجم – ایران مداراجو در نامه‌های ایرانی منتسکیو (نوشتهٔ آنتونیو کارلوس دوس سانتوس): این فصل به یکی از معروف‌ترین آثار ادبی-فلسفی اوایل عصر روشنگری یعنی «نامه‌های ایرانی» اثر منتسکیو می‌پردازد. منتسکیو در سال ۱۷۲۱ میلادی با انتشار نامه‌های ایرانی، نقدی طنزآمیز بر جامعه و سیاست فرانسه ارائه داد و این نقد را در قالب نامه‌های تخیلی دو نجیب‌زادهٔ ایرانی در اروپا مطرح کرد. دوس سانتوس در مقالهٔ خود بر جنبه‌ای خاص از این کتاب تمرکز دارد: تصویر رواداری دینی در ایران. در نامه‌های ایرانی، شخصیت‌های داستان ضمن مقایسهٔ آزادی‌ها و تعصبات مذهبی در فرانسهٔ آن زمان، گه‌گاه از وضعیت دین و مدارا در وطن خود (ایران) سخن می‌گویند. نویسنده بررسی می‌کند که منتسکیو چگونه از ایران به عنوان آینه‌ای برای فرانسه استفاده کرده است؛ به عبارت دیگر، آیا ایران را به مثابه یک سرزمین دارای تسامح بیشتر ترسیم نموده تا از طریق ایجاد یک تضاد، نقطه‌ضعف‌های اروپا را برجسته کند، یا صرفاً از چهرهٔ یک ایرانی بیگانه برای وارد کردن انتقادهای غیرمستقیم بهره گرفته است. این فصل نشان می‌دهد که ایران در تخیل منتسکیو هم منبع الهام برای ایده‌های مداراجویانه بوده و هم وسیله‌ای ادبی برای ایراد گرفتن از تعصب‌های مذهبی و اجتماعی اروپا.

  • فصل ششم – «نامه‌های یک ایرانی»: سیاست انگلیسی از نگاه یک ایرانی خیالی (نوشتهٔ سیروس مسروری): در این فصل، مسروری سراغ نمونهٔ مشابهی از ادبیات سیاسی در انگلستان سدهٔ هیجدهم رفته است. جرج لیتلتون سیاستمدار و نویسندهٔ انگلیسی، در سال ۱۷۳۵ کتابی با عنوان نامه‌های یک ایرانی مقیم انگلستان به دوستش در اصفهان منتشر کرد. این اثر که الهام‌گرفته از سبک منتسکیو بود، از زبان یک ایرانی تخیلی، اوضاع سیاسی بریتانیا را نقد می‌کرد و به ویژه حملاتی را متوجه نخست‌وزیر وقت (رابرت والپول) نمود. مسروری ضمن معرفی دیدگاه‌ها و محتوای نامه‌های لیتلتون، به بازخورد و تأثیر آن در جامعهٔ انگلیس می‌پردازد. او نشان می‌دهد که موفقیت این کتاب در میان مخالفان والپول چنان بود که حامیان دولت بلافاصله دست به کار شدند و پاسخ‌هایی طنزآمیز نوشتند که در آنها نیز از نقاب شخصیت یک ایرانی برای دفاع از والپول یا حمله به منتقدان استفاده شده است. بدین ترتیب، ایران تبدیل به صحنه‌ای خیالی برای نزاع‌های قلمی در سیاست داخلی انگلستان شد. فصل ششم کتاب روشن می‌کند که چهرهٔ ایرانی چگونه در تخیل سیاسی انگلیسیان آن دوران حضوری پررنگ یافت و ابزار بیان نقد و کنایه‌ سیاسی گردید.

  • فصل هفتم – ولتر و ایران: بهره‌گیری از شرق برای نقد غرب (نوشتهٔ میریکام-بوردە): این بخش به ولتر فیلسوف و ادیب نامدار عصر روشنگری و نگاه او به ایران اختصاص دارد. عنوان فصل به‌خوبی گویاست: «چگونه می‌توان از شرق علیه غرب استفاده کرد.» ولتر که به تیزبینی و نقدهای بی‌پروا شهرت دارد، در آثار مختلفش از تمثیل‌ها و داستان‌های شرقی برای پیام‌رسانی بهره گرفته است. میریکام-بوردە نشان می‌دهد که ولتر با شناختی که از تاریخ و اساطیر ایران داشت (از جمله آشنایی با شخصیت‌هایی چون زرتشت و کورش)، چگونه از آنها به عنوان ابزاری انتقادی استفاده می‌کرد. برای مثال، ولتر در نمایشنامهٔ محمد [ص] یا داستان فلسفی زادیگ (Zadig) از فضاسازی شرقی بهره می‌گیرد تا تعصبات مذهبی و اجتماعی اروپای زمان خود را به نقد بکشد، بی‌آنکه صریحاً به نهادهای اروپایی بتازد. این فصل تشریح می‌کند که چرا ولتر مجذوب برخی جنبه‌های فرهنگ و تاریخ ایران بود و چگونه با تحسین یا بزرگ‌نمایی خرد شرقی، عقاید خرافی و تعصب‌آمیز غرب را به سخره می‌گرفت. در مجموع، تصویر ایران در آثار ولتر کارکردی دوگانه داشت: هم ستایش تمدنی باستانی و خردگرا بود و هم حربه‌ای برای اصلاح‌گری در جامعهٔ خودش.

  • فصل هشتم – ایران در دائرة‌المعارف دیدرو (نوشتهٔ ویتنی منیز): در این فصل نگاه‌ها به یک منبع مرجع اصلی روشنگری یعنی دائرة‌المعارف فرانسوی دیدرو و دالامبر معطوف شده است. منیز بررسی می‌کند که ایران چگونه در مقالات و مدخل‌های این دائرة‌المعارف (چاپ نیمهٔ قرن هجدهم) توصیف شده است. دائرة‌المعارف که هدفش گردآوری دانش بشری بود، به ایران نیز به چشم یک موضوع تاریخی و جغرافیایی می‌نگریست. این فصل نشان می‌دهد که مدخل‌های مربوط به ایران (از جمله مدخل‌های مربوط به تاریخ ایران باستان، آیین زرتشتی، جغرافیا و حکومت ایران) واجد نگاهی دوگانه بودند: از یک سو ایران را به عنوان یک تمدن کهن و منبع ایده‌ها معرفی می‌کردند که فیلسوفان از آن الهام می‌گرفتند؛ و از سوی دیگر به مواردی مانند تعصب مذهبی در برخی ادوار ایران اشاره داشتند و نیز نمونه‌هایی از غلبهٔ تعصب دینی را در تاریخ ایران برجسته می‌کردند. به عنوان نمونه، دائرة‌المعارف به ستایش پادشاهان باستانی ایران که گفته می‌شد در زمان خود اهل مدارا بودند می‌پرداخت، اما هم‌زمان سقوط و انحطاط سلسله‌ها را به تعصبات مذهبی و استبداد نسبت می‌داد. منیز نتیجه می‌گیرد که تصویر ارایه‌شده از ایران در این اثر مرجع روشنگری، پیچیده و چندلایه است: ایران هم الگوی الهام‌بخش برای مفاهیمی چون مدارا و عقلانیت قلمداد می‌شد و هم عبرت‌آموز برای خطرات استبداد و تعصب.

  • فصل نهم – «قوم قابل‌احترام»: ستایش زرتشتیان توسط منتقدان رادیکال دین در اواخر عصر روشنگری (نوشتهٔ اریکا جی. مانوچی): آخرین فصل کتاب به تحول نگاه اروپاییان به ایران در آستانهٔ پایان عصر روشنگری می‌پردازد، هنگامی که جریان‌های فکری رادیکال‌تر و ضدکلیسا در اروپا ظهور کرده بودند. مانوچی در پژوهش خود نشان می‌دهد که برخی روشنفکران جسور اواخر قرن هجدهم (نزدیک به دوران انقلاب فرانسه) با نگاهی تحسین‌آمیز به آیین زرتشتی و پیروان آن (که در ادبیات اروپایی اصطلاحاً «گبر» خوانده می‌شدند) می‌نگریستند. این متفکران رادیکال – که از وضعیت سلطهٔ کلیسا و دین رسمی در اروپای خود ناراضی بودند – در نوشته‌هایشان زرتشتیان را مردمی خردمند و اخلاق‌مدار ترسیم می‌کردند و دین باستانی ایران را نمونه‌ای از دین طبیعی پاک و دور از خرافات معرفی می‌نمودند. به عنوان مثال، نویسندگانی مانند ولنی یا سایر مورخان فلسفی آن دوره، با اشاره به ایمان زرتشتیان به یکتاپرستی و پرهیزشان از تعصب مذهبی، از آنان به عنوان «قوم قابل احترام» یاد می‌کردند. مانوچی تحلیل می‌کند که این ستایش از ایرانیان باستان و بازماندگان آیین کهن آنان، در واقع حربه‌ای فکری برای نقد مسیحیت سازمان‌یافته و خرافات مذهبی در اروپای آن زمان بود. آخرین فصل کتاب بدین ترتیب نشان می‌دهد که در پایان سدهٔ هیجدهم، ایران (به‌ویژه میراث دینی ایران باستان) چگونه در ایده‌های اندیشمندان پیشرو اروپایی نقش یک آرمان‌شهر ذهنی را ایفا می‌کرد که بتوان با اتکا به آن ارزش‌های جدیدی را در جهان جدید بنیان نهاد.

جمع‌بندی و اهمیت اثر

کتاب «ایران و عصر روشنگری» از نظر گستردگی موضوعات و ترکیب دیدگاه‌های تاریخی و تحلیلی، اثری کم‌نظیر در حوزهٔ مطالعات تاریخ تفکر به‌شمار می‌آید. این اثر نشان می‌دهد که مواجههٔ ذهنی اروپا با ایران در عصر روشنگری تا چه حد متنوع و پربار بوده و چگونه متفکران اروپایی در طیف‌های مختلف – از سیاست‌مداران و فیلسوفان گرفته تا دائرة‌المعارف‌نویسان – هر یک به شکلی از ایران الهام گرفته یا درباره‌اش مجادله کرده‌اند. منتقدان دانشگاهی نیز ارزش علمی این کتاب را تأیید کرده‌اند. به گفتهٔ یکی از منتقدان، این مجموعه با گردآوری گنجینه‌ای از اطلاعات تازه و تحلیل‌های نو دربارهٔ نحوهٔ شکل‌گیری خودآگاهی اروپایی از رهگذر مواجهه با ایران، خواندنش برای پژوهشگران تاریخ اندیشهٔ مدرن و به‌ویژه علاقه‌مندان به عصر روشنگری بسیار سودمند است. همچنین تنوع روش‌شناختی مقالات کتاب – از تحلیل متون ادبی تخیلی گرفته تا بررسی اسناد تاریخی و فلسفی – سبب شده که خواننده با ابعاد کمتر شناخته‌شده‌ای از موضوع آشنا شود. این جامعیت در عین حال گامی است به سوی پاسخ‌دادن به این پرسش بنیادین که چرا و چگونه ایران در قیاس با دیگر جوامع غیراروپایی، برای اندیشمندان عصر روشنگری اروپایی واجد اهمیتی ویژه بود.

در مجموع، «ایران و عصر روشنگری» تصویری زنده و علمی از تأثیرات ایران بر اندیشهٔ اروپای مدرن اولیه به دست می‌دهد و بر پیچیدگی روابط بین فرهنگی در تاریخ تأکید می‌کند. انتشار این کتاب در یک مجموعهٔ معتبر دانشگاهی و ترجمهٔ آن به زبان فارسی (توسط انتشارات ققنوس در سال ۱۴۰۳ شمسی) نشان از اهمیت و استقبال از این پژوهش در مجامع علمی دارد. برای جامعهٔ علاقه‌مند به تاریخ و فرهنگ، این کتاب یادآور آن است که تعاملات فکری ملت‌ها می‌تواند فراسوی مرزهای جغرافیایی و سیاسی، نقشی اساسی در شکل‌دهی به جهان‌بینی‌ها و تحولات تاریخی ایفا کند.


هم‌رسانی

مطالب مرتبط
نظر شما